اون روی سکهی هوش مصنوعی و سینما
8 اردیبهشت · ·
هوش مصنوعی در همه ی مراحل فیلمسازی وارد شده و مزایا و خطراتی رو به ذهن متفکرا و منتقدا و مخاطبای سینما آورده که این روزها به کرار درموردشون صحبت میشه. ازجمله نگرانی های اصلی، جایگزینی نویسنده ها و بازیگرها با الگوریتم ها، مسائل مالکیت معنوی و تغییرات اقتصادی و فرهنگی در صنعت سینماست.
ما در سال 2023 شاهد اعتصاب هالیوود بودیم. یکی از دلایل اصلی اعتصاب طولانی نویسنده ها و بازیگرها، ترس از جایگزینی توسط برنامه های هوش مصنوعی بود؛ برنامه هایی که میتونن فیلمنامه بنویسن یا تصاویر بازیگرها رو بدون حضور فیزیکیشون بازتولید کنن.
ورود گسترده ی AI به سینما، طوری هست که در همه ی مراحل فیلمسازی حضور داره. مراحل پیش تولید مثل نوشتن فیلمنامه و طراحی صحنه، تولید مثل کنترل دوربین و جلوه های ویژه و پس تولید مثل تدوین، اصلاح رنگ و بازسازی صدا، همه میتونن به کمک هوش مصنوعی، سریعتر و ارزون تر انجام بشن.
از جمله مزایای این تکنولوژی، پردازش داده های بزرگ برای تحلیل مخاطب ها و تصمیم گیری بهتر در تولیده. دموکراتیزه کردن تولید فیلم، میتونه به کمک هوش مصنوعی محقق بشه، یعنی استودیوهای کوچک هم میتونن ابزارهای پیشرفته ای داشته باشن که قبلا فقط در اختیار کمپانی های بزرگ بود.
اما خطرات و چالش هایی که پیش بینی میشه اینه که مسائل اخلاقی و حقوقی درباره ی استفاده از تصویر و صدای انسان ها بدون اجازه ایجاد میشه و خطر یکنواخت شدن خلاقیت به دلیل اتکا به داده های گذشته رو پیش رو داریم. پیامدهای اجتماعی و فرهنگی، مثل تغییر رابطه ی مخاطب با هنر و کاهش نقش انسانی در روایت هم قابل پیش بینیه.
اما هیچ کدوم از این حرفا تازگی نداره و تقریبا همه شون همین الان هم در تصور میگنجن. بعضیا عقیده دارن که وقتی مخاطب بدونه یک فیلم به دست الگوریتم ساخته شده، تجربه ی تماشای اون فیلم تغییر میکنه یعنی آگاهی از منبع تولید، خودش بخشی از تجربه ی هنری میشه.
شاید در آینده، ارزش فیلم ها نه به فروش گیشه، بلکه به میزان داده ای که تولید و بازتولید میکنن وابسته باشه. این دیدگاه کمتر در مقالات عمومی مطرح شده اما موضوع مهمی هست.
اتفاقا زیاد پیش اومده افرادی رو دیدم که از به بازی گرفته شدن احساساتشون توسط اکانت هایی که ویدیوهای هوش مصنوعی باورپذیر درست میکنن ناراحت شدن. حالا اگر بی اعتمادی، بیشتر بشه که قطعا بیشتر میشه، میشه انتظار داشت که هنرمندها و تولید کننده های محتوا، برای کسب اعتبار، بیشتر تلاش کنن. مخصوصا اگر مخاطبا برای دیدن محتوای واقعی، اصرار و تقاضا داشته باشن. در این حالت میشه انتظار داشت که استانداردها و مجوزهای جدیدی تحت کنترل ساز و کارهای جدید اعتبارسنجی شکل بگیره تا اعتماد به هنرمندا و تولید کننده های محتوا رو تضمین کنه.
به بیان ساده تر، وقتی مخاطب ها احساس کنن که مدام با محتوای جعلی یا دستکاری شده رو به رو هستن، طبیعیه که اعتماد به عنوان یک ارزش کمیاب تر و پرتقاضاتر مطرح بشه. این بی اعتمادی میتونه خودش موتور محرک تغییرات بزرگ در صنعت هنر و رسانه باشه.
درست مثل برچسب های ارگانیک یا اصالت کالا، ممکنه در آینده برچسب های رسمی برای محتوای واقعی یا بدون دستکاری هوش مصنوعی ایجاد بشه.
هنرمندها و تولید کننده های محتوا شاید نیازمند دریافت گواهی یا مجوزهایی بشن که نشون بده آثارشون از نظر اصالت بررسی شده. فناوری هایی مثل واترمارک دیجیتال یا بلاک چین می تونن برای ثبت و تایید منبع محتوا استفاده بشن تا مخاطب مطمئن باشه اثر، واقعی و معتبره.
جمع بندی
ممکنه هر چه تولیدات جعلی بیشتر بشه، محتوای انسانی و اصیل ارزشمندتر بشه و هنرمندها برای حفظ این اعتبار، بیشتر تلاش کنن. اعتماد تبدیل به یک قرارداد اجتماعی تازه میشه و مخاطب حاضر میشه برای محتوای معتبر هزینه کنه چون میدونه پشتش یک انسان واقعی ایستاده.
بی اعتمادی در کوتاه مدت شاید یک تهدید به نظر بیاد اما در بلند مدت میتونه باعث درست شدن سازوکارهای تازه ی اعتماد بشه، چیزی که هم هنرمندها رو به خلاقیت و شفافیت بیشتر سوق میده و هم مخاطب ها رو به انتخاب آگاهانه تر دعوت میکنه.



