نقد و بررسی سریال For all mankind| داستان تنهایی، برای تمام بشریت
سریال برای تمام بشریت، به رغم تعداد زیاد خطوط داستانی و شخصیت‌هایی که درونش هستن، عمدتا چهارچوب‌های بسیار جالبی از تنهایی بشر رو نشون میده. این سریال، اولین بار در سال 2019 منتشر شد و تا امروز، 4 فصلش تولید شده. 
شخصیت‌های این سریال، از گوشه‌های مختلف اجتماع انتخاب شدن و مشخصا نویسنده سعی کرده تا افرادی با طرز فکرهای مختلف رو به تصویر بکشه. داستان زندگی این شخصیت‌ها به شکل پیچیده‌ای با هم مرتبطه و میشه حس کرد که انتخاب‌ها و طرز فکر هر‌کدوم، چطور باعث تحول بقیه‌ی خطوط داستانی میشه.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

کارگردانی و کار بازیگرای این سریال، تجسم یه سریال آمریکایی خوبه که در ابتدا، روزهای ابتدایی جدال بشر برای رسیدن به سطح ماه رو بررسی میکنه. این در واقع زمانیه که هنوز مارکسیسم لنینیسم در شوروی قدرت داشت و آمریکا سعی داشت از رقیب شرقی خودش جلو بزنه.

توی مطلبی که سابقا و از همین وبلاگ برای معرفی و بررسی سریال برای تمام بشریت منتشر شد، نقد‌های تندی نسبت به جانب‌داری این سریال و حمایت افراطیش از حزب دموکرات نوشته شد، اما توی این مطلب، سراغ جزئیات بیشتری از خوده شخصیت‌های سریال و آهنگ تاثیر گذاشتن یک رفتار یا هنجار‌شکنی بر روی زندگی بقیه‌ی شخصیت‌ها رو بررسی میکنیم. 
یه حقیقتی که لازمه در مورد این سریال بدونید اینه که این سریال، بیشتر یه کار درام و تاریخیه و شبیه یه رمان چند جلدی مفصله که دیدنش نیاز به آرامش زیادی داره. ما با کلی دیالوگ طرف هستیم و کلی فرصت برای قضاوت شخصیت‌های فراهمه اما مثلا خبری از صحنه‌های اکشن و اتفاقات تهییج کننده‌ی پیاپی نیست.

برای تمام بشریت، بخش زیادی از مخاطبای خودشو مدیون اینه که اپل تی‌وی، این کارو به صورت رایگان توی پلتفورمش منتشر کرد و عملا هر کسی که گوشی اپل میخرید، می‌تونست این سریال رو به صورت رایگان تماشا کنید. اگر این اتفاق نمی‌افتاد، خیلی بعید بود که بتونه بخش زیادی از بازخوردای خودشو دریافت کنه. در حال حاضر، این سریال، 85 درصد پسند مخاطبای گوگل رو داره و به رغم امتیاز خوبی که از سایت IMDb گرفته، میشه گفت که این امتیاز، با مشارکت کمی صورت گرفته.


زن‌های داستان، نقش‌های کلیدی و مهمی رو بازی میکنن چرا که هر‌کدوم از یه مشکل که ارتباط خاصی با زن بودنشون داره رنج میکشن. این سریال، خیلی بیشتر از اونکه فکرشو کنید به مساله‌ی زنان پرداخته و جدال دائمی این شخصیت‌ها برای اینکه بتونن بتونن توی جامعه رشد کنن رو به تصویر میکشه.

توی فصل اول، اولین تنش رو میشه توی زندگی تریسی و گوردو مشاهده کرد. گوردو که توی ناسا کار میکنه، در حال خیانت کردن به تریسی هست و همین که تریسی به خیانت گوردو پی‌میبره، نوعی رقابت جنسی بینشون شکل می‌گیره. تریسی با توصیه‌ی دوستش از طلاق گرفتن منصرف میشه اما مشخصا تا پایان، کینه‌ای که از شوهرش داره رو کنار نمیذاره و میشه حس کرد که خودشو قربانی زن بودنش میبینه و از کوچک‌ترین فرصت‌ها، به‌رغم فشار اجتماعی زیادی که وجود داره، برای رقابت کردن با گوردو و سرخورده کردنش استفاده میکنه.
تریسی راه خودشو به ناسا باز میکنه و به‌رغم توانایی نسبتا کمی که داره، توی این ساز‌و‌کار، موندگار میشه و اینقدر خودشو توی کارش غرق میکنه و حتی ادای یه فرد خیانت‌کار رو درمیاره که رسما روح گوردو درد میگیره.

دوست صمیمی تریسی، زنی به اسم کارن هست که ترجیح میده یه زن خونگی و سر به راه باشه و در نبود شوهرش، بچه‌شون رو بزرگ کنه. کارن رو میشه یه فرد وسواسی به حساب آورد که سعی میکنه شخصیت قدرتمندی رو از خودش نشون بده و از نشون دادن ضعف و ترس، خودداری میکنه. 


خونواده‌ی افرادی که توی سفرهای فضایی شرکت دارن، عموما حالت‌های مالیخولیایی و نگرانی‌های زیادی رو تجربه میکنن. اونا که به زندگی انزوا‌آمیز عادت ندارن، معشوق یا اعضای خونواده‌ی خودشون رو تجسم میکنن که توی یه سیاره‌ی دیگه هستن و عملا ممکنه هر اتفاقی براشون بیوفته بدون اینکه کمک یک جامعه رو در کنار خودشون داشته باشن.

کارن در ابتدا سعی میکنه خودشو بسیار قوی نشون بده اما در موقعیت‌هایی خاص، اصطلاحا وا میده و اعتراف میکنه که مثل هر آدم دیگه‌ای می‌تونه نگرانی‌ها و ترس‌های خودشو داشته باشه. 


در ابتدا میشه حس کرد که کارن، انتقاد زیادی نسبت به شخصیت تریسی داره و حتی بهش تیکه‌هایی بابت عدم صلاحیتش برای عضویت در ناسا میندازه اما رفته رفته و در نتیجه‌ی مراقبتی که از بچه‌اش به عمل میاره، رابطه‌ی قلبی عمیق‌تری بینشون شکل میگیره. این دو نفر که در جریان یکی از ماموریت‌ها، شوهر هر دوتاشون مدت زیادی دور از خونه بودن، همدیگه رو تنها دوست همدیگه می‌بینن و نیازهای روانی و درد‌های مشترکی که دارن، باعث میشه تا انتقاداتی که نسبت به همدیگه دارن رو کنار بذارن و تبدیل به یک تیم بشن. 
تنهایی، نوعی نیاز رو درون شخصیت‌ها به وجود میاره که تشویق‌شون میکنه الگوهای سابق و عرف جامعه رو کنار بذارن و به شکل خلاقانه‌ای، دیوار پشتیبان خودشون رو ایجاد کنن.

جامعه‌ای که این شخصیت‌ها درونش زندگی میکنن، برای تنهایی بهینه نشده و خونواده، باید همیشه در کنار هم و پشتیبان باشن. خونواده‌ی افرادی که به فضا سفر میکنن، علاوه بر تنهایی، نگرانی زیادی رو حمل میکنن که نیازشون به پیدا کردن پشتیبان اجتماعی رو افزایش میده. اونا می‌تونن به‌راحتی، یه تفاوت اساسی بین خودشون و بقیه‌ی آدمای جامعه حس کنن.

جمع‌بندی
تنهایی، بعضا سراغ شخصیت‌های قدرتمند و بسیار سرشناس این جامعه هم میره و برای هر فرد، این چالش، به شکل متفاوتی می‌تونه حل بشه. بعضا شخصیت‌هایی هستن که انتخاب‌های زیادی پیش روی خودشون ندارن و ناامیدانه، با آدمای رندومی چنگ میندازن که حتی اسمشون رو درست نمیدونن.
تصویری که این سریال از تنهایی بشر ارائه میده، کنتراست جالبی رو با موضوع و هدف اولیه‌اش ایجاد کرده و باعث ایجاد نوعی کشش داستانی شده.