معرفی و بررسی سریال غیر منطقی
20 اردیبهشت · · معرفی و بررسی سریال غیر منطقی| The Irrational
سریال غیر منطقی یا The Irrational رو در ابتدا با اشتیاق کمی شروع کردم چون حدس زدم صرفا یه سریال فرمایشی برای خودنمایی در مورد افکار ضد نژادپرستانه و فمنیستیه اما توی همون قسمت اول، تونست به لحاظ داستانی جذبم کنه و بازیگرای اصلی هم کارشون درسته و صرفا یه سمبلی از پیشرو بودن سیاه پوستا در جامعهی آمریکا نیست.
این از جمله کارای روانشناختی هست که با الهام گرفتن از یه اثر غیر داستانی در مورد روان انسان ساخته شده و با ایدهی اصلی خودش همپوشانی زیادی داره. یعنی گرههای داستانی بر پایهی مسائل روانشناختی شکل میگیرن و نویسنده تونسته معماها رو به خوبی با ایدهی داستان، ترکیب و به این ترتیب، حلشون کنه.
اما مثل هر اثر هنری دیگهای، ناگفتهها، نادیدهها و ناشنیدههایی وجود داره که بررسیشون میتونه روی قضاوت نهاییمون تاثیر بذاره. داستان سریال غیر منطقی، در ظاهر، خیلی روون و با موفقیتهای پیاپی شخصیت اصلیه که از نبوغ مناسبی برخورداره، اما شاید بهتر باشه نگاهی به کتابی که این سریال بر اساسش ساخته شده بندازیم و از خودمون بپرسیم که این ایدهها واقعا قراره کار کنن؟
داستان بر اساس یه کتاب از دن آریلی ساخته شده که برای مدت قابل ملاحظهای و حتی همین الان، خوراک آدمایی بوده که محتواهای زرد، در مورد روانشناسی، رشد شخصی و موفقیت رو منتشر میکنن و به آدما میگن که ذهنشون تحت چه بازیهای پیچیدهای فریب میخوره و میتونن این بازیهای ذهنی رو کشف کنن و به شکل زیرکانهای، خودشون رو رشد بدن.
دن آریلی، هرچند که به خاطر تکرار ناپذیر بودن آزمایشای خودش و بیملاحظگی در طراحی ایدههاش، بسیار زیر سوال رفت و حتی بعضی از امتیازات اجتماعی خودشو از دست داد اما هنوزم در فرهنگ عمومی، از محبوبیت زیادی برخورداره و حتی اگه مستقیما از اسمش استفاده نشه، افکار و ایدههاش، حسابی دست به دست میشه و شما میتونید توی سخنرانیهای انگیزشی فارسی زبونا هم به کرار، پیداشون کنید.
نمونهای از این آزمایشا، آزمایش تلقین ذهنیه که مثلا به یکی میگن چشماتو ببند و ما میخوایم یه شی داغ رو بذاریم توی دستت؛ و بعد یه تیکه یخ رو میذارن کف دستش اما طرف، فورا واکنش نشون میده چون حس میکنه دستش سوخته.
حوزهی مطالعاتی دن آریلی، اقتصاد رفتاری و تصمیم گیری هست و سخنرانیهاش طرفدار داره چون به مخاطب خودش این حسو میده که با روشای خیلی سادهای میشه رشد کرد و جلوی خطای ذهنی رو گرفت.
این سریال، حتی طراحی شخصیت اصلی رو با اتکا به ویژگیهای دن آریلی انجام داده منجمله سوختگی شدیدی که توی جوونیش تجربه کرده و تاثیرش روی بخشی از صورتش هم باقی مونده.
دن آریلی، اولین بار توی سال 2006، بابت آزمایشای مختلفی منجمله استفاده از شوک الکتریکی برای ایجاد تاثیر روانی، زیر سوال رفت و اخلاقی بودن آزمایشایی که انجام میداد رو زیر سوال بردن ولی بسیاری از حرفا و کاراش، تا همین دو سه سال اخیر، اصلا زیر سوال نرفت.
دن آریلی، از همون سال 2006 به این متهم بود که دادهها و آمارش مستند نیستن، اما اون زمان تونست این اتهاماتو از سر خودش باز کنه و بگه که این اتفاقا به صورت عمدی صورت نگرفته و توطئه در کاره و شما فکر کنید که نزدیک 20 سال، دن آریلی به راحتی به انتشار محتوا و سخنرانی ادامه داده و اتفاقا چند تا کتاب بسیار پرفروش داره که بعضیهاشون در مورد اهمیت صداقت هستن.
میشه حدس زد که این سریال، به صورت سفارشی و برای دامن زدن به افکار و ایدههای دن آریلی ساخته شده. هر چی نباشه طرف داره از فروش کتابا و محتوا پراکنی، نون میخوره و قطعا دوست نداره که بازارش کساد بشه، پس ایدهی بدی نیست که بیای یه سریال بسازی که شخصیت اصلیش، خودت هستی و موفقیتای پی در پی رو تجربه میکنی. این سریال، اتفاقا خیلی هم لیبرال دوسته و شخصیت اصلی، یه سیاهپوسته که داره توی جامعهی غربی، پلههای ترقی رو طی میکنه و به حقوق زنان هم احترام میذاره و جامعه بهش فضا داده که ذهن نبوغ آمیز خودشو در زمینهی علوم رفتاری به کار بگیره؛ و چه کار مهمی هم انجام میده! به پلیس کمک میکنه تا پروندههای پیچیدهی جرم و جنایت رو برطرف کنه.
غیر منطقی، در حال حاضر، خیلی وقت نیست که منتشر شده و هنوز بازخوردای زیادی از طرف بینندههاش پیدا نکرده اما امتیازای فعلیش هم میشه گفت که معمولیه.
این سریال، از شکل کلاسیک داستانای معمایی و جنایی، فاصلهی زیادی گرفته و اونچه که توی دنیای جدید، یه نقطه عطف به حساب میادو شناخته. ما دیگه تو این دوره زمونه نمیتونیم کارآگاه رو دنبال سندی مثل یه عکس یا صدا بفرستیم که به راحتی میشه نمونههای تقلبیش رو درست کرد بلکه از مامور قانون انتظار میره که روان آدما رو بشناسه و بتونه از این طریق، رد مجرم رو بگیره و وادارش کنه به اعتراف کردن.
جمعبندی
نمیشه منکر شد که سریال غیر منطقی داره بر پایهی یه علم مشکوک پیش میره و الهام گرفته از یه شخصیت آکادمیک بسیار پر حاشیه است و توی زمان خاصی ساخته شده. اگر واقعا به کارای روانشناختی و جنایی علاقه دارید، دیدن این سریال میتونه جالب باشه اما نگاه انتقادی خودتون رو حفظ کنید و چیزی که این محتوا قصد داره بهتون منتقل کنه رو به راحتی نپذیرید.
درسته که بسیاری از متفکرای علوم انسانی، روانشناسا و رفتارشناسا، جوری برخورد میکنن که انگار دوست دارن به انسانا و تکاملشون کمک کنن ولی این بین، آدمای کاسبکار زیادی هم وجود داره که ذرهای برای آدما و شعورشون ارزش قائل نیستن و به جای رشد، اتفاقا به شکل ریاکانهای جلوی رشد مخاطب خودشون رو میگیرن.