نقد و بررسی انیمیشن The Velveteen Rabbit 2023| خرگوش مخملی

خرگوش مخملی ۲۰۲۳، یه اثر فانتزی مخصوص کودکانه که مفاهیم جالبی رو در مورد نیازای بچه‌ها و دنیای ذهنیشون منتقل میکنه. فضای داستان، نسبتا کلاسیکه و خبری از ابزارآلات مدرن و تکنولوژی امروزی نیست که همینم اجازه داده تا یه فضای نوستالژیک و دوستانه خلق بشه.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

شخصیت اول داستان، یه پسربچه‌ی منزویه که توی ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل داره و در عین حال، علاقه داره تا دوستای جدیدی پیدا کنه. 
نقش خرگوش مخملی اینه که براش یه تجربه‌ی ذهنی و روانی رو خلق کنه. خرگوش، از خودش راضی نیست چون موجودات اطرافش، روش عیب و نقص میذارن و باعث میشن که نسبت به خودش حس بدی داشته باشه.
این خرگوش، در مقابل صاحبش هم نمی‌تونه فعالیت زیادی داشته باشه. نهایت تلاشش اینه که خودشو در معرض دید میذاره تا پسر بچه بتونه اونو در کنار خودش داشته باشه. پسربچه بهش عشق میورزه، توجه نشون میده و همینم هست که به خرگوش مخملی، حس واقعی بودن میده.


همیشه اینطور نیست که عیب از ما باشه و سه‌لانگاری‌ای انجام داده باشیم که نتونیم عشق و توجه دیگرانو داشته باشیم؛ بلکه شاید صرفا دلیلش به این برمیگرده که آدمای اطرافمون همدل نیستن. درک این موضوع ممکنه برای بچه‌ها سخت باشه چون هنوز نمی‌تونن آدما و پیچیدگی‌شون رو به خوبی قضاوت کنن. اگه کسی روشون عیب بذاره، ممکنه به راحتی باور کنن و فکر کنن که لایق محبت و توجه نیستن یا باید کار نابهنجاری رو انجام بدن و ریاکارنه برخورد کنن تا بتونن توجه و تحسین بقیه رو داشته باشن.

خوگوش مخملی، داستان ساده و در عین حال زیبا و آموزنده‌ای داره و من به عنوان یه فرد بالغ هم از دیدنش لذت بردم. 
نحوه‌ی برخورد بچه‌ها با ناراحتی‌های روانیشون می‌تونه تفاوتای زیادی با افراد بزرگسال داشته باشه. مشکلی که شخصیت اصلی این داستان باهاش طرفه، میتونه زندگی یه فرد بزرگسالو هم به خودش مشغول کنه اما ایده‌هایی که یه فرد بالغ، پیش روی خودش میبینه، میتونه با دنیای بچه‌ها خیلی متفاوت باشه.

بچه‌ها پتانسیل بیشتری برای معنا بخشیدن به پدیده‌های اطرافشون دارن و همصحبت، مشاور یا درمانگر خودشون رو ممکنه از دل طبیعت یا سرگرمی‌هاشون دست و پا کنن. 
نیروهای پنهان و آشکار طبیعت، عمدتا نقش محافظ رو بازی میکنن. بچه خودش رو در مقابل دنیای آدما و پیچیدگی معاشرت با بقیه، بی‌پناه و ناشی میبینه و امنیت خودش و تجربه‌ای که برای رشد و سرگرم شدن نیاز داره رو با جان بخشیدن به اشیای اطرافش امکان‌پذیر میکنه.

ما به‌عنوان افراد بالغ، به خوبی میدونیم که عروسک‌ها نمی‌تونن حرف بزنن یا تبدیل به موجودات واقعی بشن یا برای ما دست به فداکاری بزنن. دنیای واقعی و قوانینش، چهره‌ی خودشو به ما نشون داده. کودک، تجارب تخیلی رو به کمک داستان پردازی و باور کردن تخیلاتش به انجام میرسونه.

خیالپردازی، از ما افراد بالغ هم ساخته هست. اگر قادر به خیالپردازی نبودیم خیلی از آثار علمی تخیلی و ایده‌های آینده‌نگرانه و هنری ساخته نمیشدن. اینو هم خوب می‌دونیم که خیالپردازی می‌تونه اتمسفرای مختلفی داشته باشه. 
وجه بیمارگونه و افراطی خیالپردازی می‌تونه خودشو در قالب برخی مشکلات روانی نشون بده. خیالپردازی به خودی خود بد نیست و انجام یه خیالپردازی خوب، نوعی مهارت روانی به حساب میاد.

بچه‌ها قادرن با دنیاهای فانتزی، ارتباط معنادار و قوی‌تری برقرار کنن. کلام و مونولوگ‌هاشون لزوما پیچیده و با دایره‌ی لغات وسیع نیست اما تاثیری که یه دنیای فانتزی، روی کیفیت زندگی بچه میذاره، می‌تونه خیلی بیشتر از تاثیرپذیری ما از داستان‌های فانتزی باشه.


شخصیت اصلی این داستان هم یه شبیه سازی جالب و ظاهرا سالم داره. اون با خشونت و رفتارای جامعه‌ستیزانه میونه‌ای نداره؛ این بر خلاف خیالپردازی بسیاری از بچه‌هاست. ولی چی باعث میشه که یه بچه بتونه کیفیت خیالپردازی خوبی داشته باشه و توی این شبیه‌سازی‌های ذهنی، بتونه رشد رو تجربه کنه؟ این موضوع، دقیقا تاثیرپذیرفته از رفتار اطرافیان بچه است. رفتارهای زننده و خشونت‌آمیز، حس بی‌پناهی و رها شدن و درگیر کردن سریع بچه با دنیای بزرگسالی و عرف عمومی، می‌تونه تخیلات کودک رو ویروسی کنه و اجازه نده که شخصیت خودشو مستقل طراحی کنه.

والدین نقش اول این فیلم، لزوما موجودات فوق العاده‌ای به لحاظ مالی یا اجتماعی نبودن و نمی‌تونستن همه‌ی مهارتای روانی لازم رو به بچه‌شون یاد بدن اما باهاش بدرفتار نبودن و اجازه میدادن که توی دنیای خودش سیر و سیاحت کنه.

جمع‌بندی
بچه‌ها موجودات ظریف و آسیب‌پذیری هستن و حمایت و مراقبت از اونا به عهده‌ی افراد بالغ هست. تولیدات داستانی و سینمایی که محتوای مناسبی در مورد دنیای کودکان دارن، می‌تونن به ما این فرصت رو بدن که با ذهن بچه‌ها و نیازهایی که دارن، همزادپنداری بیشتری ایجاد کنیم.