سلام روز بخیر من امروز خواب دیدم که تو مدرسه سرکلاس بودم که خودکارمو شکستم البته زاپاس خودکار زیاد داشتم که دربیارم در همین حین معلم اسم منو برای حاضر غایب خوند من الان در واقعیت 23سالمه خیلی وقته دوران مدرسه رفتنم تموم شده( در واقعیت الان دانشگاه میرم) بعد به دوستام گفتم چرا هودی ولباساتون اینقدر پرز شده (دورس پارچه هودی چند تا جنس هست که هم خوب و هم بد داره نوع بدش بلافاصله بعد استفاده پرز میده) بعد گشنم بود غذا نخورده بودم حامله بودم حدودا 3،4ماهه کمی برآمدگی هم داشتم ولی کم داشتم رفتم فکر کنم داخل یه رستوران ساندویچ فک کنم میخاستم بگیرم که زن عمو دیدم اونم فکر کنم پیتزا یا هرچی میخاست بگیره و البته سر برهنه بود چون زنعمو حجابی و متعصب کلا خانوادگی هستند بسیار حرف درآر البته برای ما چون یه سری دشمنی هایی هست بینمون بعد تو خونه بودم که مامانم گفت فردا عروسیت هست لباس عروس دیدم که زشت نبود قشنگ بود ولی لباس عروسی که من میخاستم نبود پسند من نبود من خودم میخاستم لباس عروس دلخواه بدوزم و بپوشم روز عروسیم در کل از ازدواج ناراضی بودم به مامانم گفتم من بلد نیستم برقصم اصلا آمادگی ندارم برای ازدواج ولی مامانم فکر کنم با خشونت میگفت تو باید ازدواج کنی غلط میکنی که آمادگی ندازی ازدواج نمیکنی همون موقع کسی که مثلا همسرم بود ازدراومد داخل گفت یعنی چی که خبر نداشتی نمیدونستی داریم عروسی میکنیم همون موقع که این اتفاقات داشت می افتاد مامانم نذر گرفته بود و مهمان دعوت کرده بود دیگ نذری دیدم که نذری که میگم رایج نیست ولی ما رسم داریم خصوصا موقع بچه‌ دارشدن که خانم های حامله اگه بخورن باید سال های بعد حتما اون نذر که با نون، شکر و روغن درست میشه رو بدن دیگ همین نذر رو دیدم که زن های زیادی بالا سرش ایستاده بودن من بعد گفت و گویی که با مادرم کردم گریه کنان البت گریم با ناله همراه بود تا آخر خاب صدای ناله یادم میاد رفتم داخل آشپزخانه که گریه زاری کنم بخاطر ازدواج زودم رو زمین نشستم دستم خورد و موهای بریده شده قیچی خورده روی زمین آشپزخانه دیدم که مال مامانم بود و فکر کنم برش داشتم گرفتم تو دستام، البته من دخترم و مجردم


تعبیر: 
حاملگی و ازدواج، هر دو مسئولیت‌هایی رو برای آدم ایجاد میکنن و می‌تونن مسیر زندگیش رو تغییر بدن. دیدن همچین خوابی، به خودی خود خوب یا بد نیست و بستگی داره در دنیای خواب، چه وضعیت و چه احساسی دارید. 
توی این خواب، شما ناگهان متوجه میشید که باید عروسی کنید؛ این میتونه نماد یه مسئولیت مهم باشه که جامعه یا اطرافیانتون دارن به شما تحمیل میکنن و لازمه درمورد ماهیت این قبیل مسئولیت ها که بعضا به اسم عرف و قانون نانوشته تحمیل میشه آگاه باشید و کارایی رو انجام ندید که واقعا به نفع‌تون نیست و صرفا به دیگران سود میرسونه. 
گرسنگی نماد نیاز روانی و گرسنگی ذهنی هست. این گرسنگی میتونه با کسب دانش، آگاهی و احساسات و تجارب خوب برطرف بشه. مدرسه نماد کسب دانش هست اما اگر در دنیای خواب میدونستید که سال هاست مدرسه رو تموم کردید، یعنی نیازی نیست درمورد مسائلی درس پس بدید و تجربه کسب کنید که سابقا ازشون عبور کردید و براتون تازگی ندارن و نمی تونن سود جدیدی برسونن.