قسمت اول فصل اول سریال پسران، بیشتر روی شخصیت هیوئی کمپبل تمرکز داره و داستان از جایی شروع میشه که دوست دختر هیوئی به طور فاجعه باری به دست یکی از ابرقهرمان ها به اسم A-Train کشته میشه و این اتفاق، زندگی هیوئی رو زیر و رو میکنه. اون به تدریج متوجه میشه که قهرمان هایی که مردم ستایششون میکنن، درواقع چهره های فاسد و خطرناکی دارن. همین موضوع باعث میشه وارد گروه پسران بشه و با بیلی بوچر همراه بشه تا علیه سیستم فاسد ابرقهرمانها مبارزه کنه.
قسمت ۶، یه ریتم تند و فضای نیمه تاریک داره و تضادهای مهمی که به سناریوی این انیمه شکل دادن رو روایت میکنه. توی این قسمت، سعی شد تا زندگی خرگوش شیطانی و دلیل تبدیل شدنش به موجودی که امروز هست رو توضیح بده و دوباره شاهد یه داستان جالب هستیم که دلایل خودشو به یک الگوی خیلی تکراری و ناشیانه گره زده.
خرگوش یه آدم بوده و با یک نژاد دیگه، ارتباط قلبی گرفته اما نتونسته اونا رو به شکل سالمی با جامعهی انسان ها مرتبط کنه بلکه عادتشون داده به یه زندگی انگلی. در حالیکه میتونست رفته رفته حرف بزنه و ارتباط سالمی بگیره و از مردم خودش مراقبت کنه و آخرسر هم به خاطر از بین رفتن مهاجرا، عقده ای شده و تصمیم گرفته برعلیه همه بجنگه. آخه اینم شد دلیل؟ داستان با یه پتانسیل قوی شروع میشه ولی به جای اهمیت دادن به پیچیدگیهای این ارتباط، میره سراغ یه مسیر ساده سازی شده.
جمعبندی این الگو، علاوه بر تکراری بودن، درد خرگوش رو کم اعتبار میکنه و مثل یه مسیر میانبر برای درست کردن انگیزه ی مهم ترین شخصیت داستانه. به شخصه خیلی با دیدن همچین داستان هایی حرص میخورم چون یادآور میشه که چقدر بعضیا ممکنه در زمینه ی حرف زدن و حل کردن مشکلات از راه مسالمت آمیز، تنبل باشن. گاهی آدما به جای حرف زدن، ترجیح میدن قهر کنن، بجنگن یا سکوت کنن و نتیجه اش میشه یه دنیای پر از سوءتفاهم و خشونت.
سلام من خواب دیدم که در یک اتاق مغازه مانندی هستم که تعدادی خانم در اون حضور دارن و اون مار سبز به اون ها حمله میکنه و من با اون مار که جثه ی نسبتا کوچیکی داشت به نوعی مقابله کردم و از اون مکان بیرون انداختمش و دیدم که فرار میکنه ممنون میشم تعبیرشو بگید
تعبیر: مار معمولا با مفهوم حس خونسردی مرتبطه و وقتی به شکل منفی ظاهر میشه، یعنی یک موقعیت یا حرف هست که از قبل بذرش کاشته شده و حتی با یادآوریش هم ممکنه فرد دوباره عصبی شه و خونسردی خودشو از دست بده. این موقعیت میتونه مرتبط با نوعی زخم زبون یا حرفی باشه که شنیدنش حس بدی به آدم میده و نسبت بهش حساسیت زیادی داره. خوابی با موضوع مار سبز میتونه هشداری برای کشف و درک این نقطه ضعف باشه اما در عین حال، از رنگ سبز هم میشه برای تفسیر عمیق تر این خواب استفاده کرد. رنگ سبز میتونه با مفاهیمی مثل شجاعت، حسادت و سلامتی مرتبط باشه و به نوبهی خودش طیفهای مختلفی داره. خوابی با موضوع مار سبز، میتونه اشاره به رفتارهای حاکی از حسادت اشاره داشته باشه یا افرادی که حتی سعی میکنن سلامت روانی آدمو زیر سوال ببرن و از این طریق، ما رو ضعیف جلوه بدن. این خواب لزوما یه پیشگویی نیست ولی شناخت این موقعیت و برطرف کردنش، میتونه مقاومت و قدرت آدمو در موقعیتهای مشابه آینده هم افزایش بده. اینکه در دنیای خواب تونستید با مار درگیر بشید و نوع فضا، نشون میده حس همدلی و میل شما به حمایت از دیگران، میتونه کمک کنه تا با مسائلی رو به رو بشید که در حالت عادی، ممکنه حتی به چشمتون نیان. مغازه و آدمهای غریبه، میتونن اشاره به دیدگاههایی داشته باشن که آدم نسبت به جامعه داره و گاهی اوقات، همدلی با دیگران هست که برای آدم انگیزه میشه تا قدرت خودشو افزایش بده و تبدیل به نسخهی بهتری از خودش بشه.
نقاش یه ایدهی بازارپسند خوب داره که در جریان سناریونویسی، چندان درگیر ظرافت نشده. صحنههای درگیری و تیراندازی و غلبهی احساسات رمانتیک، زمانی نهایت تاثیر خودشونو روی ذهن مخاطب میذارن که شما با یه پیشزمینهی داستانی خیلی خوب به سراغشون برید. مخصوصا وقتی که بهلحاظ اکشن و بقیهی ویژگیهای بصری، ایدهی نوآورانهای نداشته باشید صرفا مشغول تکرار کلیشههای هالیوود بشید.