آرشیو اردیبهشت 1405

پست‌های منتشر شده در اردیبهشت 1405

احساس حسرت و رنگ سبز

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند · بادوم پفکی تند ·

دیروز داشتم به احساس حسرت فکر می‌کردم و دوست داشتم تصویر انتزاعی پررنگ‌تری ازش داشته باشم.

در خواب‌هایی با موضوع حس حسرت، رنگ سبز پررنگ و مایل به زیتونی رو زیاد دیدم. در واقعیت، معمولا از سبز پررنگ استفاده‌ی خاصی در نقاشی‌هام ندارم و معمولا این رنگ رو اضاف میارم اما حالا فکر میکنم که ایده‌هایی برای نقاشی آبستره با رنگ سبز پررنگ دارم.

حسرت، درنظرم تجسمی از تجربه‌ی فقر روانیه. توجه به حسرت‌های کوچک و ریشه‌های شکل گیری‌شون، بعضا می‌تونه الهام‌بخش فرد برای جلوگیری از تجربه‌ی حسرت‌های بزرگتر بشه.

گاهی حسرت، نتیجه‌ی نوعی حس همدلیه. مثل وقتی که حسرت یک دوستی ارزشمند و از دست رفته رو می‌خوریم. فرد با آگاهی از اینکه این دوستی می‌تونست سبب تجربه‌ی رشد بشه، ممکنه شروع کنه به پیدا کردن راه حل و جلوگیری از وقوع دوباره‌ی یک حسرت مشابه.

اگر بخوام آبستره‌ای از حسرت بکشم، از نقاط درخشان ناچیز سبز، در محدوده‌ای با سبز مرده و سرد استفاده میکنم، چون به‌نظرم تجربه‌ی حسرت، شبیه درخشش یک تجربه‌ی خیال‌انگیز یا شیرین اما بسیار دور و محاله که در بستر دلمردگی و فقدان امروز فرد جریان داره. 

ادراک و توهم، ۱۴ درصد

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند · بادوم پفکی تند ·


کتاب Wade N. - Perception and Illusion_ Historical Perspectives (2004)

وید ن. - ادراک و توهم_ دیدگاه‌های تاریخی (۲۰۰۴)

این کتاب لزوما مطالعه‌ی روانشناختی نیست و سراغ تاریخ و فلسفه‌ی موضوع مورد مطالعه‌اش رفته. 

نقل‌قول‌های جالب کتاب:
تئوفراستوس شاگرد محبوب ارسطو بود: کتابخانه و نسخه‌های خطی ارسطو به او ارث رسید و پس از عزیمت ارسطو از آتن، او تا پایان عمر طولانی خود، لیسئوم را اداره کرد. تئوفراستوس از طریق تدریس و نگارش خود، با موفقیت کوشید تا سیستم ارسطویی را به طور گسترده‌تری در دسترس قرار دهد. در واقع، ایده‌های این دو فیلسوف عموماً آنقدر مشابه است که تعیین تمایز بین آنها اغلب دشوار بوده است. هر دو در نوشته‌های خود در مورد پدیده‌های طبیعی طیف گسترده‌ای داشته‌اند، اگرچه تنها چند قطعه از نوشته‌های تئوفراستوس باقی مانده است. بیشتر این نوشته‌ها مربوط به طبقه‌بندی گیاهان است و او را «پدر گیاه‌شناسی» نامیده‌اند (بودنهایمر، ۱۹۵۸). او بیش از ۵۰۰ گونه از گیاهان را نام برد و سعی در طبقه‌بندی آنها داشت و اغلب نحوه تولید مثل آنها و بیماری‌هایی را که مستعد ابتلا به آنها هستند، شرح می‌داد. در تمام تحقیقات خود، او به دلیل پایه‌گذاری نتیجه‌گیری‌های خود بر مشاهدات به جای نظریه، مورد توجه قرار گرفت.

در حالی که تئوفراستوس اگرچه او در بیشتر مسائل دیدگاه‌های ارسطو را تکرار می‌کرد، اما تجربه‌گراییِ رو به رشدتری نسبت به استادش اتخاذ کرد. او سعی کرد از هرگونه توسل به علل غایی اجتناب کند و روایت‌های خود را به مشاهدات محدود کند. 
 

از میان فیلسوفان و ریاضیدانان یونانی، اقلیدس پدیده‌های نورشناسی را به روشن‌ترین شکل گردآوری و نظام‌مند کرد؛ او از افلاطون پیروی کرد و نورشناسی را به صورت ریاضی تعریف کرد و بدین ترتیب نور را با بینایی برابر دانست. اقلیدس نورشناسی خود را بر این واقعیت شناخته‌شده در آن زمان که نور در خط مستقیم حرکت می‌کند، بنا نهاد و پیامدهای این امر را با پشتکار ستودنی دنبال کرد. 
 

اقلیدس بر اساس این تعاریف توانست نظریه‌ای هندسی از ادراک فضا ارائه دهد. بینایی توسط زاویه بینایی تعیین می‌شد و این زاویه منشأ در چشم داشت. یعنی نور به جای اینکه توسط چشم دریافت شود، از آن ساطع می‌شد (به فصل 3 مراجعه کنید) و خطوط نوری ترسیم شده از چشم نیز خطوط بینایی بودند.

نظریه بینایی اقلیدس تنها نظریه‌ای نبود که در علم یونانی مورد توجه قرار می‌گرفت، اما ظریف‌ترین آنها بود. بینایی عموماً شامل نوعی فرآیند تماس بین چشم و اشیاء در نظر گرفته می‌شد (به لیندبرگ، 1978 مراجعه کنید) و روش‌های دیگری برای دستیابی به این تماس ابداع شد. دموکریتوس پیشنهاد کرد که تمام طبیعت از اتم‌های در حال حرکت تشکیل شده است. این اتم‌ها به طور مداوم از اشیاء ساطع می‌شوند تا هوا را فشرده کرده و تأثیرات را به چشم منتقل کنند. این تأثیرات مانند یک کپی یا تصویر از شیء بودند که می‌توانست توسط چشم دریافت شود و این نظریه توسط اپیکور (حدود 342-270 پیش از میلاد) تقویت شد.


کتاب EATING DISORDERS AND OBESITY:
HOW DRUGS CAN HELP
 

اختلالات خوردن و چاقی: چگونه داروها می‌توانند کمک کنند

نقل قول‌های جالب کتاب:

قبل از اینکه هر غذایی را در دهان خود قرار دهیم، معمولاً می‌توانیم آن را ببینیم و اغلب بوی آن را حس کنیم. این محرک‌های پیش از بلع، وقتی مثبت باشند، تغییراتی را در دستگاه گوارش ایجاد می‌کنند که برای هضم غذا، یعنی «مرحله سفالیک» که اولین بار توسط پاولوف در سال ۱۸۹۵ توصیف شد، آماده می‌شود. پس از قرار دادن غذا در دهان (بلعیدن آن)، آن را می‌جویم و سپس می‌بلعیم. وقتی غذا در دهان قرار می‌گیرد، گیرنده‌های دهانی و بویایی را تحریک می‌کند. ما از تجربه خود می‌دانیم که هر چه طعم غذا خوشمزه‌تر باشد، تمایل بیشتری به خوردن آن داریم. عکس این قضیه نیز صدق می‌کند. به طور کلی‌تر، می‌توانیم بگوییم که چنین تحریک «پیش حسی دهانی» عامل تعیین‌کننده مهمی در اندازه وعده غذایی مصرف شده است. محرک‌های حسی دهانی، وقتی لذت‌بخش باشند، «بازخورد مثبتی» ارائه می‌دهند، به این معنی که ادامه خوردن را تقویت می‌کنند. چشایی از طریق چندین سطح عصبی-آناتومیکی در مغز عمل می‌کند (اسکات ۲۰۰۱)، و سیگنال‌ها از گیرنده‌های چشایی در زبان و کام به بصل النخاع، پل مغزی، تالاموس، قشر مغز، آمیگدال و هیپوتالاموس منتقل می‌شوند. کنترل بهینه اشتها زمانی اتفاق می‌افتد که سیگنال‌های حسی دهانی با سیگنال‌های ناشی از معده و روده همراه شوند (فرنچ و سیسیل ۲۰۰۱).
 

حیوانات آزمایشگاهی پس از توقف غذا خوردن و قبل از شروع دوباره غذا خوردن، مجموعه‌ای از رفتارهای مشخص را از خود نشان می‌دهند: که به آن «آبشار سیری» می‌گویند (بلاندل، ۱۹۹۲). انسان‌ها بسیار متغیرتر هستند.

مقدار غذای خورده شده در وعده غذایی بعدی، یا در واقع در هر وعده غذایی خاص، بسیار کمتر قابل پیش‌بینی است. همانطور که اسمیت اظهار می‌کند، "کنترل اندازه وعده غذایی با کنترل تعداد وعده غذایی متفاوت است. بنابراین مدت زمان غذا خوردن و مقدار غذای خورده شده در طول یک وعده غذایی توسط مکانیسم‌هایی تعیین می‌شود که پس از شروع غذا خوردن، خوردن را ادامه می‌دهند" (اسمیت ۲۰۰۰).

Drug Abuse, 3%

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند · بادوم پفکی تند ·

کتاب Drug Abuse, ۳ درصد

عنوان کامل کتاب و اطلاعات اضافه:
(Cambridge Studies on Child and Adolescent Health) Steve Sussman, Susan Ames - Drug Abuse_ Concepts, Prevention, and Cessation-Cambridge University Press (2008)

در اینجا هنوز نقد خاصی به کتاب ندارم و صرفا نقل‌قول‌های جالبش رو قرار دادم.

"سوءمصرف مواد مخدر برای یک فرد یا در یک فرهنگ ممکن است سوءمصرف مواد مخدر برای فرد دیگر یا در فرهنگ دیگر تلقی نشود. هرگونه مصرف تفریحی مواد مخدر ممکن است برای برخی گروه‌ها (مثلاً کلیسای قدیسان آخرالزمان و ساینتولوژی) سوءمصرف مواد مخدر تلقی شود، اما برای گروه‌های دیگر (مثلاً راستافاریان‌ها و کلیسای روشنگری معنوی) هنجار محسوب شود. سوءمصرف مواد مخدر همچنین ممکن است در طول زمان از نظر معنا متفاوت باشد."

"بسیاری از تأثیرات درون فردی (به عنوان مثال، عصبی-زیستی) به سختی قابل تغییر هستند یا به سادگی با روش‌ها و فناوری‌های فعلی قابل تغییر نیستند، اما با این وجود، نقش مهمی در آسیب‌پذیری در برابر سوء مصرف مواد دارند و در نهایت ممکن است قابل اصلاح باشند."

"این متن، اگرچه به عنوان یک منبع علمی برای محققان عمل می‌کند، اما قصد دارد برای متخصصان تحصیل‌کرده، مشاوران وابستگی به مواد مخدر و دانشجویان نیز مفید باشد. این متن
یک دیدگاه کامل و یکپارچه در مورد سوءمصرف مواد مخدر و پیشگیری و ترک آن برای زمینه‌ها و جمعیت‌های مختلف ارائه می‌دهد."

 

باتوجه به تاریخ‌هایی که توی متن اومده، این رمان داستان زنی هست که در اواسط قرن بیستم زندگی کرده. راوی پا به سن گذاشته و شبیه آدمیه که داره تراژدی زندگیش رو مرور میکنه و مشغول درد و دله. 

تا اینجا خلاقیت تکان‌‌دهنده و جالبی در روایت نداشته و زورکی دارم میخونمش. گرچه ۹۹ درصد کتابا رو زورکی می‌خونم. ⁦(• ▽ •;)⁩