۸۴ درصد پسند از مخاطبای گوگل و امتیاز ۷ از ۱۰ از سایتIMDb یعنی اینکه با یه کار دیدنی رو به رو هستیم.
برلین واقعا امتیاز خوبی گرفته ولی اگه نگاهی به بازخوردا بندازید، متوجه میشید که افراد زیادی، این کارو با خانه‌ی کاغذی یا مانی هیست مقایسه کردن و میگن که نسبت به خانه‌ی کاغذی، چیز خوبی از کار در نیومده.


برلین، راجع‌به گذشته‌ی این کاراکتر بخصوصه و رفتارای غیر حرفه‌ای و ناشیانه، طبیعی‌ترین و منطقی‌ترین چیزیه که میشه از این شخصیت، انتظار داشت. 
علاقه‌ای ندارم که به سبک دعواهای دبیرستانی، با کسی بحث کنم که فلان سریال خوبه یا بد. فیلم و سریالا جدا از وجه هنریشون، یه پدیده‌ی جامعه شناختی هستن. توی اعداد و ارقام و کامنتا، نحوه‌ی اندیشه و نیاز جامعه رو میشه درک کرد.

این سریال، داره جریان یه سرقت پردردسر رو نشون میده؛ با وجود تمام جزئیاتی هم که داره، حتی یه بیننده‌ی آماتور هم می‌تونه بفهمه که چقدر نقاط کور و باگ داره و منطق داستانو زیر سوال ببره. 
با این وجود، این شور و هیجانی که در به تصویر کشیدن یه داستان که مرتبط با دزدی و مسائل رمانتیکه، و اصرار مخاطب روی اینکه کاش هیجان و لذت یه دزدی حرفه‌ای رو با مهارت بیشتری به تصویر میکشید، حدسا و احساسات و افکار مختلفی رو درونم زنده میکنه.

این درست مثل یه خوابه که میخوای تفسیرش کنی؛ چون این سوال پیش میاد که چیزی مثل ماجرای سرقت، چه احساسی رو توی آدمایی زنده میکنه که خیلی‌هاشون ممکنه هیچ وقت سمت کار خلاف نرن و اتفاقا خیلی هم موجه باشن.

چیزایی که برلین و گروهش به سرقت میبرن، جزو مواردی هستن که اکثر افراد جامعه، هیچ ارتباط مستقیمی باهاشون ندارن. مزایده‌هایی که برای دست به دست کردن همچین اشیایی صورت میگیره، برای ما، فقط اخباری توی تلویزیون و پستای فضای مجازی هستن. هنوزم خیلیا از خودشون میپرسن که این مزایده‌ها واقعا چه معنایی دارن و چرا بعضی وقتا پول کلانی پای خرید یه شیء میره که میشه یا قیمت خیلی کمتری، یکی مثلشو داشت؟

ثروت بعضی از افراد ثروتمند، درست مثل بخش خصوصی زندگی و رازهاشون، عجیب و غریب و پیچیده است. هر چه که دارایی بیشتر باشه، مراقبت ازش هم سخت‌تر میشه. این موضوعیه که برای خیلی از ما‌ها که ثروتای کلان نداشتیم، موضوع چالش برانگیزی نیست و ذهنمون چندان درگیرش نشده؛ ولی تصویری که توی این سریال، در مورد چالشای مراقبت از یه ثروت کلان نشون داده میشه، قابل تصوره.

برلین و گروهش هرچند دارن کار خلافی انجام میدن ولی باز هم نمیشه گفت که چندان، شخصیتای منفی و شروری هستن، و اتفاقا هر کدوم به شکلی، رفتارای همدلانه رو از خودشون نشون میدن. اونا با دزدی خودشون، اونچه که به اسم سرمایه‌داری میشناسیم رو به بازی میگیرن و بهش طعنه میزنن.

جمع‌بندی
فکر میکنم دلیل محبوبیت فیلم و سریالا و حتی مستندای خوش‌ساخت در مورد دزدی‌های اینچنینی، از این بابته که ناخودآگاه، به بیننده‌ی خودش یادآور میشه که همیشه، ثروت و میراث خوب نیست که برنده میشه و مهارتای دیگه‌ای هم هستن که می‌تونن دست بالارو داشته باشن.

اینطوری میشه درک کرد که چرا نقاط کور و اتفاقات غیر منطقی، ممکنه توی ذوق بعضی از بیننده‌ها بزنه؛ چون نمیذاره که بیننده، همچین احساسات خوبی رو به دست بیاره و صرفا حس میکنه که داره به بازی گرفته میشه تا بیننده‌های یه سریال، افزایش پیدا کنه، یا مثلا فقط یه چیزی ساختن که سرگرمش کنه.

برلین، خوش ساخته و خوده بازیگر برلین، فکر میکنم که کاریزماتیک‌تر از بقیه‌ی شخصیتا ظاهر شده.