نقد و بررسی انیمه ی سینمایی My Oni Girl 2024
27 اردیبهشت · · خواندن 5 دقیقه نقد و بررسی انیمه ی سینمایی My Oni Girl 2024| دوستدختر دیو من
اگر از علاقهمندای انیمههای رمانتیک و اسرارآمیز ژاپنی هستید، دوستدختر دیو من که توی وب فارسی با اسم دوست اهریمن من هم شناخته شده، ازجمله کارای جدید و دیدنیه. گرافیک خوب، داستان فانتزی که تلفیقی از نیروهای طبیعت، زندگی روزمرهی ژاپنی و احساسات عمیق انسانیه، وجه مشترک این انیمه با کارای مشابهی هست که توی سالای اخیر تونستن جای خودشونو بین مخاطبای فارسی زبان پیدا کنن.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
جهانبینی این انیمهها طوری طراحی شدن که بتونن انگیزهای برای شهروندایی جور کنن که بهکرار مورد هجوم طبیعت و بلایای غیر طبیعی قرار گرفتن. شخصیت مونث این داستان به اسم تسوموگی، از گونههای انسانی نیست ولی بهسبب اینکه آدما نمیتونن چهرهی متفاوتشو ببینن، بهراحتی میتونه با آدما معاشرت کنه.
زندگی امثال اون درگیر نوعی انزواست و یه درگیری دائمی رو با موجوداتی فراطبیعی دارن که بقاشون رو تحتتاثیر قرار میده.
این گونهی متفاوت با انسان، صرفا بهکمک تولید مثل، نسل خودشون رو گسترش نمیدن بلکه یک انسان، با سرکوب احساسات و درونیات خودش ممکنه کمکم تبدیل به یک اونی یا اهریمن بشه.

تکیهی اصلی داستان هم روی همین موضوعه؛ یعنی اینکه چی میشه اگه شما بهطور مداوم، سراغ سرکوب احساسات خودتون برید؟ این داستان میتونه علاوهبر نوجوونا، برای افراد بالغی که به انیمه علاقه دارن هم جذاب واقع بشه.
مدت زیادی از انتشار این کار نمیگذره و فعلا تونسته امتیاز 6 از 10 رو از سایت IMDb با درصد مشارکت خیلی خیلی پایینی کسب کنه و از طرف مخاطبای گوگل هم 75 درصد پسندیده شده. برای منتقدایی که پیش از این هم انیمههای سینمایی ژاپنی رو دیدن و محتواشون رو زیر سوال بردن، مای اونی گرل میتونه گوشت قربونی خوبی باشه چرا که فورا میتونن شروع کنن به مقایسه کردنش و بگن که این صرفا تکرار انیمههای قبلیه و مشخصه ایدهی جدیدی نداشتن ولی چنانچه بخوایم اینطوری به فیلم و انیمههای جدید نگاه کنیم، خیلی زود ممکنه سرخوردگی رو تجربه کنیم. و اصلا اگه همچین ایدههایی دارن تکرار میشن، بخشیش بابت اینه که مخاطبا چنین ایدههایی رو میپسندن. ما تقریبا هرساله میتونیم انتظار یکی دو تا کار رمانتیک ژاپنی رو بکشیم که گرافیک جذابی دارن و میتونن آدما رو یاد عشقای دورهی جوانیشون بندازن.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان انیمهی دوست دختر دیو من رو لو بده.

آموزش مهارتهای روانی با ادبیات مناسب به نوجوونا و بچهها از جمله کارای دشواری هست که میشه گفت انیمهها بهرغم انتقادات زیادی که نسبت بهشون وجود داره، خیلی بهتر از فرمهای دیگهی هنر از پسش بر اومدن. شاید دلیلش رو بشه عرف بسیار متنوع دنیای انیمه دونست که به هنرمندا اجازه میده سراغ هر موضوعی که دوست دارن برن.
نادیده گرفتن نیازای روانی با توجیه اینکه نیازای فیزیکی در اولویت هستن و صرف بقا پیدا کردن میتونه پدیدهی بسیار ارزشمندی باشه، موضوعیه که زندگی خیلی از آدمای دنیا درگیرشه و با چنین استدلالی، بخش زیادی از کیفیت زندگی خودشون رو صرف ارزش دادن به ایدههای گروهزده و بعضا فاشیستی میکنن. ما اینقدر به نادیده گرفتن درونیات خودمون خو میگیریم که وجود هویتی درون این پوستهی فیزیکی رو فراموش میکنیم.

موجودات متافیزیکیای که درجریان این انیمه بهسراغ شخصیتای اصلی میرن، ماهیت مرموز و دوگانهای دارن. اونا شبیه نابهنجاری روانیای هستن که ما رو از زندگی اجتماعی محو میکنه. ممکنه بعد از مواجهه با این نابهنجاریها فکر کنیم که هنوز هم میشه زندگی کرد و این شکل نرمال زندگیه و اتفاق خاصی نیوفتاده اما حمل کردن سوالاتی که فلسفهی عشق ورزیدن و مورد عشق و محبت قرار گرفتن رو برای ما آشکار میکنن، باری سنگین و فرسایشی هست که درعین انتزاعی بودن، میتونه تاثیر خودشو در زندگی فیزیکی ما هم ظاهر کنه.
شخصیتای اصلی و فرعی این داستان، درمورد بیان صادقانهی احساسات و درونیات خودشون به چالش کشیده میشن. باتوجه به فضای داستان، از مالیخولیاییتر جلوه دادن سرکوب احساسات خودداری شده اما بهراحتی قابل تصوره که حرفهای ناگفتهای که درنهایت ما رو دچار ناراحتیهای روانی شدید میکنن، تا چهاندازه میتونن ظاهر فیزیکی و زندگی روزمرهمون رو دچار نابهنجاری کنن.
این انیمه بهسراغ ادبیات سنگین رایج در دنیای روانشناسی و روانکاوی نرفته و صرفا بااستفاده از سمبلها تونسته یه درام روانشناختی رو خلق کنه.
این حرفا به اینمعنی نیست که ما با یه داستان کاملا امن طرفیم. حتی سادهترین داستانهایی که برای بچهها ساخته میشن، میتونن بهلحاظ محتوایی مورد نقد قرار بگیرن و زیر سوال برن. این پیغاما عموما بهصورت غیر مستقیم منتقل میشن و میشه با یه سوال ساده، سراغ کشف کردنشون رفت: این انیمه یا اثر هنری، تونست چه احساساتی رو درونم زنده کنه؟

داستان دوست دختر اهریمن من، هرچند به این موضوع میپردازه که صحبت کردن با دیگران و بیان احساسات میتونه به بهبود کیفیت زندگی کمک کنه اما مثل خیلی از داستانای درامی که میشه دید، برای ایجاد گره داستانی، سراغ سکوتهای بیهوده و غیر منطقی رفته. یعنی ما با داستانی طرفیم که یه اتفاق بیمورد و ساده، پنهان شده و همین پنهانکاری، کلی دردسر رو درست کرده. آخرش هم که حقیقت آشکار میشه، بهسبب بیمورد بودن پنهان کاری، توی ذوق مخاطب میخوره و با خودش میگه: این همه مدت بابت چنین موضوعی این همه تراژدی رو تحمل کردیم؟
گاها پیش میاد که ما بهخاطر ترس یا حفظ منافع مختلف، یهسری حرفا رو نزنیم اما اینکه یه نویسنده میاد و موضوعات پیش پاافتادهای که آدم ممکنه بهراحتی روزی صد بار درموردش گزارش بده رو پنهان میکنه تا دردسر و گره داستانی درست بشه رو میشه به سطحی بودن داستان نسبت داد. یعنی خالق اثر، ایدهای نداره که چطوری به داستانش پیچ و تاب بده و از حقههای ساده و رقتانگیز، برای آبوتاب دادن به اثرش استفاده میکنه.
چنین اتفاقی بعضا توی این داستان بهکرار میوفته. مادر داستان، شخصیت مثبت و خونگرمی جلوه داده میشه و خونوادهی تقریبا گرم و دوستانهای دارن ولی درمقابل خودخواهیهای پدر خونواده، واکنش خاصی نشون نمیده.
دختر اهریمنی، سالها از شنیدن رازهای قبیلهی خودش محروم میشه درحالی که مشکلشون رو میشد مورد بررسی قرار داد و ریشهکنش کرد. این قبیله سالها با هم زندگی میکردن و مکالمه داشتن و در تصور نمیگنجه که هیچوقت به خودشون زحمت ندادن که درمورد علت مفقود شدن مادر خونواده صحبتی صورت بگیره.
جمعبندی
هرچند دوستدختر اهریمنی من، الگوهای بسیار مشابهی با سینماییهای رمانتیک و فانتزی ژاپنی سالهای اخیر داره اما غیرقابلانکاره که ما با داستانهای بهمراتب جالب و متنوعتری در انیمههای ژاپنی طرفیم و بهکرار میشه داستانهای غیرقابل پیشبینی و موضوعات عجیبوغریب رو توی این صنعت مشاهده کرد. هرچند که انیمه واقعا هنوز بهلحاظ میزان طرفدار، بهپای سینمای هالیوود و انیمیشنای غربی نمیرسه اما بهلحاظ محتوایی، خوراک متنوع و الهامبخشی رو برای عرضه به مخاطبای خودش داره.