مهارت شبیه سازی، دقیقا چیزی شبیه بازی‌های ژانر شبیه‌سازی هست، با این تفاوت که شنا می‌تونید بدون بازی ویدیویی هم از این مهارت روانی بهره ببرید. 
اولین و مهم ترین چالش در مورد مهارت شبیه سازی، درک شبیه سازی بهنجار و شبیه سازی نابهنجاره. نقش بازی کردن، کاستوم‌ها، ادا درآوردن و غرق شدن در یک داستان و هویت خاص به منظور کنجکاوی و سرگرمی، می‌تونن تاثیراتی بیشتر از یه سرگرمی رو ایجاد کنن. وقتی شما روی تاثیر هر شبیه سازی حساسیت پیدا کنید و صرفا به جهت سرگرم شدن به سراغشون نرید، میشه گفت که به مهارت شبیه سازی هم مسلط شدید.

شبیه سازی، یک فرآیند مهم برای انتقال تجربه و افزایش درک هست که اجازه میده بدون آزمون و خطا و ریسک زیاد، به تجربیاتی دست پیدا کنیم که دیگران به صورت واقعی از سر گذروندن. اما این خیلی مهمه که شبیه سازی به صورت بهنجاری صورت بگیره. شما ممکنه خواه ناخواه در معرض شبیه سازی های نابهنجار هم قرار بگیرید اما با یه نگاه انتقادی میشه تاثیر منفی این تجربه رو کاهش داد.

مثلا کسی که میاد یه رمان طولانی و جذاب درمورد خیر و شر مینویسه، شانس اینو داره که مخاطب هایی رو به داستانش جذب کنه، به شکلی که خواننده ها شروع کنن به تجسم خودشون در فضای داستان. اما اگر این داستان، گزاره هایی نابهنجار درمورد خیر و شر داشته باشه و خواننده هم نگاه انتقادی نداشته باشه، تجربه ی غرق شدن در این کتاب، در ظاهر جالب اما با تاثیرات روانی منفی خواهد بود.

استفاده از مهارت شبیه سازی در درک مسائل اجتماعی، کار پیچیده ایه ولی میتونه منشا قدرت زیادی باشه. این کار نیاز به کار فکری زیادی داره. گاهی یک فرد دوست داره دلیل اتفاقات جامعه و دنیا رو بفهمه اما ممکنه نتونه موقعیت رو درون ذهنش، به شکل کاملی شبیه سازی کنه و بیش از پیش، شبیه یک دانای کل یا ناظر بی طرف، به اتفاقات نگاه کنه. این مهارت گاها میتونه کمک کنه تا بفهمیم کجای کشاکش های کلان و مهم دنیا قرار گرفتیم.