این مطلب برداشتی هست از کتاب The Calling Card Script که منظور از این عنوان، فیلمنامه ای هست که نویسنده به واسطه اش خودش رو به صنعت معرفی میکنه. طبیعتا مخاطب چنین کتابی، افرادی هستن که هنوز وارد صنعت فیلمسازی نشدن و قصد دارن حرفه ای ظاهر بشن. 
نویسنده ی کتاب، فردی به اسم پال اشتون هست که سال ها در BBC Writersroom کار کرده و با نویسنده های تازه کار و حرفه ای همکاری داشته. تمرکز کتاب روی اینه که چطور یه فیلمنامه ی قوی نوشته بشه که هم اصالت داشته باشه و هم قابل تولید باشه و هم بتونه در رسانه های مختلف مثل سینما، تئاتر یا رادیو، بدرخشه. 
نویسنده در ابتدا توضیح میده که هرکسی که نکاتی کاملا جدید و بی سابقه برای فیلمنامه نویسی داره، یا داره دروغ میگه یا خودش رو گول میزنه و باورمند به غیر انحصاری بودن دانش هست. نویسنده سعی میکنه به جای ادعای نوآوری مطلق، روی تجربه، ترکیب و بازآفرینی کار کنه. 
"وظیفه ی هر کتاب جدید اینه که یه دیدگاه تازه پیدا کنه، یه روش جدید برای سازماندهی، و یه شیوه ی تازه برای تمرکز و بیان."
نویسنده عمدا از مرور کتاب های مشابه خودداری کرده تا مطمئن باشه که اگر ایده ای مشابه مطرح کنه، صرفا تصادفی باشه و سراغ تکرار سطحی ایده های دیگران نره. اون همچنین اعتراف میکنه که ممکنه ناخواسته از دیگران وام گرفته باشه ولی اون رو  با هدف یادگیری به اشتراک میذاره. 
نویسنده خیلی باهوش و تحلیلگر به نظر میرسه و صرفا درباره ی فیلمنامه نویسی صحبت نکرده بلکه درباره ی اخلاق نوشتن، مسئولیت و صداقتی که لازمه به خرج داد نظر خودشو مطرح میکنه. 
در ادامه، پال اشتون درباره ی این صحبت میکنه که برای بقا، لازمه انعطاف پذیر بود. نه فقط در فرم، بلکه در رسانه، ژانر و حتی زبان. اون عقیده داره که نوشتن یک علم ناقصه اما نه یک راز. این یعنی میشه یاد گرفت، تمرین کرد و رشد کرد، حتی اگر فیلمنامه نویس، نبوغ خاصی نداشته باشه. 
عناصر نوشتن همیشه در حال تغییر هستن و نوشتن هیچوقت تبدیل به یک علم کامل نمیشه و از این بابت، ناقص تلقی میشه. هر بار که نوشتن رو انجام میدیم، میشه چیز تازه ای کشف کرد و بعضی باورها رو کنار گذاشت.