کد هیز چطور در هالیوود افول کرد؟
14 اردیبهشت · ·
این مطلب برداشتی هست از کتاب The History of Sex in American Film که یک اثر دانشگاهی درمورد مضامین جنسی و رسوایی های هالیوود هست.
فیلم های Traffic in Souls 1913, Cleopatra 1917 نمونه هایی بودن که هم مخاطب زیادی جذب کردن و هم موجی از اعتراض های اخلاقی به راه انداختن. گروه های زنانه، مذهبی و ضد فساد خواستار سانسور شدیدتر شدن.

تا 1921 ایالت هایی مثل پنسیلوانیا، اوهایو، کانزاس، مریلند و نیویورک، هیئت های سانسور رسمی داشتن. این باعث شد شبکه ی توزیع فیلم پیچیده بشه. یک فیلم ممکن بود در یک ایالت بدون تغییر نمایش داده بشه و در ایالت دیگه کاملا ممنوع بشه.
ازجمله اتفاقات هالیوود در این دوره که به عنوان رسوایی تلقی میشد، طلاق و ازدواج مجدد ماری پیکفورد و داگلاس فیر بنکس بود. همچنین خودکشی اولیو توماس رو داریم و محاکمه ی فتی آریاکل به جرم قتل غیر عمد، قتل حل نشده ی ویلیام دزموند تیلور که این رسوایی ها تصویر عمومی هالیوود رو خدشه دار کردن و فشار برای سانسور رو بیشتر کردن.
در سال 1922 انجمنی به اسم MPPDA تشکیل شد. شرکت های بزرگ هالیوود برای مقابله با فشار سانسور، انجمن تولید کنندگان و توزیع کننده های فیلم رو تشکیل دادن. ویلیام هیز، یک محافظه کار فرهنگی، به ریاست منصوب شد و تا 1945 موند. هدف این انجمن، ایجاد استانداردهای اخلاقی و خودتنظیمی برای جلوگیری از دخالت دولت ها و گروه های مذهبی بود.
با وجود موفقیت تجاری فیلم ها، مدیران استودیوها خواسته های سانسور رو جدی نمیگرفتن و فکر میکردن فقط یک اقلیت پر سروصداست. به عنوان یک نمونه ی مهم، فیلم The Merry Window 1925 اثر اریش فون اشتروهایم، با وجود ویرایش توسط MGM تحت فشار هیز و گروه های محافظه کار، هنوز صحنه های جنسی ضمنی مثل اورجی و فتیش پا داشت و موفقیتش باعث شد فیلمسازهای دیگه هم به سمت محتوای تحریک آمیز برن.
ستاره ها به عنوان نماد جنسی ظاهر شدن. گرتا گاربو با نقش هایی که هنجارهای جنسی سنتی رو نقض میکرد، ستاره ی بزرگ شد و ازجمله فیلمهاش در این زمینه میشه به The Temptress, Flesh and the Devil اشاره کرد.
تکنیک ویرایش بیضوی، به ابزار اصلی برای القای رابطه ی جنسی بدون نمایش مستقیم تبدیل شد.
ظهور فلاپر ها در قالب زن جوان مدرن دهه ی 1920، مستقل، شهری، با آزادی های اجتماعی و پوشش جسورانه ظاهر شد. کلارا بو به عنوان It Girl این تصویر رو تثبیت کرد و این موضوع رو بخصوص میشه در فیلم It 1927 دید.
هیل کمیته ی روابط استودیو رو در سال 1927 تشکیل داد و فهرستی درمورد کارهایی که نباید و باید با احتیاط انجام بشن تدوین کرد. همکاری با مارتین کویگلی، ناشر مذهبی و دانیل لرد، استاد یسوعی برای نوشتن پیش نویس کد تولید با زبان مذهبی و محافظه کارانه درباره ی جنسیت و ازدواج انجام شد.
هالیوود در دهه ی 1920، همزمان با ستاره سازی جنسی و ظهور فلاپرها، تحت فشار شدید گروه های مذهبی و اجتماعی قرار گرفت و همین فشارها باعث شد ویلیام هیز به سمت تدوین یک کد رسمی برای کنترل بازنمایی های جنسی در فیلم ها حرکت کنه.
کد تولید، نه فقط بازتاب ارزش های مذهبی کویگلی و لرد بود بلکه جوابی به شبکه ی پیچیده ی سانسور ایالتی و فشار گروه های اجتماعی هم محسوب میشد.
هدف اصلی این بود که صنعت فیلم، خودش رو تنظیم کنه تا جلوی ایجاد هیئت های سانسور جدید گرفته بشه و توزیع ملی فیلم ها ساده تر بشه.
فیلم ها به عنوان ابزار قدرتمند شکل دادن رفتار و نگرش ها بخصوص در بین جوانان دیده میشدن. به این ترتیب، تولید کننده های مسئولیت ویژه ای برای حفظ استانداردهای اخلاقی داشتن.

هر نوع نمایش یا حتی اشاره به روابط خارج از ازدواج ممنوع بود. هدف اصلی، حفظ قداست ازدواج و خانواده است و موارد ممنوع شامل زنا، بوسه های طولانی و شهوانی، بغل های شهوت آلود و ژست های تحریک آمیز، اغوا یا تجاوز، انحراف جنسی، بردگی جنسی، اختلاط نژادی، بیماری های مقاربتی، زایمان و نمایش اندام تناسلی کودکان میشد.
با این وجود، همین محدودیت ها باعث شد فیلمسازها به سمت استفاده ی خلاقانه از موقعیت ها و تدوین بیضوی برن تا ضمن رعایت قانون، هنوز معنای ضمنی جنسی رو منتقل کنن.
کد تولید میگفت صحنه های لباس درآوردن ممنوعه مگر اینکه برای داستان ضروری باشه. اما فیلمسازهای خلاق با استفاده از موقعیت های روایی مثل لباس آویزان در پس زمینه ی یک گفت و گو، راهی برای القای ضمنی پیدا میکردن.
اما استودیوهایی هم بودن که اهمیتی به این قوانین نمیدادن. مثلا گرتا گاربو در فیلم Anna Christie 1930 نقش یک روسپی رو بازی کرد. فیلم The Sign of the Cross 1932 اثر دمیل، یا وجود ظاهر مذهبی، صحنه های جنسی ضمنی داشت و درمورد همجنس گرایی هم اشاره هایی داره.
ژان هارلو در فیلم Red Headed Woman 1932 به عنوان زن طماع معرفی شد.
فیلم The Story of Temple Drake 1933 شامل تجاوز ضمنی بود.
در داخل کمیته ی سانسور هم اختلافات داخلی به وجود اومد. حتی در تبلیغات، استودیوها از تصمیمات سانسور به عنوان ابزار بازاریابی استفاده میکردن، چیزی که نشون میده نوعی بی نظمی در این خودتنظیمی وجود داشت.
هیز بعدها نوشت که بزرگترین عامل بدنامی صنعت، فیلم های جنسی بودن.
تحت فشار بانگ ها و تهدید تحریم ها، هیز کمیته ی روابط استودیو رو به PCA تبدیل کرد. این نهاد قدرت اجرایی واقعی داشت و ریاستش به جوزف آی. برین داده شد که به شدت محافظه کار بود و اجرای سخت گیرانه ی کد رو تضمین کرد.
کد تولید 1930 روی کاغذ بود اما در عمل نادیده گرفته شد. فشار اجتماعی، رسوایی ها و مطالعات علمی باعث شد در سال 1934 نهادی قدرتمند به اسم PCA درست بشه که برای اولین بار تونست سانسور رو به طور جدی و سازمان یافته در هالیوود اعمال کنه.
کد تولید، تحت مدیریت جوزف برین از سال 1934 تا 1954 موفق شد و عملا به یک نظام سانسور موثر در هالیوود تبدیل شد. هالیوود در این دوره، تحت سلطه ی هشت شرکت بزرگ بود. شرکت های ماژور شامل پارامونت، MGM، فاکس قرن بیستم، برادران وارنر، RKO.
شرکت های مینور شامل یونیورسال، کلمبیا و یونایتد آرتیستز میشدن.
شرکت های بزرگ به صورت عمودی یکپارچه بودن یعنی تولید، توزیع جهانی و مالکیت سالن های سینما رو داشتن که این یکپارچگی اجرای کد رو ساده تر کرد.
در سال 1934 لژیون کاتولیک شرافت تاسیس شد و نظام رتبه بندی اخلاقی خودش رو برای فیلم ها ارائه داد. A یعنی غیر قابل اعتراض، B تا حدی قابل اعتراض و C محکوم بود یعنی دیدنش برای کاتولیک ها ممنوعه.
استودیوها از تحریم های کاتولیک ها میترسیدن و این ترس باعث شد که جدی تر گرفته بشن. تغییرات هیز برای افزایش کارایی به این سمت رفت که فقط فیلم هایی که کاملا مطابق با کد بودن مهر تایید میگرفتن. جریمه ی 25 هزار دلاری برای اعضای MPPDA که فیلم بدون مهر تایید منتشر میکردن درنظر گرفته شد. الزام به ارسال فیلمنامه برای تایید قبل از تولید و فیلم برای تایید نهایی درست شد و همچنین تغیر عنوان و حذف محتوای جنسی در اقتباس ها رواج پیدا کرد.
فیلم The Outlaw 1943 اثر هاوارد هیوز به خاطر نمایش برجسته ی سینه ی جین راسل محکوم شد که در نوع خودش، یک اتفاق بحث برانگیز بود. با وجود ممنوعیت در نیویورک و نداشتن مهر PCA در بازپخش 1946 موفقیت تجاری بزرگی داشت.
محدودیت ها کلی بودن و همین باعث شد استودیوها و PCA هرکدوم به نفع خودشون تفسیر کنن. در مذاکرات بر سر دیالوگ ها، صحنه ها یا تدوین، گاهی استودیوها پیروز میشدن اما بیشتر اوقات PCA نظر خودش رو تحمیل میکرد.
موفقیت کد تولید در دهه ی 1930 و 1940 نتیجه ی ترکیب ساختار صنعتی متمرکز، فشار مذهبی لژیون کاتولیک و قدرت اجرایی PCA بود. با این وجود، چون کد، کلی و تفسیرپذیر بود، همیشه میدان چانه زنی بین فیلمسازها و سانسورچی ها باقی میمونه.
افول تدریجی کد تولید
از نیمه ی دهه ی 1940 تا اوایل دهه ی 1950، وقتی که هم فشارهای اجتماعی تغییر کرد و هم ساختار صنعتی هالیوود متحول شد، شاهد افول تدریجی کد هیز هستیم.
از اونجایی که فیلمسازها مجبور بودن محدودیت ها رو دور بزنن، نمایش جنسی و برهنگی به شکل مبهم و غیر مستقیم نهادینه شد. بن هکت گفت: نوشتن فیلمنامه یعنی شعبده بازی با سانسورچی هایی که باید فریب داده بشن.
نظارت دقیق PCA شامل ممنوعیت صحنه هایی که آشکارا فاحشه خانه رو نشون میدادن، حذف نشانه های روایی که به زنا اشاره میکردن و جلوگیری از کنایه ها و دوپهلوگویی های جنسی در دیالوگ ها میشد.
در سال 1945 اریک جانسون جایگزین ویلیام هیز شد و انجمن به MPAA تغییر اسم داد. جانسون میانه رو تر بود و همین باعث شد استانداردها PCA کمی نرم تر بشن. به عنوان نمونه Duel in the Sun 1946 با اشاره ی آشکار به روابط خارج از ازدواج و فیلم Gilda 1946 و فیلم های نوار با اشارات به زنا و همجنس گرایی منتشر شدن.
در سال 1947 شاهد یک ضربه ی ساختاری هستن. حکم دیوان عالی در یک پرونده مربوط به شرکت همواره دراما ساز پارامونت، شرکت های بزرگ رو مجبور کرد که سالن های سینما رو واگذار کنن و سیستم یکپارچه ی تولید، توزیع و نمایش از بین رفت.
این یعنی PCA دیگه نمیتونست با همون قدرت، سانسور رو اعمال کنه چون انحصار سالن های نمایش از دست رفت.
حمایت قانونی از فیلم ها در سال 1952 اتفاق افتاد. در پرونده ای، دیوان عالی برای اولین بار، فیلم ها رو تحت حمایت متمم اول قانون اساسی مربوط به آزادی بیان قرار داد.
ماجرا با فیلم ایتالیایی The Miracle 1948 شروع شد که داستان دختر روستایی بارداری بود که باور داشت فرزندش مسیح دوم هست. لغو مجوز نمایش این فیلم باعث شد پرونده به دیوان عالی بره و نتیجه اش آزادی بیان برای سینما بود.
جمع بندی
از 1945 تا اوایل دهه ی 1950، هم تغییر رهبری MPAA، هم فروپاشی ساختار انحصاری هالیوود و هم حمایت قانونی از فیلم ها باعث شد که تولید، قدرتش رو از دست بده و راه برای نمایش صریح تر مسائل جنسی در سینما باز بشه.
کتاب از اینجا به بعد، وارد دوره ی بعد از 1950 میشه و این دهه، زمانی هست که کد تولید، کم کم قدرتش رو از دست میده و موج های تازه ای مثل سینمای اروپایی و جنبش های اجتماعی آمریکا و تاثیرشون روی بازنمایی جنسیت رو شاهد هستیم.