نقد و بررسی انیمیشن Mortal kombat Legends
30 اردیبهشت · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی انیمیشن Mortal kombat Legends: Scorpion's Revenge 2020| افسانه های مورتال کامبت: انتقام اسکورپیون
حتی اگر اهل بازی های ویدیویی نباشید، ممکنه به کرار کلمه ی مورتال کامبت رو شنیده باشید. مجموعه انیمیشن مورتال کامبت هم بر اساس همین فرنچایز ساخته شده.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
فرنچایز مورتال کامبت، مثل اغلب اکشنای محبوب، از بدوی ترین روش های بقا پیروی کرده و رقابت های مرگباری رو بین شخصیت هایی ایجاد میکنه که دوست دارن سرنوشت دنیا رو رقم بزنن. اگر در گذشته آدما برای رسیدن به بهترین جفت رقابت میکردن، شرمساری ناشی از انگیزه ی چنین رقابت هایی رو به واسطه ی پرداختن به مفاهیم اسراری، تا حدی پوشش دادن اما از درون، دوباره میشه این قبیل انگیزه های رقابتی رو دید که همگی به یه مفهوم ختم میشن و اونم بقا و زنده موندنه.
داستان این انیمیشن دو تا خط اصلی داره. یکی شامل انتقام اسکورپیون میشه و بخش هیجان انگیز ماجرا، مسابقات مورتال کامبت هست که سرنوشت قلمرو زمین رو به چند جنگجو گره میزنه. یه جادوگر شیطانی به اسم شنگ سونگ، باید شکست بخوره تا مبادا دنیا رو به تسخیر خودش در بیاره و در این مسیر، کسانی می تونن شکستش بدن که لزوما جهانبینی بخصوصی ندارن و قدرتشون ترکیبی از مهارت های رزمی و قدرتای ماوراطبیعی میشه. این بزرگترین نابهنجاری ای هست که در داستان های ابرقهرمانی، در ایجاد تفکیک بین دو عنصر خیر و شر، میشه مشاهده کرد.

چنانچه شما طرز فکر مبارزا رو ازشون بگیرید، اونا از باقی جهات، هیچ تفاوت بخصوصی با همدیگه ندارن. هر دو میتونن خیلی بی رحم و علاقه مند به ایجاد صحنه های اکشن باشن. مشخصا در اینجا، شخصیت شیطانی دارای یه پیش زمینه و انگیزه هایی هست که خودشو درگیر یه ریسک خیلی بزرگ میکنه و در طول زمانی، توانایی نابود کردن دنیا رو به دست میاره. اینطوری نیست که این موجود شیطانی، از ناکجا پیدا شده باشه و صرفا بابت بی حوصلگی، دست به همچین کاری بزنه.
یه شخصیت شرور، اتفاقا خیلی بیشتر ممکنه از شکست بیزار باشه و این احتمال رو بده که در چنین مسابقه ای، شکست بخوره و خفت بکشه اما این داستان، مثل خیلی از سناریوهای ابرقهرمانی، تلاش بخصوصی برای گسترش شخصیت ها نداشته و در طرف خیر ماجرا، شما هیچ شخصیت کاریزماتیکی نمیبینید.
شخصیت اسکورپیون، بنا بوده که تبدیل به ستاره ای درخشان این قسمت بشه و داستان تراژیکش، باعث خلق صحنه های مبارزه ی شدید میشه. با این وجود، اسکورپیون هم لزوما انگیزه ی چندان عمیقی نداره. نه اونقدر عمیق که باعث بشه وارد یه مبارزه ی بین کهکشانی بشه. انگیزه ی اسکورپیون، یه انگیزه ی قومی و خونوادگی هست. یه الگوی بسیار کلیشه ای و البته عمدتا غیر قابل توجیه که از یه آدم رندوم، یه شخصیت مبارز و بسیار سنگدل میسازه.
برخی عقیده دارن که این انیمیشن، به خاطر صحنه های اکشن زیاد، لزوما محصول مناسبی برای بچه ها و نوجوونا نیست؛ با این وجود، عقیده دارم که اکشن زیاد، به خودی خود نمی تونه موضوع بدی باشه بلکه انگیزه ای که برای شخصیت ها تعریف میشه و پیامی که یک داستان سعی داره منتقل کنه، اهمیت زیادی داره.

زندگی واقعی هم میتونه از وقتی که چشم باز میکنیم درگیر خشونت و بی رحمی و اکشن زیادی بشه ولی مواجهه با این اتمسفر، به خودی خود از ما موجودات بدی نمیسازه. نابهنجاری های روانی، میتونن در قالب لایت ترین و صورتی ترین داستان ها هم منتقل بشن.
یه موضوعی که شما به سرعت متوجهش خواهید شد، سرعت بالای روایت این داستانه که سعی نکرده دیالوگ چندانی بین شخصیت ها رد و بدل کنه یا توضیحات بیشتری درمورد انگیزه و هدف شخصیتا ارائه بده. این داستان رو میشد با یک پرداخت خوب، تبدیل به یه کار چند قسمتی یا طولانی تر کرد. اگر شما بدون پیش زمینه درمورد مورتال کامبت به سراغ دیدن این انیمیشن برید، ممکنه در ابتدا، متوجه نشید که داستان کلی چی بود و از کجا به کجا رسید. تراکم زیاد اتفاقات، بدون تعریف دقیق روابط علت و معلولی، میتونه قدرت همزاد پنداری مخاطب رو تا حد زیادی کاهش بده و این حس رو ایجاد کنه که با یه داستان که تعلقی به اون و فرهنگی که درونش بزرگ شده نداره بلکه این انیمیشن، برای یه گروه خاص که طرفدار یه محصول خاص بودن ساخته شده. مثلا یه انیمیشن برای طرفدارای دو آتیشه ی بازی مورتال کامبت.
جمع بندی
شاید مثبت ترین ویژگی این انیمیشن رو بشه وفاداریش به بازی اصلی دونست که هرچند گاها باعث پیش بینی پذیر شدن انیمیشن شده اما تا حدی تونسته مخاطب بازی رو با شخصیت اسکورپیون و وجه احساسی این شخصیت جنگجو، آشنا کنه. این انیمیشن، چه به طرفدارای قدیمی و چه مخاطبای جدید مورتال کامبت توصیه میشه و شانس اینو داره که به لحاظ بصری و طراحی صحنه های اکشن، حتی طیف طرفدارای این بازی رو تا حدی افزایش بده.