تعبیر خوابی با موضوع نفرین شدن
15 اردیبهشت · ·
سلام، امشب خواب دیدم توسط دوست سابقم نفرین شده ام که در تاریخ یازدهم بمیرم. فقط دو روز وقت داشتم. من و شخصی دیگر. صورت او را یادم نمی آید، ولی مردی مسن و ریش سفید بود. ناگهان لحظه ای از آینده را دیدم. من و او با سر های بریده شده در کنار هم با یک عالمه خون. بعد دیدم که من و او در یک اتاق هستیم و با دوستی که نفرینمان کرد. صورتش را پوشانده بود و با پوزخند نگاهمان میکرد. به او گفتم به هرحال ما میمیریم، برو بیرون! ناگهان با او درگیر شدم و صورت هردومان خونریزی داشت. بعد از مدتی صدایش را ضبط کردم و به جایی رفتم که یادم نمیآید. در آنجا چهار مرد دقیقا مثل هم بودند. آنها چهارقلو بودند. بعد رفتم پیش کسی، آنها ضبطم را بردند و انگار چیزی میدانستند. نمیدانم چه اتفاقی افتاد ولی مدتی با خانواده ای زندگی کردم. بعد به گذشته رفتم. بر روی یک زیر انداز. خود نوزادم نشسته بود. تقریبا یک تا دو سالم بود. به سمتش رفتم، صورتم را پوشانده بودم با او حرف زدم و به خنده افتاد. سپس لب هایش را بوسیدم و مادرم فکر کرد که خواهرم هستم. صدایم زد و من نیز صورت خودم را کمی، کمی نشانش داد و او مات و مبهوت ماند. رفتم پیش خواهرم که خوابیده بود. یکی از گوش هایش سالم و دیگری برعکس بود و از گردنش بیرون زده بود. به او ضبط صوت را دادم و گفتم مراقبم باش. سپس برگشتم به حال، پیش پیرمرد. و سپس با طلوع خورشید، مردیم.
تعبیر:
گاهی ما در تشخیص اینکه چی باعث مشکلمون شده دچار نوعی قضاوت غیر منطقی و بیمارگونه میشیم. این فضاوت ممکنه سرراست باشه اما لزوما کاربردی نیست و کمکی نمیکنه تا ریشه ی مشکلمون رو درک کنیم یا بتونیم ایده ی خلاقانه ای برای مدیریت مشکلمون ایجاد کنیم.
نفرین تصویری از قدرت اون قضاوت غیر منطقیه که میتونه در پی خودش، فرد رو بیشتر دچار گره فکری کنه و انرژیش رو هدر بده.
راه حل اینه که قضاوت های غیر منطقی رو شناسایی کنید و دوباره ریشه ی مشکلات و ماهیتشون رو به شکل آگاهانه و منطقی تری بررسی کنید.