نقد و بررسی انیمیشن The Bad Guys: A Very Bad Holiday
30 اردیبهشت · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی انیمیشن The Bad Guys: A Very Bad Holiday 2023| بچههای بد: تعطیلات خیلی بد
بچههای بد یه مجموعه انیمیشن هست که با اقتباس از یه رمان تصویری ساخته شده. معمولا هر قسمتش کوتاهه و داستان پردازیش میتونه برای افراد بالغ هم جذابیت خودشو داشته باشه چون از کمدی خوبی برخورداره و سعی هم نکرده شدیدا پندآموز و کسلکننده باشه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
هرچند که میشه گفت بچههای بد تا حد زیادی ویژگیهای لازم برای پسندیده شدن از طرف بچهها رو بهکار گرفته و کار سرگرم کنندهایه ولی هیچکدوم از این جلوههای کودکانه دلیل نمیشه که داستانش رو کاملا امن درنظر بگیریم. هدف نقد محتوایی اینه که نابهنجاریهای درون داستان رو پیدا کنه و بهرخ بکشه و محال ممکنه شما با یه داستان روبهرو بشید و بتونید بگید که اینکار هیچ محتوایی نداشت یا چه دلیلی داره که یهکار سرگرم کننده که مخصوص بچهها ساخته شده رو نقد کنیم؟
وقتی که شما شروع کنید به جدا کردن همون جلوههای کودکانه از سناریو، میتونید متوجه بشید که ما با یه داستان، درست مثل اونچه که در اختیار افراد بالغ قرار میگیره طرفیم و خیلی خوب هم ارزش نقد کردن داره. اون جلوههای کودکانه، بیشتر باعث میشه که اثر بتونه با دنیای بچهها ارتباط بگیره و بتونن شخصیتهای درون انیمیشن رو منبع الهام خودشون قرار بدن.

طراحی شخصیتهایی که سعی میکنن نقش منفی خودشون رو بازی کنن و از کارای شرورانه لذت ببرن، موضوع نسبتا رایجی در انیمیشنهای سرگرمکننده است. آدمای بد درون این داستانها لزوما نفرتانگیز نیستن و بیشتر سعی میکنن تا از ماجراجوییهای خودشون لذت ببرن. اونا لزوما قتل و خونریزی انجام نمیدن و شما نمیبینید که نتیجهی کاراشون اشک شخصیتهای خوب یا معمولی جامعه رو در بیاره.
اما این چهارچوبها رو میشه فرمالیته درنظر گرفت یعنی انجام کار نابهنجار، حتی اگر تاثیر ناخوشآیند خودشو جلوی دوربین نشون نده و بهطور مستقیم، ضربهای به وجدان شخصیت شرور داستان نزنه، همچنان یه کار شرارتآمیز باقی میمونه.

هیچکدوم از این نقدای منفی به این معنی نیست که از دیدن همچین کارایی دوری کنید یا نذارید بچهها این انیمیشنا رو ببینن. کسی اینجا مسابقهی نفرت ورزیدن راه ننداخته و هدف اینه که دید انتقادیمون تقویت بشه. دید انتقادی کمک میکنه که با حساسیت بیشتری سراغ یه داستان بریم و اجازه ندیم الگوهای منفی درونش، روی روانمون تاثیر منفی بذاره. همچنین شما بهعنوان یه فرد بالغ میتونید تبدیل به همصحب خوبی برای بچههایی بشید که این قبیل محتوا رو مصرف میکنن و بهخودیخود منبع الهامی برای تقویت دید انتقادی خودشون ندارن. وقتی بتونیم همچین نگاهی نسبت به محتوا پیدا کنیم، میشه با امنیت زیادی سراغ هرجور انیمیشنی رفت بدون اینکه ازش تاثیر بدی گرفت.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان انیمیشن رو لو بده.

در اینجا، تعطیلات بهعنوان یه ایدهی سرگرمکننده درنظر گرفته میشه و گروه، با خودش فکر میکنه که چطور میتونم از این تعطیلات جمعی و حالوهوایی که به جامعه غالب میشه، برای دستوپا کردن یه ایده و رفع کسالت زندگیم استفاده کنم.
هدیه دادن رو میشه نقطهعطف تعطیلات درنظر گرفت. بچهها آرزوهای خودشون رو عیدی میگیرن و این باعث خوشحالیشون میشه. گروه نمیتونه با این ایده ارتباط خاصی بگیره حتی زمانی که برای سرگرمی، سراغ یه فروشگاه میرن و غارتش میکنن، علاقهی خاصی نداره که رابینهودبازی در بیاره و هدیهها رو بین بچهها تقسیم کنه.
این خودخواهی، دزدی و هرجومرج طلبی، به هیچعنوان جوری نشون داده نمیشه که شما حس بدی پیدا کنید یا فکر کنید که این گروه، چطوری حس ناامنی و بیثباتی رو درون جامعه درست میکنن. همهچیز، بیشتر جنبهی فان و سرگرمی داره و هیچ خسارت واقعی و هیچ ترس و دلهرهی چندان عمیقی ایجاد نمیشه.
معلومه که حتی یه فرد بالغ هم ممکنه خوشش از این گروه خودسر و شخصیت جذاب آقای گرگ بیاد. با اونا عملا قرار نیست حوصلهات سر بره و همهاش احساس میکنی پیش رفیقات هستی. چهارچوب انیمیشن، پتانسیل خیلی خوبی برای ایجاد چنین چهارچوبهای غیر منطقیای داره و به همین دلیله که فکر میکنم بهتره نگاه انتقادیتری به انیمیشنها و محصولاتی که برای بچهها تولید میشن داشته باشیم و صرف اینکه قادرن بیننده رو سرگرم کنن، باعث نشه که نسبتبه محتواشون بیتفاوت شیم.
شاید برای ما افراد بالغ، چنین داستانهایی خیلی بیاهمیت باشن و هرگز حس نکنیم که داریم ازشون تاثیر میپذیریم اما بچهها اواخر نوجوانیشون میتونن شدیدا اهل همزادپنداری و تقلید کردن باشن و دلشون بخواد همون سبک زندگیای رو تجربه کنن که توی داستانها میخونن یا توی فیلما میبینن. اونا ممکنه حتی بیخودترین جملههایی که برای اولینبار میشنون رو محض کنجکاوی، جلوی دیگران بهکار بگیرن تا ببینن گفتنش چه حسی داره و به این اهمیت ندن که شنیدن چنین حرفایی ممکنه چقدر برای طرف مقابل، ناخوشآیند باشه.
بهنظر نمیاد که این سناریو به همچین موضوعی اهمیت داده باشه.
جمعبندی
گروه ولفی بیشتر یه گروه خودسره که دوست داره خودشو سرگرم کنه و سناریونویس هم یه دنیای تخیلی رو برای سرگرم شدن این گروه فراهم کرده اما این دنیای تخیلی، بیشتر از اونکه بهشکل مثبتی الهامبخش باشه، صرفا باعث تقویت بیتفاوتی در بینندهای میشه که سعی میکنه با شخصیتهای کلیدی ارتباط بگیره.