سلام من خواب دیدم مراسم عزاداری هستش توی بیابان نزدیک خونمون بعد هواپیما های جنگنده دوتا بالا سرمون بودن یهو یه بمب انداخت سمت یه مرد انگار توبغلش بود مرد گذاشتش زمین نزدیک من و مامانم و مادربزرگ و خواهر کوچک و خالم بعد یه نور ابی رنگ داشت میخواست فعال بشه بعد من همین ک نورشو دیدم خواهر کوچکمو برداشتم رفتمم
و منفجر شد بمب بعد یکم بعد هم مادر بزرگم اومد هم مادرم هم پدرم و هم برادرم
میخواستم تعبیرشو بدونم خیلی ترسیده بودم.
تعبیر:
خوابی با موضوع جنگ، لزوما یه پیشگویی درمورد وقوع یه اتفاق بد نیست و میشه گفت خواب نسبتا رایجی هست. زمانی رو فرض کنید که آدم به طور ناخواسته، درگیر ناراحتی یا فشار روانی ای هست که از محیط اطرافش نشات میگیره و بهش تحمیل میشه؛ در این حالت، دیدن خواب هایی با موضوع جنگ کاملا طبیعی و قابل انتظاره.
اینکه توی خوابتون موفق شدید فرار کنید و خودتون رو نجات بدید، میتونه چراغ سبزی از طرف ذهنتون درمورد کار مثبتی باشه که اخیرا انجام دادید و کمک کرده تا از خودتون در مقابل مسائلی که میتونن ذهنتون رو درگیر کنن و روحیهتون خراب بشه فاصله بگیرید.
کاری که میتونید بعد از دیدن همچین خوابی انجام بدید این هست که ارزش این کارتون رو جدی بگیرید و در آینده و در موقعیت های مشابه هم ازش بهره ببرید.
رنگ آبی و نور، میتونه استعاره از نوعی منبع اطلاعاتی ناراحت کننده باشه که ازش فاصله گرفتید و جنبهی منفی داشته. اخبار و اطلاعات ناراحت کننده، به خودی خود چیز بدی نیستن اما اونچه که این خواب داره بهش اشاره میکنه، ماهیت مخرب و نابهنجار داشته.