نقد و بررسی فیلم Silver and the Book of Dream 2023
31 اردیبهشت · · خواندن 5 دقیقه
فیلم سیلور و کتاب رویاها، محصول سال ۲۰۲۳ و ازون کارای فانتزی و علمی تخیلیه که تا الان امتیاز چندانی رو به دست نیاورده. از مجموع حدود ۲۰۰۰ مشارکت کننده، امتیاز ۵ رو از سایت IMDb گرفته؛ که یعنی با کاری طرف هستیم که زیاد دیده نشده و زیادم مورد نقد قرار نگرفته.
چیزی که باعث میشه به همچین فیلمایی علاقه پیدا کنم، استفادهی معنادار از عناصر فانتزی، برای توصیف حالات روانی و آسیبایی هست که تجربه میکنیم. برای درک بهتر این موضوع، بهتره به کارایی اشاره کنم که بیشتر برای هیجانزده کردن بیننده و به شکل افسارگسیختهای از عناصر تخیلی استفاده میکنن. این کارو بیشتر از همه توی کارای ابرقهرمانی دیدم و اتفاقا همینو دلیل افت کارای ابرقهرمانی توی سالای اخیر میدونم.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
پیدا کردن یه راه میانبر برای رسیدن به آرزوهایی که داریم، موضوع بسیار محبوب و رایجی نه تنها در زندگی واقعی بلکه در داستانهای تخیلیه. ما همیشه انگار که فقط یه چشمانداز از پایان و شگفتی رسیدن به یه آرزو رو میبینیم اما لزوما در نظر نمیگیریم که الزاماتی که برای رسیدن به هر خواستهای طی میکنیم، تا چه اندازه روی کیفیت زندگیمون و تجربهای که بعد از رسیدن به آرزومون قراره به دست بیاریم تاثیر بذاره.
بعضا حتی حاضریم که بهای سنگینی برای رسیدن به یک خواسته بپردازیم اما کاری که برای رسیدن بهش لازم هست رو انجام ندیم یا با فقدان چیزی که میخوایم کنار نیایم.
توی داستان سیلور، چند شخصیت وجود داره که رفته رفته، با خواستهها و ترساشون آشنا میشیم. هیچ کدوم از آرزوهاشون به خودی خود، غیر اخلاقی و خودخواهانه به نظر نمیرسه اما این یه واقعیته که اگر راه میانبری سر راهشون نبود، شانس زیادی برای رسیدن به خواستههای خودشون نداشتن.

کتاب جادویی، در عوض برآورده کردن یک آرزو، باعث میشه تا یکی از ترسهای شخصیتا به حقیقت بپیونده. خواستهی کتاب جادویی عجیبه چون طبیعت شیطانیش، انگار که دوست داره از ترس و سرخوردگی آدما تغذیه کنه تا قدرت بیشتری بگیره.
هرچقدر که آرزوی یه شخص بزرگتر باشه، به نظر میرسه که کتاب جادویی هم علاقهی بیشتری به محقق کردنش داره تا بتونه ترسی که شخصیتا دارنو محقق کنه.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلمو لو بده.
آنابل، فردی هست که اوج سرخوردگی یه نوجوون رو میرسونه. اون کاملا به ارتباط با دنیای واقعی بیعلاقه به نظر میرسه و دوست داره که تا همیشه بتونه به راحتی توی دنیای خواب و رویا، زندگی کنه.
انگیزه ی آنابل، حد افراط تلاش یه انسان برای رسیدن به ایدهآلهاشو نشون میده. اون هیچ اهمیتی نمیده که الزامات رسیدن به خواستهاش تا چه اندازه خودخواهانه باشه؛ صرفا میخواد که بتونه تجربهی خوبی که مد نظر داره رو از زندگی به دست بیاره. هرچند که این یه داستان تخیلیه اما این الگوی خودخواهی رو به راحتی میتونید در دنیای واقعی هم مشاهده کنید.

بقیهی شخصیتها هرچقدر هم که به مسائل متافیزیکی و رویاپردازی علاقه داشته باشن اما هنوز از دنیای واقعی جدا نشدن و دوست ندارن که صرفا توهمات خودشون رو زندگی کنن.
توهم گرایی، هرچند که اینجا در قالب یه داستان تخیلی ظاهر شده اما اتفاقا موضوع محبوبی توی دنیای واقعی به حساب میاد. زندگی روزمره، پر از رقابت، حس تنهایی و ترس و ناامنیه و بار سنگینی روی دوش آدمی به حساب میاد که دوست داره سهمی از جامعه داشته باشه. توهم، میتونه به کمک محرک انتزاعی مثل پیروی از یه فرقه یا مکتب فلسفی توهمگرا، یا به کمک محرکهای ملموسی مثل مواد مخدر ایجاد بشه و به صورت دائم یا موقت، ارتباط فرد با واقعیت زندگیشو مختل کنه.
ویژگی توهم اینه که قوانین دنیای واقعی رو کنار میزنه و اجازه میده تا لذت داشتن بسیاری از تجارب رو بدون طی کردن الزامات رسیدن بهشون و صبر کردن، به دست بیاریم. پس جای تعجب نداره که چرا فرد علاقهمند به تجارب توهمگونه، میتونه شخصیتی مثل آنابل پیدا کنه.
کسب مزیت از یه دنیای توهمی، نیاز ما به داشتن یه ارتباط سالم با جامعه رو از بین میبره و اجازه میده تا بدون صرف وقت و انرژی، تجربهی مورد علاقهی خودمون رو به دست بیاریم.
یکی از مهمترین مشکلاتی که سد راه دیدن عواقب توهمگرایی میشه، اکتفا کردن به پوستهی بیرونی قضیه است. توهمگراها میتونن با قاطعیت و اعتماد به نفس زیادی و بعضا با استناد به کتابای متعددی، کارای خودشون رو توجیه کنن و به ما بگن که زندگی چیزی جز یه توهم سیال نیست و ارزششو نداره که بخوایم اخلاقیات خاصی رو تعیین کنیم و اصلا اخلاقیات روشنی وجود نداره و همه چیز نسبیه.
یا مثلا یه فردی که درگیر مواد مخدره، میگه من همینجوریش افسردهام پس چه اشکالی داره که مواد مصرف کنم؟ یعنی مشخصا به تاثیری که دارن روی کیفیت زندگی بقیه میذارن اهمیتی نمیدن و صرفا به فکر خودشون هستن و میخوان مسئولیت هر چیزی رو از روی دوش خودشون بردارن.
نمیشه آدما رو مجبور کرد که دست از این باورها بردارن اما میشه کاری کرد که چیزی بهتر از واقعیت زندگیمون وجود نداشته باشه و واقعا آدما از تجربهی زندگی جمعیشون نه تنها لذت ببرن بلکه بتونن ازش برای رشد خودشون استفاده کنن. خودخواهی، طاعون کشندهای برای روان ما آدما شده و بقای ما، تا حد زیادی با درک این موضوع، احتمالا گره خورده.
جمعبندی
پیگیری آرزوها، صرفا راهی برای جلو زدن از بقیه و برنده شدن توی رقابتهای زندگی نیست؛ بلکه یه آرزوی خوب میتونه کمک کنه تا مسیر رشد رو طی کنیم و در طول تلاش برای دستیابی به خواستهمون، به نسخهی بهتری از شخصیت فعلیمون تبدیل بشیم. سیلور و کتاب رویاها، توجه به همدلی و عشق رو کلید بهبود این مسیر و غنی شدن تجربهی انسان میدونه. همدلیای که با زیرکی، مسئولیت پذیری و ذکاوت گره خورده باشه.