معرفی و بررسی سریال Monsters At Work| هیولاها در محل کار
سریال هیولاها در محل کار، داستانشو دقیقا از ادامه‌ی اتفاقات انیمیشن سینمایی شرکت هیولا شروع میکنه و به‌لحاظ گرافیک و پویا نمایی، تفاوت خاصی با نسخه‌ی سینماییش نداره. فصل اول این سریال توی سال 2021 و فصل دومش توی سال 2024 منتشر شده.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

چنانچه از جمله افراد بالغی هستید که به انیمیشنا علاقه دارید، بهتره بدونید که این انیمیشن به رغم گرافیک و کمدی خوبی که داره، از محتوای داستانی نسبتا ساده‌ای برخورداره که برای بچه‌ها و نوجوون‌ها بهینه شده. چالش‌های شخصیت اصلی بیشتر به مشکلات اعتماد‌به‌نفس و جامعه‌پذیری نوجوونا پرداخته. 
امتیازای یه اثر نمایشی، اطلاعات قابل تاملی در‌مورد تاثیرش در فرهنگ عمومی افشا میکنه. در‌مورد این سریال هم ما با یه کار تحسین شده طرفیم. هرچند که میشه گفت از اون سریالایی هست که هنوز چندان دیده نشده. کاربرای سایت IMDb امتیاز 7 از 10 رو بهش دادن و 71 درصد پسند مخاطبای گوگلو هم به دست آورده که نشون دهنده‌ی برابر بودن نظر منتقدا با مخاطبین عادی هست.

شخصیت‌پردازی در سریال کارخانه‌ی هیولا از تنوع بیشتری نسبت به نسخه‌ی سینمایی برخورداره و تفاوت چندانی رو نمیشه در گرافیک این دو انیمیشن مشاهده کرد. صرفا دیگه دوربین روی کاراکترای سابق زوم نیست و الان یه کاراکتر جدید به اسم تایلر رو داریم که داره گذشته‌ی سالیوان رو زندگی میکنه و هنوز درک خاصی از ذات بچه‌ها و طنزپردازی‌ای که برای خندوندن‌شون ضروری هست نداره. 


تایلر شبیه فردی هست که از آی‌کیوی بالایی برخورداره و در محیط مدرسه و پیش خونواده‌اش تونسته تحسین دیگران رو به‌دست بیاره اما در ارتباط با جامعه، هنوز نیاز به یادگیری مهارتای زیادی داره. برای اون دشواره که ببینه بعد از تلاش زیادی که انجام داده تا بتونه تبدیل به یه هیولای ترسناک بشه، دیگه این مهارتا به کارش نمیاد و باید از نو شروع کنه.

گاها دنیا اونطور که براش برنامه‌ریزی کردیم پیش نمیره و خطوط جلوی پای ما، تغییر جهت میدن. انعطاف نشون دادن در مقابل مسیری که مرتبا در حال تغییره، نیاز به اراده و صرف نیروی مضاعفی داره و مهارتای روانی ما رو به چالش میکشه. 
تحول انگیزه در انیمیشن کارخانه‌ی هیولا موضوع جالب و تحسین‌برانگیزی هست. مشخصا این موجودات، تا قبل از انقلابی که سالیوان و مایک وزافسکی رقم زدن، درک خاصی در مورد انسان‌ها نداشتن و نمی‌تونستن باهاشون همدلی خاصی ایجاد کنن. این حس بیگانگی رو در وسواس و انزجاری که نسبت به اشیای دنیای انسان‌ها داشتن میشه درک کرد. برای هیولا‌ها، انسان‌ها نوعی موجود وحشتناک و کشنده بودن که این هیولاها برای تامین انرژی دنیای خودشون ناگزیر بودن که فداکارانه به دنیای این موجودات سفر کنن و اونا رو به وحشت بندازن.

انگیزه‌ی اصلی این موجودات، تامین انرژی هست، با این وجود، تلاش برای ترسناک یا طنزپرداز جلوه کردن، باعث ایجاد اتمسفرهای متفاوتی در کارخانه‌ی هیولاها میشه. سیستم طبقاتی‌ای که در دوران ترسوندن بچه‌ها حاکمه، صرفا به هیولاهایی امکان رشد و برتری میده که خوی خشنی دارن. در مورد سالیوان، این درسته که اون استعداد خوبی در ترسوندن بچه‌ها داشت اما اون از جمله هیولاهایی بود که بیشتر از فیزیک خودش بهره میبرد و لزوما به لحاظ شخصیتی، موجود خشن و ترسناکی به‌حساب نمی‌اومد. 
تضادی که سالیوان در حال تجربه‌اش بود، در ابتدا سبب شکست اما در ادامه، باعث ایجاد تحولی مثبت شد و نوع ارتباطی که با یه کودک انسانی ایجاد کرد، زمینه رو برای ایجاد نوعی ارتباط صمیمانه بین بچه‌ها و بقیه‌ی هیولاها فراهم کرد. 
به نظر میرسه که تغییر رویه‌ی شرکت و صلحی که بین این موجودات و انسان‌ها ایجاد میشه، روی سیستم طبقاتی کارخونه هم تاثیر میذاره و تبعیض‌ها، قلدری‌ها و تراژدی‌های گذشته رو نمیشه درون این ساز و کار، مشاهده کرد.

جمع‌بندی
سریال هیولاها در محل کار، از جذابیت و تاثیرگذاری انیمیشن سینمایی کارخانه‌ی هیولا استفاده کرده تا داستان جدیدی رو خلق کنه و در ادامه می‌تونید قضاوت کنید که چه‌اندازه تونسته موفق باشه. این مطلب، بیشتر برای افرادی تدارک دیده شده که هنوز در مورد شروع این سریال، مستاصل هستن، وگرنه نمیشه بهش به‌عنوان نقد چندان جامعی در مورد سریال کارخانه‌ی هیولا نگاه کرد. در مطالب آینده، داستان این سریال رو به شکل جزئی‌تری بررسی خواهیم کرد.