LSD و رویای آمریکایی
4 اردیبهشت · ·
این مطلب برداشتی هست از کتاب Storming Heaven LSD & The American Dream Author: Jay Stevens که یک روایت پرکشش و مستند از تاثیر LSD بر فرهنگ، سیاست، علم و هنر آمریکاست. بخش هایی که در این مطلب مورد بررسی قرار میگیره، متمرکز بر بخش سینمایی کتاب هستن.

ای اس دی ماده ی روانگردانی هست که مسیرهای مختلفی رو در جامعه ی آمریکا شکل داده و آزمایش های علمی و اطلاعاتی و جنبش های ضد فرهنگ و رویای امریکایی رو میشه در تاریخچه اش دید.
آلدوس هاکسلی این ماده رو گام بعدی در تکامل انسان میدونست و با کتاب The Doors of Perception مسیر عرفانی و فلسفی این ماده رو باز کرد.
سیا میلیون ها دوز ال اس دی خرید تا ازشون برای کنترل ذهن استفاده کنه و شناخته شده ترین پروژه ی مرتبطش، MK-Ultra هست.
تیموتی لری، ال اس دی رو ابزار آزادی انسان میدونست و به خاطر فعالیت هاش، لقب خطرناک ترین مرد آمریکا رو گرفت. کن کسلی، و گروه Merry Pranksters با آزمایش های اسیدی، ال ای دی رو به نوعی آیین جمعی تبدیل کردن.
کتاب نشون میده که چطور این ماده افراد مختلفی منجمله چارلز منسون، کری گرنت و آلن گینزبرگ رو به هم پیوند میزنه و تاریخ پیچیده و عجیبی رو به وجود آورد که طبیعتا تاثیر قابل توجهی هم بر سینما گذاشت. چارلز منسون مسئول قتل شارون تیت، همسر سابق رومن پولانسکی هست.

ال اس دی در این سناریو، صرفا یک ماده ی شیمیایی نیست و نمادی از تلاش برای شکستن نظم موجود، بازتعریف واقعیت و رسیدن به نوعی آزادی ذهنی هست و در تضاد با نظم عقل گرایانه جمهوری دموکراتیک مدرن به حساب میاد.
ال اس دی بر فرهنگ تصویری، روایت های سینمایی و شکل گیری اسطوره های ضد فرهنگ در فیلم های دهه ی 60 و 70 تاثیر قابل توجهی داشت و در این کتاب از افرادی اسم برده میشه که مستقیما یا غیر مستقیم بر فیلم ها، مستندها و روایت های سینمایی ضد فرهنگ تاثیر گذاشتن.
تجربه های روان گردان با ای اس دی، الهام بخش فیلم هایی با ساختار غیر خطی، تصاویر سوررئال، و روایت های ذهنی شدن. ال اس دی نه فقط یک مخدر بلکه تلاشی برای شکستن نظم عقل گرایانه ی امریکاست و این تلاش در بسیاری از فیلم های دهه ی 60 و 70 نشون داده شده. شخصیت هایی که در کتاب بررسی میشن، بعدها در فیلم ها، مستندها و روایت های تصویری به اسطوره تبدیل شدن و سینما نقش مهمی در تثبیت این اسطوره ها داشته.
روز 14 ژانویه 1967 روز برگزاری مراسم معروف Human Be-In در پارک گلدن گیت سان فرانسیسکو هست و این روز، نقطه ی آغاز نمادین جنبش هیپی ها و ضد فرهنگ ال اس دی در آمریکا بود.
نویسنده با توصیف دقیق نور، هوا و چشم انداز، حال و هوای خاص اون روز رو بازسازی میکنه. در این روز، از طرفی خانواده های طبقه ی متوسط درحال برنامه ریزی برای گردش و آفتاب گرفتن هستن و از طرفی، جوان های هیپی در حال آماده سازی برای یک مراسم آیینی و سیاسی هستن و مراسمی که قراره قبیله ها رو دور هم جمع کنه.
این مراسم، درواقع جشن طرد فرهنگ بزرگسالان هست و نماد طرد نظم موجود، اخلاق کاری پروتستانی و ساختارهای اجتماعی سنتی به حساب میاد. لباس های رنگارنگ، رفتارهای آیینی و نمایش، این گروه رو شبیه کولی ها یا شمن های مدرن جلوه میده اما درواقع، این گروه، فرزندان تحصیل کرده ی طبقه ی متوسط هستن.
حضور چهره های فرهنگی و سیاسی نشون میده که این مراسم، صرفا یک جشن نیست و نوعی بیانیه ی فرهنگی و سیاسی به حساب میاد. این مراسم، نماد شروع یک انقلاب معنوی بود و فعالان سیاسی دانشگاه برکلی و نسل عشق، دور هم جمع شدن تا نظم عقل گرایانه ی جمهوری مدرن رو به چالش بکشن. شعارشون "ترس شکسته خواهد شد، جهل در معرض نور خورشید قرار میگیره، سود و امپراتوری در ساحل های متروک خشک میشه."

پوستر هایی با تصویر سادهو، راهب هندو و سرخپوست دشت ها، با گیتار به جای تفنگ، جای تبلیغات معمول کنسرت ها رو گرفت. شهروندهای محترم با دیدن این تجمع، دچار اضطراب شدن و انگار شاهد مراسمی پیش از حمله ی قبیله ای به نظم موجود بودن.
این وضعیت با رفاه اقتصادی تناقض داشت. در حالیکه اقتصاد شکوفا بود، تولید ناخالص ملی رشد داشت و وال استریت در دوران گوگو یعنی سال های پررونق بازار سرمایه بود، جوان های طبقه ی متوسط در حال طرد همین نظم بودن. لیندون جانسون موفق تر از جان اف کندی عمل کرده بود و روشنفکران لیبرال عقیده داشتن آمریکا به جامعه ای بی طبقه تبدیل شده.
برخلاف انتظار، این نقد از طرف کمونیست ها یا راستگراهای افراطی نبود بلکه از طرف نوجوان هایی بود که سالانه میلیاردها دلار خرج کالاهای مصرفی میکردن. کلارک کر، رئیس دانشگاه برکلی، گفته بود: "کارفرماها عاشق این نسل میشن، راحت میشه باهاشون کنار اومد." اما همین نسل، ناگهان نظم رو زیر سوال برد.
در سال 1965، جوان ها هنوز لباس های مرتب و همشکل میپوشیدن اما در عرض دو سال، به خیابون ها اومدن و برهنه، هیستریک و طغیانگر، رویه ی جدیدی رو در پیش گرفتن.
روانشناس دانشگاه هاروارد، کنت کنستون، درابتدا کتابی نوشت با عنوان بی تعهدها، اما سه سال بعد مجبور شد با کتاب رادیکال های جوان برگرده چون نسل جدید، دیگه بی تعهد نبود بلکه متعهد به انقلاب فرهنگی شده بود.
جنبش ضد فرهنگی دهه ی 1960 و انقلاب روانگردان ال اس دی، در سینما با فیلم هایی بازتاب پیدا کرد که ساختار روایی، فرم تصویری و مضامین شون رو از تجربه های روانی، طغیان جوانان و نقد نظم موجود الهام گرفتن. این بازنمایی هم در سینمای تجربی و هم در جریان اصلی دیده میشه.
فیلم های روانگردان شامل فیلم های با تصاویر رنگی، مونتاژهای سریع و روایت های ذهنی که تجربه ی مصرف ال اس دی هستن رو بازسازی میکنه. نمونه اش فیلم The Trip 1967 به کارگردانی راجر کورمن که تجربه ی روانگردان رو مستقیما به تصویر میکشه. در فیلم Head 1968 با حضور گروه موسیقی مانکیز، شاهد این هستیم که ساختار روایی، عمدتا در هم میشکنه.
همچنین یه سری فیلم های جاده ای در رابطه با جوان های سرکش شکل گرفتن که نمونه اش فیلم Easy Rider 1969 هست که نماد سفر روانی و اجتماعی دو موتورسوار در دل آمریکا، با موسیقی، مواد مخدر و نقد جامعه ی محافظه کار هست. این فیلم ها، سفر رو به مثابه ی آیین تحول و طرد نظم موجود نشون میدن.
فیلم سازهایی مثل استن براکیج و کن جاکوبز با فرم های بصری غیرروایی، تجربه ی ذهنی و روانی رو بازنمایی کردن. این فیلم ها بیشتر در محافل هنری و دانشگاهی دیده میشدن و جایی در سینمای جریان اصلی نداشتن.
مستندهایی مثل Monterey Pop 1968 و Woodstock 1970 جشنواره های موسیقی رو به عنوان آیین های جمعی ضدفرهنگ ثبت کردن. این فیلمها نه فقط موسیقی، بلکه فضای عرفانی، سیاسی و روانی اون دوره رو بازتاب دادن.
حتی فیلم هایی مثل A Space Odysseys 1968: 2001 با سکانس پایانیش، تجربه ی روانی و تحول ذهنی رو به صورت استعاری نمایش داده.
در فیلم Yellow Submarine 1968 با تصاویر سوررئال و موسیقی بیتلز، جهان ال اس دی رو به زبان کودکانه و نمادین نشون میده.
جمع بندی
این بازنمایی ها نه فقط تجربه ی روانگردان، بلکه بحران معنای مدرن، طرد نظم عقل گرایانه و جست و جوی آیین های جدید رو به تصویر کشیدن و در این کتاب با عنوان انقلاب معنوی ازش یاد میشه.