نقد و بررسی فیلم Iron man 2013

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 28 اردیبهشت · بادوم پفکی تند ·

نقد و بررسی فیلم Iron man 2013| مرد آهنی 3

مرد آهنی یکی از محبوبترین شخصیت های ابرقهرمانی و مجموعه فیلمش، از جمله موفق ترین محصولات مارول به حساب میاد که بخش زیادی از موفقیتش رو دقیقا مدیون شخصیت و بازی جذاب رابرت داونی جونیور هست. 
آدم واقعا ناراحت میشه وقتی میبینه رابرت توی سال 2013 چه مرد جذابی بوده و الان چقدر پیر شده. این مجموعه فیلم، از جمله دلایلی بود که کنجکاوی مخاطبا رو درمورد زندگی عجیب و غریب این بازیگر زنده کرد و هنوزم جزو آیکونیک ترین سلبریتی هایی هست که میشه دید.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦⟵(๑¯◡¯๑)⁩

نقد و بررسی انیمه Ghost in the Shell 2: Innocence| شبح درون پوسته 2004

شبح درون پوسته رو میشه یکی از معروف ترین و قدیمی ترین ایده‌های داستانی انیمه‌ای درنظر گرفت که تقریبا هر سال، یه اقتباس جدید هم ازش منتشر میشه. 
اگر شما فقط یکی از این اقتباس ها رو بدون اطلاع از محتوای بقیه ی داستان ها تماشا کنید، چندان متوجه نشید که چه انگیزه ای پشت این ایده ی داستانی هست و چه اتفاقی در حال رخ دادنه اما با دیدن چند اقتباس، به سرعت متوجه الگوهای غالب بر این داستان خواهید شد.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

انیمه ی سینمایی شیطان کش با عنوان قلعه ی بی انتها، شروع فاز نهایی نبرد با موزان کیبوتسوجی هست و شخصیت های کلیدی داستان رو وارد قلعه‌ی بی نهایت میکنه.

به شخصه با دیدن این انیمه خیلی ناراحت شدم و داستان ها واقعا تاثیرگذار بودن. این سناریو، پتانسیل زیادی برای تحریک احساسات مخاطب و تحریکش برای فکر کردن درمورد نبرد خیر و شر داره اما نحوه ی پرداختنش به این موضوع، گاها به زنگ خطرهایی نزدیک میشه که نمیشه نادیده شون گرفت. 
 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

نقد و بررسی انیمه‌ی The Seven Deadly Sins 2022| هفت گناه مرگبار، کینه‌ی ادینبورگ

هفت گناه مرگبار، یه انیمه‌ی دو قسمتی هست که خودش دنباله‌ی دو داستان دیگه با اسامی زندانیان آسمان و زمین نفرین شده به‌حساب میاد. هرچند دیدن این هفت گناه مرگبار، بدون دیدن دو قسمت قبلی هم امکان‌پذیره و داستان مستقلی داره.


بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

نقد و بررسی انیمه ی The Girl from the Other Side 2022| دختری از طرف دیگر

دختری از طرف دیگر، یه انیمه‌ی مستقل ژاپنیه که به‌رغم جذابیت‌هایی که داره، نه‌چندان دیده شده و نه امتیازای چندان دندون‌گیری رو تونسته دریافت کنه. اول اینکه در‌مورد چنین کارایی، انتظار نمیره که منتقدا که از طیف انسان‌های بالغ هستن، چندان قضاوت‌های جالبی انجام بدن و دلیلش هم اینه که این‌کار، بیشتر مناسب بچه‌ها و افرادیه که اوایل نوجوانی خودشون رو سپری می‌کنن.

تصویرگری این انیمه خیلی زیباست و سعی شده تا حس نقاشی بودن و رنگ‌ها و خطوط نه‌چندان مهندسی شده رو به‌تصویر بکشه که تونسته به اتمسفر انیمه، یه حالت نوستالژیک ببخشه و احساسات بین شخصیتای اصلی رو تقویت کنه. 
داستان، یه درونمایه‌ی انتزاعی داره و مفاهیمی مثل عشق، تعلق و امنیت روانی رو بررسی می‌کنه و سعی داره چنین احساساتی رو به‌دور از جملات پیچیده به‌تصویر بکشه.


هشدار: ادامه‌ی این مطلب می‌تونه داستان انیمه رو لو بده.

بخش مهمی از آناتومی یه داستان، به‌واسطه‌ی نحوه‌ی گفت‌و‌گو و رفع چالش‌ها به‌کمک توانایی‌های ارتباطی اتفاق میوفته. چیزی که توی این داستان خودنمایی زیادی داره، عدم استفاده‌ی شخصیت‌ها از قدرت‌های کلامی‌شون برای رفع ساده‌ترین چالش‌هاست. بسیاری از مشکلات پیش نمیان اگر که ما سعی کنیم خواسته‌ها و احساسات خودمون رو بیان کنیم و با خودمون درمورد حسی که نسبت‌به تجارب زندگی داریم، صادق باشیم. 
توانایی‌های کلامی، همیشه فقط کیفیت ارتباط ما با دیگران رو بهبود نمی‌بخشن بلکه ما بخش بیشتری از گفت‌و‌گو رو با خودمون انجام می‌دیم و نتیجه‌ی این گفت‌و‌گو‌ها هم تاثیر جدی روی تحول، رشد یا تصمیمات بعدی‌مون داره.

میشه حس کرد که شخصیت مرد این داستان، چنین ظرافتی رو به‌خرج نمیده و در سردرگمی زیادی درمورد احساساتش به‌سر می‌بره. تا پایان هم بسیاری از روابط علت و معلولی حل نمیشن و چیزای زیادی برای بیننده مبهم میمونه. میشه حس کرد که سناریو نمی‌تونه چالش تشخیص بین ماهیت خیر‌و‌شری که ایجاد کرده رو به‌خوبی جمع‌و‌جور کنه و داستان، حالت نیمه‌تمام داره. ما نمی‌فهمیم که انگیزه‌ی دقیق تاریکی درون این داستان چیه و حتی بعضا این حس به آدم دست میده که تاریکی سعی داره نوعی کنترل رو روی افراد نفرین‌شده ایجاد کنه و اونا رو وادار کنه که سبک زندگی مد‌نظر خودشو دنبال کنن.

با این‌وجود، نمیشه منکر احساسات زیبایی شد که بین شخصیت‌های کلیدی شکل می‌گیره و اونا به‌خوبی مکمل زندگی همدیگه واقع میشن. دختر‌بچه معصومیت بیش‌از‌حدی داره و خلا روانی مرد رو پر می‌کنه. دختر بچه‌ای که نیاز به مراقبت داره، حس مردانگی و محافظت رو درون هم‌مسیر خودش ایجاد می‌کنه و اون احساس تنهایی، دور افتاده بودن و بی‌هویتی رو ازش می‌گیره.

جمع‌بندی
چنین داستان‌هایی به‌رغم شیوه‌های کلاسیکی که برای طراحی ویژگی‌های ظاهری‌شون استفاده می‌کنن اما به‌لحاظ محتوایی، همچنان همپوشانی زیادی با چالش‌ها و سوال‌های انسان دارن و کهنه نشدن. از این‌بابت، داستان رو بسیار تحسین می‌کنم و به‌عنوان یه کار روانشناختی، شاید برای نوجوونا و افراد بالغ، جذاب‌تر باشه و بتونه ذهن‌شون رو درمورد احساسات ناشناخته‌ای که درونشون هست، دچار کنجکاوی کنه.