خواب دیدم یک قابلمه سبی زمینی پخته را کهخودم پخته بودم و قرار بود به کارگرهای برادرم ناهار درست کنیم ، یادم رفته مونده خونه خودمون و قرار بود با هودم ببرم خونه مادرم یادم رفته بود ، توی خواب دنبال کسی می گشتم کهبرود و سیب زمینی پخته راازمنزل ما به منزل مادرم بیاورد . و دیدم مادرم در وان بسیار بزرگی برای خواهر کوچکم خمیر درست نی کند . همه اش خمیر را با مست هایش مثل دوران جوانی اش می فشرد و ورز می داد . ومن پالتوی جدیدی به ارزش ۱۸ نیلیون تومن داشتم پرو میکردم و به فروشنده که آشنا بود میگفتم خلی گرونه . ورنگش سبز زیتونی بود

تعبیر:
خوراک سیب زمینی میتونه نماد ایده‌ای باشه که ظاهرش ساده و پیش پا افتاده است ولی سود زیادی داشت، کلا سیب زمینی به این ویژگی شناخته شده که تحمل و صرفه ی زیادی نسبت به زحمتی داره که براش کشیده میشه. این مفهوم همچنین نزدیک به گندم و درست کردن خمیر برای نون هم هست. نون یه خوراکی پیش پا افتاده است ولی کاربرد زیادی داره. 
پالتو لزوما یه لباس ساده نیست و پتانسیل زیادی برای محافظت از بدن در برابر سرما داره. این خواب میتونه به مسائلی اشاره داشته باشه که بهتره اونا رو اساس ظاهر ساده‌شون قضاوت نکرد چون سودی که به شما میرسونن، میتونه خیلی بیشتر از چیزی باشه که فکرش رو می کنید. 
گاهی وقتا دیدن چیزای با ارزش به طور مکرر و در موقعیت های عادی روزمره، ممکنه باعث بشه که تاثیر واقعی و ارزش زیادشون رو فراموش کنیم.