تعبیر خواب بادوم پفکی تند

تعبیر خواب رایگان| به قول استاد فقیدم، برای شاد شدن باید خودمونو بشناسیم و برای شاد موندن، باید چیزای زیادی درمورد دنیا یاد بگیریم.

 

من قبلا یبار خواب دیدم کلی شهاب سنگ خورد و بعدشم مردم ولی بیدار نشدم رفتم یه جا که همه با شراب و نقاب و کلا وایب کلاسیک داشت رفتم
یعنی بعد مرگ دیدم؟

تعبیر:
مرگ به خودی خود یه سمبل خوب یا بد نیست و میتونه نماد پایان یک دوره یا تمام شدن یک هدف، ناامید شدن از یک خواسته یا مردن یک انگیزه باشه.
گاهی ممکنه آدم فکر کنه که با کنار گذاشتن خواسته یا ناخواسته‌ی یک هدف با ارزش، زندگیش دچار سردرگمی میشه یا براش دیگه قرار نیست معنایی داشته باشه اما مرگ و رفتن به یک جامعه‌ی کلاسیک، میتونه کنایه‌ای درمورد تداوم اجتناب‌ناپذیر زندگی باشه. ما قبل از شروع اهداف منحصر به فرد و مهم هم مشغول معنا دادن به زندگی و استفاده از فرصت‌ها بودیم و این توانایی، جزو ابتدایی ترین مهارت‌های روانیه. این خواب میتونه تلاشی برای یادآور پتانسیل‌های مرتبط با این مهارت روانی باشه.

 

سلام، امشب خواب دیدم توسط دوست سابقم نفرین شده ام که در تاریخ یازدهم بمیرم. فقط دو روز وقت داشتم. من و شخصی دیگر. صورت او را یادم نمی آید، ولی مردی مسن و ریش سفید بود. ناگهان لحظه ای از آینده را دیدم. من و او با سر های بریده شده در کنار هم با یک عالمه خون. بعد دیدم که من و او در یک اتاق هستیم و با دوستی که نفرینمان کرد. صورتش را پوشانده بود و با پوزخند نگاهمان می‌کرد. به او گفتم به هرحال ما میمیریم، برو بیرون! ناگهان با او درگیر شدم و صورت هردومان خونریزی داشت. بعد از مدتی صدایش را ضبط کردم و به جایی رفتم که یادم نمی‌آید. در آنجا چهار مرد دقیقا مثل هم بودند. آنها چهارقلو بودند. بعد رفتم پیش کسی، آنها ضبطم را بردند و انگار چیزی می‌دانستند. نمیدانم چه اتفاقی افتاد ولی مدتی با خانواده ای زندگی کردم. بعد به گذشته رفتم. بر روی یک زیر انداز. خود نوزادم نشسته بود. تقریبا یک تا دو سالم بود. به سمتش رفتم، صورتم را پوشانده بودم با او حرف زدم و به خنده افتاد. سپس لب هایش را بوسیدم و مادرم فکر کرد که خواهرم هستم. صدایم زد و من نیز صورت خودم را کمی، کمی نشانش داد و او مات و مبهوت ماند. رفتم پیش خواهرم که خوابیده بود. یکی از گوش هایش سالم و دیگری برعکس بود و از گردنش بیرون زده بود. به او ضبط صوت را دادم و گفتم مراقبم باش. سپس برگشتم به حال، پیش پیرمرد. و سپس با طلوع خورشید، مردیم.

تعبیر:
گاهی ما در تشخیص اینکه چی باعث مشکلمون شده دچار نوعی قضاوت غیر منطقی و بیمارگونه میشیم. این فضاوت ممکنه سرراست باشه اما لزوما کاربردی نیست و کمکی نمیکنه تا ریشه ی مشکلمون رو درک کنیم یا بتونیم ایده ی خلاقانه ای برای مدیریت مشکلمون ایجاد کنیم. 
نفرین تصویری از قدرت اون قضاوت غیر منطقیه که میتونه در پی خودش، فرد رو بیشتر دچار گره فکری کنه و انرژیش رو هدر بده. 
راه حل اینه که قضاوت های غیر منطقی رو شناسایی کنید و دوباره ریشه ی مشکلات و ماهیتشون رو به شکل آگاهانه و منطقی تری بررسی کنید. 

 

سلام من خواب ديدم يكي از اقوام فوت شده ي ما اومد دستمو گرفت ببره و من مرده بودم و روحم تبديل به يه پروانه شده بود نميخواستم برم پرواز كردم روي صورته نامزدم نشستم نگاهش كردم تا دوباره زنده شدم كسي تعبيره اين خواب و ميدونه؟

تعبیر: 
تجربه‌ی مرگ در خواب، لزوما ارتباطی به مرگ در دنیای واقعی نداره. مرگ و پروانه، تصویری از تغییرات اساسی در زندگی هستن با این تفاوت که مرگ، تصویری از تغییرات ناخواسته میتونه باشه که بسته به شرایط، ممکنه گاها ناخوش آیند جلوه کنه. 
نامزد شما نماد اهداف و انگیزه های مهم زندگیتون هست که لازمه در شرایط فعلی، اونها رو جدی بگیرید چراکه می تونن به شما در جریان شروع دوباره و تغییرات جدید کمک کنن.