نقد و بررسی فیلم Iron man 2013
28 اردیبهشت · · خواندن 6 دقیقه نقد و بررسی فیلم Iron man 2013| مرد آهنی 3
مرد آهنی یکی از محبوبترین شخصیت های ابرقهرمانی و مجموعه فیلمش، از جمله موفق ترین محصولات مارول به حساب میاد که بخش زیادی از موفقیتش رو دقیقا مدیون شخصیت و بازی جذاب رابرت داونی جونیور هست.
آدم واقعا ناراحت میشه وقتی میبینه رابرت توی سال 2013 چه مرد جذابی بوده و الان چقدر پیر شده. این مجموعه فیلم، از جمله دلایلی بود که کنجکاوی مخاطبا رو درمورد زندگی عجیب و غریب این بازیگر زنده کرد و هنوزم جزو آیکونیک ترین سلبریتی هایی هست که میشه دید.

بقیه در ادامهی مطلب⟵(๑¯◡¯๑)
قسمت سوم این فیلم با 926هزار مشارکت کننده در سایت IMDb تونسته امتیاز خوب 7.1 رو به دست بیاره. معمولا کارای چند قسمتی، نمی تونن همچین محبوبیتی رو حفظ کنن اما مرد آهنی هرچند خیلی از کلیشه ها رو به راحتی به نمایش میذاره اما به کمک ایجاد جزئیات ظریف و زیرکانه، به مخاطب این حسو میده که هدف سازنده ها فقط استفاده از پتانسیل فروش این فیلم نبوده. مبارزه با تروریستی که داره علیه جامعه ی آمریکا کار میکنه، ایده ی خوبی برای محبوب کردن یک ابرقهرمان در نظر فرهنگ عمومی هست چرا که شاید بشه گفت تروریسم، یه تهدید ملموس در دنیای واقعی به حساب میاد و مخصوصا برای یه شهروند که ساکن یک کشور مدرن هست، میتونه پدیده ی به مراتب ترسناک تری هم باشه.
مرد آهنی، از معدود و تقریبا آخرین ابرقهرمانایی هست که به سمت لیبرالیسم و مفاهیم دموکرات پسند نرفته و نه تنها در ظاهر، به نفع منافع آمریکا میجنگه بلکه در عمل هم شخصیت مرد سنتی خوش گذرون رو داره.
این کار به لحاظ فروش، یه تجربه ی بسیار موفق به حساب میاد و چندین برابر هزینه ای که براش صورت گرفته، صرفا توی گیشه به فروش رفته و توی لیست 50 تا فیلم پرفروش تاریخ قرار گرفته. هرچند رتبه اش در حال تغییره و از رتبه ی 5، الان به رتبه ی 26 رسیده و بالاتر از کارایی مثل مینیون ها، کاپیتان آمریکا و آکوامن قرار گرفته.

شاید در نظرتون خنده دار باشه اما فکر میکنم چیزی که بیش از همه مرد آهنی رو برای فرهنگ آمریکایی، تبدیل به یک شخصیت محبوب کرده اینه که از به قولا دخترباز بودنش ضربه میخوره و تبدیل میشه به یه فرد متعهد و خانواده دوست. تصویر خوش خیالانه ای که آمریکایی ها همین الان هم دارن دنبالش میگردن و امید داشتن که در قامت شخصی مثل ایلان ماسک پیداش کنن. مردی که یه ثروت خوب رو ساخته یا به ارث برده، حتی اگر این میراث، از راه خوبی به دست نیومده باشه، تحت تاثیر انسانیت و عشق قرار میگیره و تمام زندگی خودش رو صرف خدمت به جامعه میکنه و حتی به خاطرش قربانی میشه، با تروریسم مبارزه میکنه، یه کارآفرین نمونه میشه و برای خونواده اش هم یه مرد نمونه است و افکار عامه پسندی از این دست.
در نقد سینمایی و حتی در توضیح برخی وضعیت های تجاری، اصطلاحی وجود داره به اسم Bait And Switch که من بهش میگم دروغ چند لایه. توی این قسمت هم شاهد یه بیت اند سوئیچ هستیم که به مزاج خیلی از منتقدا خوش نیومده. بعضیا کلا وجود همچین چیزی رو نشونه ای از شلنگ گرفتن به داستان میدونن و خوششون نمیاد که یه نویسنده، با همچین ایده ای بیاد تایم فیلم رو افزایش بده اما دروغ های چند لایه، اتفاقا پدیده های رایج و زیرکانه ای هستن که در زندگی روزمره هم میشه به کرار باهاشون رو به رو شد و اگر یه نویسنده بتونه به شکل خلاقانه ای از این مهارت روانی بهره ببره، می تونه داستان جالب و الهام بخشی رو بسازه. بحث اینه که چقدر در پیاده کردن همچین ایده ای، ظرافت به خرج بده.

دروغ چند لایه ای که در این فیلم میبینیم هم مربوط به شخصیت مندرین میشه که وجودش، سعی داره یه دروغ حقیقت مهم تر رو پنهان کنه. اتفاقا تولید کننده ها، اونقدر هم ناشیانه از این ایده استفاده نکردن و این نقد منفی پرتکرار رو ناشی از نوعی ایده آل گرایی در ذهن مخاطبای بالقوه ی این اثر میدونم که دوست داشتن، مرد آهنی رو همواره در اوج ببینن نه اینکه یه شخصیت تازه از راه رسیده ای مثل مندرین، بشینه به ریشش بخنده و بگه من اون چیزی نیستم که این همه مدت فکر میکردی.
شخصیتای داستانی مجبور نیستن همواره انسان های بی نقص و باهوشی باشن که تاثیر روانی خوبی رو ایجاد میکنن. اتفاقا چنین شخصیت هایی، بیش از پیش فانتزی به نظر میرسن و همزادپنداری کردن باهاشون، دشواره. اما از کلیت یک اثر انتظار میره که پیغام مثبتی رو منتقل کنه یا بی طرف باقی بمونه. درمورد کارای ابرقهرمانی، عمدتا میشه حس کرد که سازنده ها سعی میکنن یه پیغام رو منتقل کنن که در ظاهر خوبه اما وقتی شروع میکنی به واکاوی اثر، میشه حس کرد که نه تنها پیغام جالبی رو منتقل نکرده بلکه به طور میانگین، داره به شکل نابهنجاری، الهام بخش مخاطب بالقوه اش واقع میشه.
چیزی مثل دروغ چند لایه، جزو مهارت های روانی پیچیده به حساب میاد اما تاثیر مثبت چندانی روی مفهوم غالب اثر نداره. مواجهه با چنین تجربه ای، میتونه قضاوت فرد درمورد جامعه و نحوه ی شکل گیری تروریسم رو تا حد زیادی تغییر بده و از این بابت، الهام بخش مخاطبش قرار بگیره اما در جریان این فیلم، الهام بخش هیچ نگرش اجتماعی بخصوصی نیست بلکه این موقعیت، مورد استفاده قرار میگیره تا شخصیت مرد آهنی و موجودات ابرانسان، بیشتر به چشم بیاد.
حقه هایی که برای بولد کردن شخصیت مرد آهنی به کار گرفته میشه، بعضا از این هم ناشیانه تره. نه که داستان های ساخته شده براساس این شخصیت، جنسیت زده باشن، نه؛ صرفا زن های چندان باهوشی در اطراف مرد آهنی قرار نمیگیرن تا این مرد بتونه بیشتر به چشم بیاد. این تا حد زیادی درمورد شخصیت های مرد هم صدق میکنه. با این وجود، مرد آهنی به خودی خود شخصیت منحصر به فردی نداره. اون ثروت خوبی رو به ارث برده و گسترش داده، رفتار جذابی داره و از علم هم سردرمیاره اما میتونه خیلی هم سطحی نگر باشه؛ صرفا بابت تحریک احساسات، اقدام خاصی رو انجام بده و نسبت به تهدیدات بالقوه، بیش از اندازه خوشبین باشه. این شخصیت می تونه دوست داشتنی واقع بشه چون به کرار، در موقعیت های انجام کار خیر قرار میگیره ولی از ثروت کافی رو نداشت اما نمی تونست با خیلی از ابزار ها کار کنه، هیچ کدوم از این کارای خیرخواهانه رو نمیتونست انجام بده، حتی اگر میتونست از یک طریقی، قدرت های فراانسانی مرد آهنی رو به دست بیاره.
جمع بندی
تسلط بر علوم تجربی و مهندسی یا خوش قلب بودن، به خودی خود برای غلبه بر شرارت، کافی نیست. تروریسم جهانی هم میتونه علمی که نیاز داره رو رفته رفته به دست بیاره و با رقبای خودش وارد جنگ بشه، میتونه تبدیل به تهدید جدی تری بشه و نه تنها یه کارآفرین یا ابرقهرمان آمریکایی رو شکست بده بلکه درون فرهنگ های مختلفی نفوذ کنه. چیزی که حتی هوش مصنوعی هم خیلی بعیده که زودتر از ما بهش برسه، توانایی تکامل روانی هست. یعنی شما تبدیل به فردی بشید که می تونه به لحاظ فکری، اونقدر از شرارت بالقوه ی درون جامعه جلو بیوفته که اصلا مورد تهدید جدی قرار نگیره، چه برسه به اینکه به کلی مبارزه و خونریزی و هزینه های مادی نیاز بشه تا چنین تهدیداتی از بین بره.
چیزی که داستان های ابرقهرمانی، بیش از پیش به راحتی از کنار میگذرن، همین نقش کار فکری در مقابله با شرارته و طی سال های اخیر، تمرکز بیش از حد روی قدرت های مکانیکی و نادیده گرفتن کار فکری، به نوبه ی خودش روی کاهش جذابیت این سناریوها تاثیر گذاشته.