نقد و بررسی انیمیشن The Swan Princess: A Fairytale is Born
30 اردیبهشت · · خواندن 9 دقیقه نقد و بررسی انیمیشن The Swan Princess: A Fairytale is Born 2023| پرنسس قو: تولد یک افسانه
پرنسس قو یه مجموعه انیمیشنه که مخصوص بچه ها تدارک دیده شده و به نوبه ی خودش یکی از فریکی ترین انیمیشنایی هست که توی سال های اخیر دیدم. این مدل کارا معمولا توجه منتقدا رو به خودشون جلب نمیکنن و حتی زیاد هم دیده نمیشن. این انیمیشن با اینکه بیش از یک سال از انتشارش میگذره اما صرفا تونسته از طرف 161 نفر از کاربرای IMDb رو به دست بیاره و در ظاهر شبیه یکی از اون انیمیشنایی هست که سی دیشون از توی سک سک در میاد. ولی اتفاقا ما با محتوایی طرفیم که جای نقد زیادی داره و صرفا کافیه کمی درمورد اونچه که به عنوان خوراک فکری به بچه ها عرضه میشه شفقت به خرج بدیم.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
این داستان درباره ی مراسم تاج گذاری شخصیت های اصلی این مجموعه انیمیشن، ادت و درک هست. در حالیکه ملکه اوبرتا برای مراسم آماده میشه، یه ملکه ی دیگه سعی میکنه تا سنگ جلوی پاش بندازه و کشاکش این دو نفر، تبدیل به رقابت شدیدا خاله زنکانه ای میشه. هرچند که ملکه اوبرتا به عنوان یه شخصیت مثبت شناخته میشه اما نحوه ی درگیر شدنش با این رقابت زنانه، شبیه اینه که خودشو وادار میکنه تا توی آزمون بی ارزش و سطحی نگرانه ای حضور پیدا کنه. رقابتی که اصلا ارزشش رو نداره، در حالیکه میتونست وقت و انرژی خودش رو صرف مسائل باارزش تری کنه.

اولین قسمت این مجموعه در سال 1994 منتشر شد و صاحب امتیازش هم برادران وارنره. داستان زیاد سعی نکرده با الگوهای جدید سازگار بشه و همون ایده آل های یک فرهنگ مسیحی کلاسیک رو دنبال میکنه. اولین قسمت از این مجموعه انیمیشن، در حالیکه 21 میلیون دلار خرج ساختش شد، صرفا تونست 9 میلیون فروش رو تجربه کنه. ولی نه در اون زمان، فروش سینمایی چنین محصولاتی و حتی بسیاری از کارای سینمایی، معیار سود اصلی به حساب میومد و نه جنس این انیمیشن جوری بود که بشه انتظار داشت که بتونه چندان باعث فروش بلیط بشه. قبل از همه گیر شدن اینترنت، فروش دی وی دی، بخش مهمی از فرآیند سوددهی یه انیمیشن یا فیلم به حساب میومد. هرچقدر هم دنباله ها بیشتر میشد، شانس توزیع مجدد و فروش دوباره ی قسمت های قبلی، بیشتر میشد.

بعضی از منتقدا عقیده داشتن که این انیمیشن، تونست وارد یه فضای رقابتی با محصولات جادویی دیزنی بشه هرچند که واقعا هرگز نتونست هیجان درون کارای کلاسیک دیزنی رو زنده کنه. واکنش منتقدا هم ترکیبی از امتیازای ضد و نقیض میشد با این وجود، نقد چندان روشنی درمورد خوده داستان و پیغامی که سعی داره منتقل کنه صورت نگرفته. فقط به صورت سربسته، برخی درمورد کسالت بار بودن داستان و چسبیدنش به یه فرهنگ اشرافی کلاسیک صحبت کردن.
یه موضوع دیگه ای که روی فروش پایین قسمت اول این مجموعه انیمیشن تاثیر گذاشت، اکران مجدد کار محبوبی مثل شیر شاه بود و سازنده ها زیاد هم خودداری نکردن و با خاطره ای از یه شکست مفتضحانه، سراغ ساخت دنباله اش رفتن.
با این وجود، اگر صرفا روی گرافیک و قلم گیری این انیمیشن کار میشد، میتونست بازخورد های خیلی بهتری کسب کنه اما حتی بعد از ساخت ده ها دنباله، همچنان گرافیک و ظاهر خیلی ضعیفی داره و داستانش نتونسته به شکل حرفه ای تری به گسترش خودش ادامه بده.
اقتباس بعدی با فاصله ی سه سال منتشر شد و این بار هم شاهزاده ی قو نتونست چندان جلب توجه کنه. این داستان در دو قسمت و طی دو سال منتشر شد و میشد انتظار داشت که دیگه دنباله ای براش ساخته نشه اما دوباره در سال 2012 به سراغش رفتن و شاهزاده ی قو رو با سنت محبوب مسیحی یعنی کریسمس ترکیب کردن و نتیجه اش حتی از انیمیشن های قبلی هم بدتر شد.

بعد از این انیمیشن، تقریبا هر یکی دو سال، انیمیشن جدیدی از پرنسس قو منتشر میشه و مطمئن باشید شما اولین فردی نیستید که از میزان ممارست سازنده ها برای ساخت چنین محصول نه چندان محبوبی، شگفت زده بشن. برای درک انگیزه ای که پشت ساخت این انیمیشن وجود داره، نیازی نیست سراغ تئوری های عجیب و غریب و مرموز بریم. برادران وارنر هرچند که استدیوی بسیار شناخته شده ای به حساب میاد اما الگوی خاصی در ساخت انیمیشن داره و رویه اش کاملا با سیاست هایی که استدیوهای دیگه برای ساخت کارای موفق و پرفروش به کار میگیرن فرق داره.
از مجموعه مجموعه انیمیشن های برادران وارنر میشه به مجموعه کارای لگو، لونی تونز، بتمن، تام و جری و سوپرمن اشاره کرد که شاید تام و جری، امضای شخصی تری به حساب بیاد و مثال خوبی برای آشنایی با جنس انیمیشن های برادران وارنر باشه.
این انیمیشن ها در عین سادگی، از الگوهایی برای گسترش داستان استفاده میکنن که میشه گفت هرگز نتونستن به طور جدی و پررنگ، انتقاد منفی چندان الهام بخشی رو به سمت خودشون جذب کنن. شاید جدی ترین نقدی که تا امروز نسبت به کاری مثل تام و جری مطرح شده، خشونت و تعقیب و گریزهای تموم نشدنی بین شخصیت های اصلی باشه و صرفا برخی به این نتیجه رسیدن که چنین الگوی داستانی ای نمی تونه تاثیر مثبتی روی ذهن بچه ها بذاره و اونا رو تشویق به تلافی و انتقام جویی های سطحی نگرانه میکنه. شاید بشه گفت این انتقاد، اونقدرا هم بد نیست اما لزوما با ادبیات چندان واضحی بیان نشده و شاید به همین دلیل هم هست که دنبال نشده و گسترش پیدا نکرده.

رویه ی برادران وارنر در خلق شخصیت و گسترش داستان، به نظر میرسه که مبتنی بر نوعی تولید انبوه باشه یعنی هدف اصلا این نیست که بتونه یه کار سینمایی موفق بسازه بلکه شخصیت هایی رو مدام به نمایش میذاره که بتونن تبدیل به تصویری برای یک برند بشن. این شخصیت ها هرچند توی سینما محبوب نیستن اما به راحتی تبدیل به نوستالژی افراد زیادی شدن اونقدر که به نمایش در اومدن. نه فقط به عنوان یه انیمیشن کودکانه بلکه در قالب محصولات تجاری مختلف. این کارا برای سرگرمی بچه ها و چند بار دیده شدن ساخته میشن و نمیشه حس کرد که تمرکز چندانی روی ایجاد یه جاذبه ی داستانی عمیق دارن.
تام و جری هنوز هم یه کار دیدنی نه فقط برای بچه ها بلکه برای افراد بالغه به خاطر اینکه کشاکش بین شخصیت های کلیدی، سرگرم کننده و موزیکاله و شبیه یه جور مسابقه ی ورزشی هیجان انگیز کودکانه است.
هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه داستان انیمیشن رو لو بده.

داستان پرنسس قو، الهام گرفته از باله ی دریاچه ی قو از پیوتر ایلیج جایکوفسکی هست که به نوبه ی خودش، مورد الهام هنرمندای زیادی قرار گرفته. دریاچه ی قو، یکی از معروف ترین و دیده شده ترین باله های دنیاست که پیوتر ایلیچ چایکوفسکی، به عنوان یک آهنگساز روسی؛ این باله رو در سال 1876 نوشت. این آهنگساز، همچنین باله های نام آشنایی مثل زیبای خفته و فندق شکن رو نوشته و میشه منشا این داستان ها رو روسیه دونست. با این وجود، درباره ی ریشه ی اصلی داستان دریاچه ی قو، اختلاف نظر هایی وجود داره و هم در فرهنگ غربی و هم فرهنگ شرقی، تصویری از زیبایی و زنانگی کامل هست. یعنی جایکوفسکی لزوما خالق اصلی این اثر نیست و صرفا نوع بلوغ یافته تری از این داستان قدیمی رو خلق کرده.

در نسخه ی کلاسیک داستان، نمایش با جشن تولد 21 سالگی شاهزاده زیگفرید شروع میشه و در این سن، شاهزاده ملزم هست که فردی رو به همسری انتخاب کنه. شاهزاده با تردید و نگرانی به کنار دریاچه میره و قوی بسیار زیبایی، توجهش رو جلب میکنه. این قو، توسط دسته ای از قو ها احاطه شده و در غروب، تبدیل به زنی زیبا به اسم اودت میشه.
شاهزاده در ادامه متوجه میشه که یک جادوگر شیطانی، اودت و ندیمه هاش رو تبدیل به قو کرده و صرفا در طول شب می تونن ظاهر انسانی پیدا کنن. دریاچه هم با اشک والدین این قوها، ایجاد شده.

هک این جادو، موضوع رایج و شناخته شده ای در داستان های کلاسیکه. اودت به شاهزاده میگه که فقط اگر یه مرد پاک پیدا بشه و بهم ابراز عشق کنه، این طلسم میتونه بشکنه. زن نیاز اجتناب ناپذیری به شوهر داره حتی اگر خودش نتونه مرد رو دوست داشته باشه یا میلی به جفت گیری نشون نده.
الگوهای آشنای دیگه ای هم در ادامه ی این داستان ظاهر میشن و جادو، به عنوان عامل ایجاد گره داستانی عمل میکنه. در پایان، وقتی که جادوگر بدجنس شکست میخوره و همه ی قو ها تبدیل به انسان میشن، جادوگر و دخترش که با جنایتاش همدستی کرده رو به دریاچه پرتاب میکنن و این دو در آب غرق میشن. در پایان داستان اصلی، روح شاهزاده و اودت از دریاچه خارج میشه و به سمت بهشت پرواز میکنن که لزوما داستان بهینه ای برای تبدیل شدن به یک کارتون نیست و شاید بشه گفت پررنگ ترین تغییرات داستان هم در همین نحوه ی پایان بندی ظاهر میشه. معمولا داستان های ثانویه، خشونت و اندوه داستان ابتدایی رو ندارن و تبدیل به محصولات زودهضم تری برای بچه ها شدن.
هر فرهنگی، با توجه به ارزش هایی که درونش وجود داره، نوع عشقی که بین اودت و شاهزاده وجود داره رو دستکاری کرده و این مجموعه انیمیشن هم مشخصا تا حد زیادی تاثیر پذیرفته از فرهنگ مسیحیه.

نکته ی دیگه ای که بهتره بهش اشاره بشه اینه که اولین کارگردان انیمیشن پرنسس قو، ریچارد ریچ، قبل از ساختن این انیمیشن برای برادران وارنر، برای والت دیزنی کار میکرده. ریچارد ریچ به عنوان یه کهنه کار هنرهای نمایشی، علاوه بر کارگردانی در زمینه ی تهیه کنندگی و فیلمنامه نویسی هم فعالیت داشته و اصالتا اهل آمریکاست.
با توجه به طولانی شدن این مطلب، بررسی ریشه های این داستان و نحوه ی گسترشش رو فعلا متوقف میکنم و صرفا به محتوای محصولات ریچارد ریچ، اشاره ی کوتاهی میشه.
برخی از داستان های این هنرمند، الهام گرفته از کتب عهد جدید، کتاب مقدس و همچنین کتاب مورمون هست. کتاب مورمون در سال 1830 به دست فردی به اسم جوزف اسمیت منتشر شد و به عنوان یه روایت مذهبی از تعاملات خدا با ساکنان باستانی آمریکا شناخته میشه. این کتاب معمولا به عنوان یک مکمل برای کتاب مقدس در نظر گرفته میشه و توسط پیروان کلیساهای خاصی، مورد استفاده قرار میگیره.

جمع بندی
هرچند که امروزه کارای آمریکایی عموما با مفاهیم لیبرالیستی خودنمایی میکنن اما هنوز هم میشه به صورت ضمنی، نقش فرهنگ مسیحی خاص آمریکا رو مشاهده کرد. در کارهایی مثل پرنسس قو، به عنوان یک اثر کلاسیک، این ویژگی محافظ کارانه به مراتب واضح تر هست و سوالات زیادی درمورد دلیل دامن زدن به این محتوا و دلیل قدرت گرفتنش میشه مطرح کرد.