آبی و کمی سبز
18 اردیبهشت · · نقاشی دیجیتال با برنامهی اتودسک
خروجی با کیفیت این نقاشی از بازارچهی بادوم پفکی قابل تهیه است.
نقاشیهای من ارزش تجاری خاصی ندارن و خرید شما صرفا جنبهی حمایتی داره.
داستان این نقاشی برمیگرده به خوابی که دیدم اما داستان خوابش به خودی خود برام جذابیت خاصی نداشت. تنها سمبلی که توجهمو جلب کرد، این رنگ آبی با تمایل بسیار کم به سبز بود.
این طیف رنگی معمولا کاربرد منفی خاصی نداشته و برام مثل یه سمبل ناشناخته ظاهر شد، چون به نظرم در جریان این خواب، لزوما معنای مثبتی نداشت.
تاثیر روانی این رنگ، نوعی دعوت به خونسردی و بی تفاوتی و نشنیدن داره. این اتفاقی بود که داشت در خوابم رخ میداد و من نمیخواستم نسبت به باجی که دیگران میخواستن ازم بگیرن بی تفاوت باشم.
این رنگ میتونه خیلی نایس و کول باشه، مثل فردی که خیلی اتو کشیده ظاهر میشه و نقش فردی اجتماعی و سازگار و اهل مدارا ظاهر میشه و وانمود میکنه که متوجه حسادت، نیتهای بد و رقابت طلبی بیمارگونهی دیگران نیست.
باج دادن همیشه جنبهی ملموسی نداره. درس پس دادن، جواب پس دادن و تحمل قضاوت های زشت افرادی که سود خاصی برات ندارن و علاقهای هم نداری در کنارشون باشی، فرقی با باج دادن به معنای معمولش نداره.
کسی که به عرف جامعه باج میده صرفا ظاهر زیبا و شیکی داره اما دقیقا شبیه یه دلقکه و در آن واحد، تراژیک، ترسناک و خنده داره.
نقاشی دیجیتال قارهی گمشده، انار و گل گاوزبون
16 اردیبهشت · · امروز نقاشیم خیلی آش شله قلمکار شد. فقط یه ذره دوستش میدارم.
نقاشی دیجیتال با برنامهی اتودسک
داستان این نقاشی درمورد لموریا، قارهی گمشده است که تراژدیای شبیه آتلانتیس داره. این چیزی شبیه شبه علمه و سندیت علمی نداره.
در طول این سالها به سبب کنجکاوی، خوابها و ادعاهای زیادی در این مورد خوندن و با افراد مختلفی که در سایهی علم، نهایتا به عنوان افرادی دچار توهم شناخته میشن حرف زدم.
توصیفاتی که درمورد لموریا وجود داره بعضا جالبه. محل زندگیشون رو عموما در جنوب هند امروزی و در قارهای میدونن که غرق شده اما در گزارشهای پراکنده، جزئیات دیگهای وجود داره. این داستان غیر قابل اثبات، تبدیل به بخشی از ناخودآگاه جمعی یا تصورات عدهای شده که از نوعی تخیل مشترک برخوردارن.
من فردی رو دیدم که باور داشت ۱۲هزار سال پیش در لموریا زندگی کرده و جنگ بین لموریا و آتلانتیس رو از نزدیک دیده. تمدن لموریا صرفا متمرکز در یک بخش نبوده. این فرد درمورد مهاجرت موقتش، مدتها قبل از سقوط لموریا گفت. مقصد سفرش ایران بود. هرچند توی خوابش اسم ایران رو نمیشنید اما نقشههای جغرافیایی و گیاهان بومی رو میدید و میدونست زمانی به ایران سفر کرده و در جامعهای که در محدودهی اصفهان امروز هست ساکن شده.
نقاشی از فیلم چشمه
16 اردیبهشت · · فیلم چشمه بابت موسیقی پست راک، اتمسفرسازی و کارگردان خوبش دیدنیه، وگرنه بازی خانوم ریچل خیلی وحشتناکه، فقط چهرهاش تو این سکانس نایسه و منم چندبار سعی کردم نقاشیش کنم. فکر کنم هر بار یاد بازی بدش افتادم که دست و دلم نرفت کارو تموم کنم.











