میوه های استوایی به میوه هایی گفته میشه که محل اصلی رشدشون مناطق گرمسیری نزدیک به خط استواست. این مناطق دارای آب و هوای گرم و مرطوب با تغییرات دمایی کم در طول سال هستن. 
این میوه ها حساسیت زیادی به سرما و یخبندان دارن و اغلب دارای عطر، طعم و رنگ بسیار قوی و منحصر به فردن. ازجمله میوه های استوایی میشه به آناناس، موز، انبه، پاپایا و پشن فروت اشاره کرد.

میوه های استوایی چه احساسی رو در انسان زنده میکنن؟
این میوه ها معمولا ترکیبی از حس تحریک، رهایی، خطر و رازآلودگی و وفور نعمت رو تداعی میکنن. در هنر و ادبیات هم همین احساسات از طریق نمادهایی مثل بهشت گمشده، فساد اخلاقی، اغواگری و عجیب الخلقه بودن در کنار میوه های استوایی خودنمایی کردن. 
این میوه ها به سه دلیل با احساسات خاصی گره خوردن یعنی ظاهر عجیب، عطر غلیظ و طعم بسیار شیرین و ترش. 
مثلا در انبه، شاهد بافت گوشتی، آبدار و اغلب چسبناک و عطر سنگین و گرم هستیم که ناخودآگاه تداعی کننده ی تن و عرق بدن هست. در روانشناسی، میوه های استوایی نماد تمایل سیری ناپذیر و لذتی هست که حد وسط لذت خوردن و لذت جنسی قرار میگیره. 
خیلی از میوه های استوایی ممکنه ظاهر یا خواص عجیبی داشته باشن مثل میوه ی شاد که دانه های سمی داره یا ظاهرشون خاردار و ترسناکه و ناخودآگاه حسی مثل توام بودن لذت با رنج یا خطر رو تداعی میکنن. 
پوست سخت، ظاهر فلس دار در میوه ی اژدها یا تیغ های آناناس، حس هسته ی شیرین پنهان شده در میان سختی و ماجراجویی رو زنده میکنن.

نماد بهشت گمشده و طبیعت بکر
در نقاشی های قرن 19، بخصوص در مکتب پست امپرسیونیسم، میوه های استوایی در کنار زنان بومی، نماد بهشت زمینی پیش از ورود تمدن هستن. این موضوع رو به کرار میشه در آثار گوگن در تاهیتی دید. 
در نقاشی های گوگل از زنان تاهیتی با انبه و موز، میوه نشانه ی معصومیت وحشی و وفور بی زحمت هست.

فساد، تجمل و استعمار
در رمان های قرن بیستم، میوه های استوایی دو چهره دارن، اونها هم تصویری از حس مطلوب و هم تداعی کننده ی لذتی فاسد شدنی هستن. 
در داستان های جوزف کنراد، اروپایی ها برای چیدن این میوه ها به استوایی ها حمله میکنن و میوه به غنیمت سرزمین وحشی تبدیل میشه. بوی سنگین و شیرین میوه های رسیده مثل انبه یا پاپایا، در داستان های جنوب آمریکا، مثل آثار تنسی ویلیامز، تداعی کننده ی گرما، تعریق، شهوت سرکوب شده و پوسیدگی تدریجی خانواده های اشرافی جنوبی هستن.

عجیب الخلقه بودن و اگزوتیسم در هنر معاصر و تبلیغات
در نقاشی سوررئالیستی و تبلیغات مدرن، میوه های استوایی به خاطر شکل عجیبشون به موجودات زنده تشبیه میشن. مثلا آناناس نماد مهمان نوازی و ثروت در معماری استعماری هست و مجسمه های سنگی آناناسی بالای در ورودی عمارت های قدیمی، تصویری از این موضوع هستن. 
در انیمه و مانگای ژاپنی، میوه هایی مثل میوه ی اژدها و دوریان به عنوان میوه های قدرت یا طعم ماورایی شناخته شدن.

اگزوتیسم یعنی شیفتگی، توجه وسواس گونه یا بازنمایی اغراق آمیز نسبت به چیزهایی که غریبه، دورافتاده و از نظر فرهنگی، بسیار متفاوت به نظر میرسن. این اشتیاق معمولا از طرف فرهنگ غرب، نسبت به فرهنگ های آسیایی، آفریقایی، خاورمیانه و آمریکای لاتین ابراز میشه. 
وقتی یک اروپایی در قرن 19 به ایران یا هند سفر میکرد و از بازارهای شلوغ، ادویه های تند و معماری گنبدی شکل، با حیرت و لذت وصف ناپذیر مینوشت، در واقع نگاه اگزوتیک داشت. این تفاوت ها رو نه به عنوان واقعیت روزمره، بلکه به عنوان نمایشی از رمزآلودگی، احساسات خام و طبیعت بکر، قلمداد میکرد. 
اگزوتیسم بعضا توصیف کننده ی نگاه "من متمدن" به "دیگری وحشی یا رازآلود" هست. 
میوه های استوایی هم ویژگی های مشابهی دارن. هرچه محل رویش اونها دورتر باشه، جذاب تر هستن. مثلا میوه ای که در شمال اروپای نیست، برای مردم اروپا میتونه عجیب و ارزشمند باشه. 
پوست خاردار میوه ی اژدها یا رامبوتان پرمو، تداعی کننده ی وحشی گری هست. برخلاف شهر صنعتی، اینجا همه چیز خام، ارگانیک و عریان هست و نوعی ارتباط با طبیعت وحشی رو میشه حس کرد. 
درخت انبه، پر از میوه و بدون زحمت زیاد کشاورزی تولید میشه. نیازی به برنامه ریزی و زحمت نداره و در منطقه ی مناسب، به وفور پیدا میشه که به مفهوم وفور و بی قیدی در تجربه ی اگزوتیسم اشاره داره. 
عطر غلیظ دوریان یا رنگ نئونی پاپایا، حسی شه-وانی و اغراق شده رو درون خودش داره. بو، رنگ و مزه ی بسیار تند و قوی تر از غذاهای معمولی، وجه خاص این تجربه است که با مفهوم اگزوتیسم همپوشانی داره. 
اگزوتیسم به خودی خود نه خوبه و نه بد. باعث میشه انسان به فرهنگ های دیگه علاقه پیدا کنه، سفر کنه، هنرهای جدید رو کشف کنه و از یکنواختی بیرون بیاد. مثل گوش دادن به موسیقی هندی یا خوردن سوشی، در ابتدا یک کنش اگزوتیک بود که رفته رفته به موضوعی معمولی تبدیل شد. اما وجه منفی اگزوتیسم میتونه باعث ایجاد حس تحقیر و کلیشه بشه. فرهنگ دیگه ممکنه تبدیل به یک اسباب بازی عجیب یا حیوان بامزه تقلیل پیدا کنه. مثلا اینکه همیشه از مردم آفریقا انتظار داشته باشیم برهنه و با نیزه در ساوانا بدون، باعث میشه پیچیدگی و انسانیت واقعی آدم ها رو نادیده بگیریم. 
وقتی شما یک انبه رو در اروپا در یک بسته بندی لوکس یا طرح نخل و طوطی میبینید، در حال تماشای یک محصول اگزوتیک هستید. اون انبه دیگه فقط یک میوه نیست، بلکه نماد رهایی از زمستان سرد اروپا، عشق گرمسیری، ماجراجویی و لذت بی مسئولیت شده است. در حالی که برای یک فرد هندی، انبه یک میوه ی کاملا معمولی و خاطره انگیز دوران کودکی تلقی میشه. 
پس اگزوتیسم، نگاه برون گروهی لذت بخش ولی سطحی به چیزهایی هست که برای ما غریبه ان.

بیشتر میوه های استوایی ظاهری سخت، خاردار، زمخت یا ترسناک دارن و درونشون نرم، شیرین و لذیذه. این تضاد دائمی بین پوسته و هسته میتونه اونها رو تبدیل به نماد پذیرش خوب و بد و زیبا و زشت در یک موقعیت کنه. این ویژگی، در همپوشانی با مهارت قضاوت نکردن براساس ظاهر و توانایی زندگی با تناقض هاست. 
در عمل انسانی، میوه ی استوایی مثل آدمیه که میدونه کسی که خشن به نظر میرسه، ممکنه درون شکننده ای داشته باشه و در روابط خودش، عجله ای برای قضاوت نداره. 
میوه ی استوایی برای رسیدن، نیاز به گرمای طاقت فرسا و رطوبت زیاد داره. به عنوان یک نماد، این وضعیت میتونه نماد انسانی باشه که میتونه در محیط های پرتنش  زنده بمونه و به رشد خودش ادامه بده. این موضوع در همپوشانی با مهارت تبدیل فشار محیط به انرژی درون ساز و آرامش در بحران هست. مثل فردی که در اوج مشاجره و استرس، خونسردی خودش رو حفظ میکنه و حتی ممکنه از تنش، برای یک کار خلاقانه الهام بگیره. 
میوه ی دوریان بوی تند و زننده ای داره و این باعث میشه که عده ی زیادی ازش متنفر باشن اما بعضیا هم هستن که این میوه رو بابت طعمش دوست دارن. این میتونه تصویرگر انسانی باشه که به پسند همگانی اهمیت نمیده و نیازی به پسندیده شدن از طرف همه نیاز نداره. این وضعیت یادآور مهارت مقاومت در برابر فشار و عدم نیاز به تایید جمعی هست، مثل آدمی که به سلیقه و سبک زندگی منحصر به فرد خودش ادامه میده، حتی اگر دیگران اون رو عجیب بدونن. 
این میوه ها میتونن تصویری از مهارت روانی همدلی با دیگران یا نوعی اگزوتیسم مثبت باشن که باعث انعطاف پذیری فرهنگی و عدم نژادپرستی میشه. در عمل انسانی، این میوه ها شبیه فردی هستن که به راحتی با هر ملیت و زبانی ارتباط برقرار میکنه و هیچ فرهنگی براش غریبه و ترسناک نیست.

میوه های استوایی با پوست تیغ دار، کلفت یا فلس دار میتونن به مفهوم ترس از صمیمیت هم اشاره داشته باشن. پوست این میوه ها یادآور افرادی هست که در صمیمیت های زودگذر و سطحی مهارت ندارن و برای رسیدن به قلبشون باید زحمت کشید. 
این وضعیت میتونه به مهارت روانی مرزبندی سالم و عدم سهل الوصول بودن اشاره داشته باشه و یادآوری افرادی هست که به راحتی به کسی نه نمیگن، اما راحت هم دل نمی بازن و برای روابط انسانی عمیق، ارزش قائل هستن. 
میوه های استوایی اگر انسان بودن، میتونستن روانشناس های برجسته ای باشن که تخصص شون مدیریت تضاد هست. اونها به ما یاد میدن که چطور در گرمای سوزان داغ ترین لحظه های زندگی، نه تنها نسوزیم بلکه شیرین و عطرآگین بشیم.