نقد و بررسی انیمیشن Little Nicolas- Happy as Can Be 2022| نیکولاس کوچولو

با‌توجه به انگیزه‌ای که پشت انیمیشن نیکولاس کوچولو بود، انتظار داشتم که بتونه بیشتر از اینا توجه منتقدا رو به خودش جلب کنه اما بعد از گذشت چند سال از انتشارش صرفا از طرف هزار‌نفر از مخاطبای سایت IMDb بازخورد دریافت کرده. البته امتیازاش توی سایتای نقد بالا هست و شما به‌سرعت متوجه میشید که کار مستقل، ظریف و نوستالژیکی هست و افراد خوش‌ذوقی پشتش هستن.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

نیکولاس کوچولو از‌جمله انیمیشنای پیشنهادی برای افراد بالغه و به‌لحاظ داستانی، به‌سراغ یه‌سری مسائل پیچیده‌ی روانشناختی و همچنین تاریخ و جامعه‌شناسی رفته و نمیشه گفت فقط برای سرگرم کردن بچه‌ها ساخته شده. 
هشدار: ادامه‌ی این مطلب می‌تونه داستان انیمیشن رو لو بده. 
وقتی دوران حرفه‌ای یه هنرمند تموم میشه و بازنشستگی خودش رو می‌بینه، نوستالژی، میتونه تبدیل به تم غالب کاراش بشه. به این‌صورت که فرد شروع میکنه به مرور گذشته‌ی خودش و مسیری که پشت‌سر گذاشته تا بتونه تبدیل به یه هنرمند حرفه‌ای و البته خوش‌درآمد بشه. در اینجا دیگه رنجی که کشیده ممکنه به چشم نیاد یا دیگه یادش نیاد چقدر حس تهی بودن یا حقارت رو تحمل کرده تا بتونه خودش رو به دنیا نشون بده. همچنین عشقی که به کارش داشته رو ممکنه واضح‌تر از هر زمان دیگه‌ای ببینه.

فرد ممکنه حتی فراموش کنه که در دوره‌هایی صرفا برای تامین زندگی و حفظ بقای خودش سعی کرده اثر جدیدی رو خلق کنه. هنر، موضوع لذت‌بخشیه ولی خلق کردن و حرفه‌ای بودن، می‌تونه تبدیل به یه عمل کاملا مکانیکی و فرسایشی بشه. بخصوص درمورد نوشتن یا طراحی تصاویر بی‌پایان کارتونی. 


این داستان سعی داره تا تجربه‌ی خالق آثار هنری رو با فلسفه‌های رایجی که درمورد زندگی وجود داره همپوشانی بده و بگه انسان بودن اینطوریه نیکولاس کوچولو. اینا دشواری‌های انسان بودن و بالغ شدنه، بعضا حتی یه فضای مردونه پیدا میکنه و به چالشای جفت‌گیری و جامعه‌پذیری مردا اشاره میکنه و خالق سعی میکنه نسخه‌ای که برای رشد زندگی خودش به‌کار برده رو برای شخصیت فرضی نیکولاس کوچولو که استعاره‌ای از مخاطب بالقوه‌ی انیمیشن هست، بپیچه. 
دقیقا بخشای قابل نقد داستان هم زمانی خودنمایی می‌کنن که به این نسخه نگاه کنید.

هرچند که افراد بالغ، تجربه‌ی دور و درازی پشت‌سر گذاشتن و می‌تونن خیلی چیزا رو بهتر از بچه‌ها درک کنن اما این دلیل نمیشه که بتونن نصیحتای کاملا درست و قابل اعتمادی ارائه بدن. نصیحتایی که به‌صورت مستقیم و غیر‌مستقیم در این انیمیشن ارائه میشه هم خیلی‌هاشون چندان قابل اعتماد به‌نظر نمی‌رسن. در‌واقع کل ماجرا بر‌پایه‌ی اینه که دو‌تا فرد بالغ دارن سعی می‌کنن جهان‌بینی خودشون رو به یه بچه منتقل کنن و چیزی هم که باعث میشه این دو‌نفر، به تجربه‌ی خودشون اعتماد زیادی داشته باشن اینه که تونستن توی حرفه‌ی خودشون، بعد از تلاش زیادی به سرشناسی و موفقیت قابل توجهی برسن. 


معیار جوامعی که این افراد سعی کردن درونش رشد کنن برای موجه نشون دادن یه مرد و میزان قابل اعتماد بودنش، بیشتر به این برمیگرده که اون شخص تونسته باشه توی صنف خاص خودش به نوعی مزیت رقابتی برسه. اینکه فرد چقدر سعی میکنه با خودش رقابت کنه و نسبت‌به شخصیت دیروزش بهتر باشه هم مهم نیست بلکه کاملا موضوع به این برمیگرده که شخص، چقدر در رقابت با بقیه به موفقیت رسیده باشه.

این مسیری که شخصیت‌های بالغ داستان طی کردن، نه‌تنها مسیر خوش‌آیندی نیست بلکه خیلی‌وقتا درگیر جبر، بی‌عدالتی و منجر به کنار اومدن با مسائلی میشه که شان انسانی اونا رو پایین میاره. 
خیلیا هستن که خودشون رو قربانی موقعیت‌هایی نشون میدن که درونش قرار گرفتن یا حتی به اینکه توی این موقعیت‌های نه‌چندان جالب قرار گرفتن، افتخار هم می‌کنن. چیزی مثل مشارکت در کشتار و جنگ، نه نشون دهنده‌ی بلوغه و نه چیزی که بشه با افتخار ازش یاد کرد. هیچکس هم به‌شکل اجتناب‌ناپذیری مجبور نیست که به جنگ تن بده و وارد کسب‌و‌کاری بشه که با کشتن یه ملت دیگه پول در میاره. اما این سناریو دقیقا داره افراد منفعلی در‌مقابل همچین مسائلی رو نشون میده که خودشون رو مفتخر می‌دونن به اینکه توی حرفه‌ی خودشون تونستن محصولی رو به تمام بچه‌های دنیا ارائه بدن. و اینو در‌نظر نمی‌گیرن که اون جنگی که درونش مشارکت کردی یا اون کسب‌و‌کاری که خودت اعتراف میکنی خوب حقوق نمی‌داده و سیستم هرمی و کاپیتالیستی‌ای داشته، داره به‌صورت مستقیم و غیر‌مستقیم، ملت و کشور همین بچه‌هایی رو غارت می‌کنه که خودتو مفتخر به تولید محتوا و هنر، براشون می‌دونی.


جمع‌بندی
فضای نوستالژیک درون این انیمیشن، لزوما محتوای قاب‌لاعتماد و امنی نداره و نمیشه گفت که درونش، به اندازه‌ی ظاهر بیرونش، ساده، معصوم و دوست داشتنیه. شاید بچه‌ها نتونن حتی مطالب نقد رو بخونن اما ما به‌عنوان افراد بالغ، می‌تونیم مسئولیت‌پذیری بیشتری در‌مقابل محتوایی که براشون تولید می‌کنیم داشته باشیم و حتی میشه در‌حین گفت‌و‌گو با بچه‌ها، نگاه منتقدانه شون رو نسبت‌به هر محتوایی، تحریک و تقویت کرد.