انتقام از دریدا

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 20 اردیبهشت · بادوم پفکی تند ·

نقاشی دیجیتال با برنامه‌ی اتودسک

داستان این نقاشی برمیگرده به خوابی که زمانی درمورد دریدا دیدم. حقیقت اینه که فلسفه‌ی دریدا مورد پسند من نیست و انتقادات زیادی بهش داشتم. در دنیای خواب میدیدم که دریدا ساکن یه قلعه‌ است و نمیشد هم به راحتی از اون قلعه بیرونش کشید و سیستم دفاعیش رو سست کرد. 

در جریان این خواب، کینه‌ی بدی ازش به دل داشتم و قصد داشتم هرجور شده آزارش بدم. پس شروع کردم به نامه نگاری و هدیه فرستادن و جلب نظر دریدا. 

یکروز براش یه سیب سرخ بسیار رمانتیک فرستادم اما این سیب، فقط ظاهر زیبایی داشت. این سیب رو سمی نکردم، فقط درونشو خالی کردم و به جاش سس فلفل تند سید داوود ریختم. جدا از سس سید داوود استفاده کردم، سس فلفل سبزشو هم ریختم. 

خلاصه اونچه که لازم بود اتفاق بیوفته رخ داد و دریدا حسابی از دستم عصبانی شد و با دوستاش اومدن که مثلا دهن منو سرویس کنن اما به کمک دوستان عزیزم، قلعه رو غارت کردیم. یعنی وقتی دریدا در تعقیب و گریز با من بود، قلعه داشت تخلیه میشد. 

موضوع جالب توجه، صرفا ثروت مادی دریدا نبود. دریدا در طول زمان، تعداد زیادی آدم رو اسیر کرد. اون این کار رو از طریق کاری مثل نزول دادن انجام داد و افرادی که قادر به پرداخت قرضشون نبودن رو به اسارت گرفت. در اسارت، ازشون میخواست که تا میتونن براش رمان و داستان بنویسن و ظاهرا دریدا علاقه‌ی زیادی به رمان داشت. 

در این داستان، همه‌ی این آدما آزاد شدن و جیگرم خنک شد. ⁦\(ϋ)/♩⁩

ایده‌ی نقاشی

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 20 اردیبهشت · بادوم پفکی تند ·

چند روزه ایده هایی برای نقاشی کشیدن دارم، به این صورت که فکر میکنم تصور ذهنیم از کاربرایی که اینجا باهاشون اینتراکشن دارم رو به سبک خودم بکشم. ولی ازونجایی که باهاتون رودروایسی دارم، اگه خودتون مشکلی با قضیه ندارید بهم اعلام کنید تا نقاشی بکشم. نقاشیامو که دیدین و میدونید چه فضایی دارن؛ وقتی نقاشیتون تموم شد توضیح میدم هر چیزی که کشیدم برام نماد کدوم وجه شخصیتتون هست. 

ژاک دریدا و سفیدبرفی

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 19 اردیبهشت · بادوم پفکی تند ·

نیمه کاره، نقاشی دیجیتال 

حقیقتا خیلی وقته نقاشی فیزیکی رو با طرح دیجیتالی ترکیب نکردم چون به نظرم کنترلش سخته و ممکنه تبدیل به یه ترکیب عجیب غریب و ناشیانه بشه. 

توی این نقاشی، بافت پس زمینه رو ابتدا روی کاغذ و با اکریلیک و آبرنگ آماده کردم و ازش عکس گرفتم و روی همین طرح، شروع به نقاشی دیجیتالی کردم. هنوز نمیدونم نتیجه بده یا نه اما دفعه‌ی بعد، پس زمینه رو روی پارچه‌ی بوم میکشم چون به نظرم بوم، بافت‌های ضخیم و پرجزئیات رو بهتر حمایت میکنه و جلوه‌ی نهاییش قشنگ تره. 

 

از سیریان تا لموریا

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 19 اردیبهشت · بادوم پفکی تند ·

نقاشی دیجیتال با برنامه‌ی اتودسک

سوژه‌ی این نقاشی، گزارشات فردی با افکاری غیر علمیه ولی من به خودم اجازه نمیدم که روی نمونه‌های مطالعاتیم اسم بذارم چون یه پزشک یا روانشناس بالینی نیستم و صرفا به تحقیق علاقه دارم. 

این نمونه، باور داشت که متولد تمدنی به اسم سیریان هست که در سیاره‌ی دورافتاده‌ای زندگی میکنن. همچنان که ما انسان‌ها، همچنان شباهت های زیادی به میمون‌ها داریم، گونه‌های انسانی سیریان، ژن مشترک قابل توجهی با موجودات دریایی دارن و اون سیاره، تا حد زیادی با آب و دریا شناخته شده. انسان‌های سیریانی ممکنه فلس‌هایی روی بدن خودشون داشته باشن و در کنار شش های معمولی، از آبشش هم برخوردار باشن. 

مورد سیریانی من فکر میکرد که هزاران سال پیش، به زمین اومده و در کنار تمدن لمورین‌ها ساکن شده و بارها و بارها، مثل همین الان، در این سیاره حضور داشته. 

اون تعلقات خودش رو در این سیاره جست و جو میکرد، و خاطراتی که از تمدن سیریان داشت، در کنار داستان‌هایی که از لمورین‌ها تعریف می‌کرد بسیار ناچیز بودن. 

اون در تمدن سیریان عمدتا غذاهای دریایی مصرف میکرد، چیزی که دیگه بهشون علاقه ای نداشت و ظاهرا به سوپ پیاز علاقه‌ی زیادی داشت. ظاهرا پیاز به شکلی که در زمین هست در سیاره ی خودش وجود نداشته و لمورین‌ها سوپ پیاز خوبی بهش دادن. 😂😭

چیزی که در این داستان دوست دارم، ماجرای تعلق و ریشه‌هایی هست که فرد در جریان سفر به یک سیاره و تمدن جدید بهش شکل میده. بسیاری از احساسات انسانی رو نمیشه به کمک کلمات توصیف کرد، مثلا ریشه‌ها و تعلقات عمیق که به شکلی ظاهرا بی نظم اما قدرتمند، در خاک ذهن ما رشد میکنن.