مهارتهای روانی، بخش اول: توهم و انگیزه
6 فروردین · ·
مهارتهای روانی، مثل کدهایی هستن که ازشون برای مدیریت زندگی استفاده میکنیم. تمام برندهای روانشناسی زرد و غیر زرد، سمینارها و کتاب های موفقیت، توصیه های روانشناسی و سخنران هایی که به همین ترتیب معروف شدن، درواقع سعی دارن به نوبه ی خودشون، چیزهای درمورد مهارت های روانی یاد بدن و توصیف این مهارت ها، دقیقا در حوزه ی کار روانشناسا قرار میگیره.
هرچند که کاربرد نهایی مهارت روانی، میتونه نمود قابل توجهی در زندگی واقعی و ملموس و فیزیکی ما داشته باشه اما این مهارت ها، در ابتدا توی ذهن ما شکل میگیرن و خیلی وقت ها، خواب ها دقیقا در حال تلاش برای یادآوری یا آموزش دادن مهارت های روانی لازم هستن. ذهن میدونه ما در معرض چه چالش هایی هستیم و متناسب با مشکلات و فرصت های زندگی روزمره، مهارت های لازم رو یادآور میشه.
این بستگی به میزان توجه فرد به شهودش داره که بتونه از طریق خواب ها یا تفکر عمیق، مهارتی که لازمه رو درک و ازش استفاده کنه.
چیزی که روانشناسی زرد یا چهره های سرشناس این حوزه رو بعضا مشکوک یا منفور جلوه میده، نابهنجار جلوه کردنشونه. یعنی عده ای متوجه غیر کاربردی بودن ایده ی این افراد میشن و میفهمن که حرف فلان روانشناس، فقط در ظاهر و روی کاغذ قشنگه و درواقعیت نمیشه به کمکش، تجربه ی بهتری از زندگی به دست آورد.
مرز بین سالم و بیمارگونه بودن یک ایده که با تکیه به یک مهارت روانی ساخته شده رو میشه تا حد زیادی، به کمک مفهوم توهم توصیف کرد. مثلا هر ایده ای برای کسب اعتماد به نفس، نمی تونه لزوما سالم باشه و در طولانی مدت، کاربردی واقع بشه. بسیاری از اشکال اعتماد به نفس، بیمارگونه و نابهنجار هستن یا از روش های شرارت آمیزی تامین میشن. درک این مرزها هم خودش بخش قابل توجهی از مهارت های روانی رو شامل میشه.
انگیزه یک مرحله ی ابتدایی و اساسی برای کسب مهارت های روانی هست. انگیزه رو میشه نقطه ی صفر تکامل روان درنظر گرفت و واقعیت اینه که ما مجموعه ی بسیار متنوعی از انگیزه ها رو دنبال میکنیم و اونها ضامن بقای ما هستن. انگیزه های ما به مرور زمان رشد میکنن، قدرت میگیرن یا تنوع پیدا میکنن و با وجود اینکه کلمه ی عشق در دنیای آکادمیک، چندان اعتباری نداره اما عشق در شکل های مختلفش، یک انگیزه ی بسیار قوی بوده.
بخش زیادی از انگیزه هامون ممکنه حالت پنهانی داشته باشن و ماهیت و منشا شکل گیریشون رو فراموش کرده باشیم اما با کاوش در ذهن و کشف این انگیزه ها، میشه اونها رو مورد بازنگری قرار داد و تقویت کرد.
انگیزه، به خودی خود ماهیت مثبت یا منفی نداره و این خیلی مهمه که انگیزه هامون رو به چه مسائلی گره میزنیم. یک انگیزه ی نابهنجار، مثل یک پایه ی کج عمل میکنه و میتونه چالش هایی رو در ادامه ایجاد کنه.