نقد فیلم بادوم پفکی تند

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 5 اردیبهشت · بادوم پفکی تند ·

 

چند روزه که صفحه‌ی جدیدی به وبلاگم اضافه کردم و با توجه به نوع محتواش، علاقه‌ای نداشتم مطالبش به تایم لاین بلاگیگس بیاد و بقیه ببینن. این صفحه شامل مطالب نقد فیلم میشه که طی سه سال برای سایت یکی از دوستانم نوشتم ولی کارش تعطیل شد.
این مطالب هیچ محتوای خلاف قوانین ندارن و صرفا خودم اعتماد به نفس اینو ندارم که مطالب نقدمو گردن بگیرم.

این نقدها لزوما شامل بررسی تکنیک فیلمسازی و بازیگری نیست و من بیشتر از چیزایی که درمورد نابهنجاری‌های روانی و مهارت‌های روانی یاد گرفتم برای تحلیل محتوای فیلم و سریالا استفاده کردم. سعی کردم این مطالب رو توی پیش نویس نگه دارم و بعد از چند روز منتشر کنم تا توی گشت و گذار بلاگیگس ظاهر نشه و صرفا بازدید گوگل بگیرم ولی ظاهرا چون زیاد از گزینه‌ی پیش نویس استفاده کردم، این قابلیت غیر فعال شده.

وجه مشترک نقدهای سینمایی من اینه که انتقادات زیادی نسبت به چپگرایی در سینمای هالیوود و بریتانیا یا هر جایی که سعی کرده به سینمای لیبرال نزدیک بشه دارم. انتقاداتم هم لزوما شامل چپگرایی رادیکال امروزی و ووکیسم که زیاد درموردش صحبت میشه نیست و اتفاقا خیلی از مصداق‌های ووکیسم رو نابهنجار نمیدونم. نقد من شامل لیبرالیسم کلاسیک هم میشه و چیزایی مثل ترکیب های سوررئال نژاد و اقلیت ها در کارهای نتفلیکسی، درنظرم حتی دیگه ربط چندانی به لیبرالیسم کلاسیک ندارن و صرفا تبدیل به ایده‌های بازار پسند شدن.

مشکلم با سینمای لیبرال اینه که این اندیشه وقتی به یه جامعه‌ی رو به رشد یا توسعه یافته میرسه، لزوما سبب بهبود همدلی و شکل گیری اخلاقیات منسجم نمیشه بلکه بسته به نوع استفاده، باعث ایجاد خودخواهی و اخلاقیات سلیقه‌ای میشه. لیبرالیسم به رغم قدرتی که هم در گفتمان عمومی و هم محیط آکادمیک داره، یکی از چند شاخه ترین و پراختلاف ترین ایده هاست و پتانسیل خیلی کمی درمورد همفکری و انتقادپذیری رو از خودشون نشون دادن.

نسبی نشون دادن اخلاقیات باعث میشه که راه برای گفت و گو بسته بشه و آدما دنبال آزادی ای باشن که صرفا ایده‌آل خودشونه، حتی اگر این تصمیم، خودخواهانه و سبب سواستفاده از دیگران باشه. شاید بشه گفت چپگرایی، وقتی به یه جامعه‌ی گرسنه میرسه تبدیل به کمونیسم، و وقتی به یه جامعه‌ی توسعه یافته میرسه تبدیل به لیبرالیسم میشه.

لیبرالیسم شانس بقای خودشو از اینجا آورده که به سبب پیچیدگی، نقد کردنش بسیار دشواره و معمولا منتقدای جدیش، افرادی هستن که خودشون بیش از پیش درگیر جنبه‌های نابهنجار راست گرایی شدن و نمیشه اونها رو منتقدهایی بی طرف دونست. 
لیبرالیسم بیشتر از سیاسی بودن، به واسطه‌ی متفکرای فیلسوف، روانشناس ها و هنر، قدرت گرفته و به واسطه‌ی نفوذ زیادش در هالیوود، خیلی از منتقدها اصلا علاقه‌ای ندارن که خودشون رو درگیر انتقاد نسبت به این اندیشه کنن. همین الانش هم میتونید هنرمندایی رو ببینید که چطور بابت پشت کردن به هالیوود لیبرال، در معرض بازخورد منفی قرار گرفتن.

یک منتقد مجبور نیست زیر سایه‌ی یک ایدئولوژی خاص زندگی کنه و میتونه افکار مختلف رو زیر سوال ببره، با این وجود نقد لیبرالیسم، معمولا معادل این درنظر گرفته میشه که شما فردی راستگرا هستید؛ شاید چون واقعا بیشتر منتقدهای لیبرالیسم افرادی راستگرا هستن.

خوشبختانه من یه منتقد هالیوودی نیستم و نقد هالیوود لیبرال با ادبیات دنیای روانشناسی، برای من سفری سرگرم کننده بود و باعث شد تا با تاریخ و آدم‌هایی آشنا بشم که در عین نبوغ و خلاقیت، جهانبینی های متنوعی داشتن.

 

 

این مطلب برداشتی هست از کتاب Orienting Hollywood: A Century of Film Culture Between Los Angeles and Bombay نوشته ی نیتین گوویل هست. نویسنده استاد مطالعات انتقادی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی هست و پیشتر در دانشگاه های نیویورک، ویرجینیا و سن دیگو تدریس کرده. نیتین گوویل اصالتا هندی تبار هست و در هند به دنیا اومده اما در ایالت متحده زندگی و تدریس میکنه و میشه گفت ملیت آمریکایی با ریشه های هندی داره.
 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

مجموعه مقالات نقد جوجوتسو، هر کدوم به صورت مستقل، قابل مطالعه هستن. چنانچه هنوز دیدن این انیمه رو شروع نکردید، بهتره به مطلب معرفی و بررسی مراجعه کنید.

در قسمت های قبلی، درمورد گتو و تسخیر شدن کالبدش صحبت شد. میشه گفت هرچند گتو مسئول جنایت های بعد از تسخیرش نیست اما کنجاکو، باهاش همپوشانی فکری زیادی داره.


بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

این مطلب در مورد انتقادی هست که به کرار و توی مقاله‌های مختلفی بهش اشاره شده و اونم شعارای به ظاهر زیبایی هست که این روزا نه تنها توی کارای هالیوودی بلکه توی بسیاری از شرکتای فیلم‌سازی و سینمای بعضی از کشورا دیده میشه.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

زمانی که سیا تصمیم گرفت وارد هالیوود بشه، نگرانی اصلی این نبود که سازمان صرفا آدم میکشه بلکه اینکه افراد بی گناه یا افرادی که دیدگاه های متفاوتی دارن قربانی میشن، این ذهنیت رو ایجاد میکرد که تقدس اخلاقی ایالات متحده در حال زیر سوال رفتن هست.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩