فقر بازیچهی خجالتزدگی نیست_ مهارتهای روانی
13 تیر · · خواندن 1 دقیقه
فقر در اینجا صرفا اشاره به فقر مادی نداره و میتونه حتی اشاره به کمبودهایی داشته باشه که به شکل کاذب، به فردی نسبت داده میشه.
خلاصهی کلام اینه که فقر به خودی خود، دلیلی بر خجالت زدگی نیست و آدم میتونه به طور آگاهانه، عواملی که باعث خجالتزدگیش میشن رو شناسایی کنه.
مثلا زمانی رو تجسم کنید که دارید حرفی رو مطرح میکنید و دیگران به هر دلیلی از نظرات شما خوششون نمیاد. برای مجبور کردن شما به عقبنشینی ممکنه روشهای مختلفی به کار گرفته بشه منجمله خجالتزده کردن شما بابت کمبودهایی که فکر میکنن دارید یا واقعا ممکنه داشته باشید.
مثلا بهتون بگن که مشکل روانی دارید و کودکی بدی داشتید یا طبقهی اجتماعیتون خفتآوره. حتی به فرض اینکه فردی دچار مشکلات روانی هم باشه، دلیل نمیشه بابتش شرمنده و خجالتزده بشه و این قضیه رو بهانه کنن تا به شکلهای مختلفی منزویش کنن.
بسیاری از اوقات، این عوامل بیرونی نیستن که ما رو بابت کمبودها و فقرمون شرمنده میکنن بلکه خودمون به این موضوع دامن میزنیم. مثلا فردی رو تجسم کنید که بابت چهرهاش از خودش شرمندهست و فکر میکنه بهلحاظ زیبایی، نوعی کمبود رو تجربه میکنه. چه تشخیص آدم درمورد کمبودهاش درست باشه چه غلط، فقر بازیچهی خوبی برای خجالتزدگی نیست و این افکار در حالت افراطی میتونن ذهن فرد رو فرسوده کنن.
مسخره و تحقیر کردن دیگران بابت ظاهر، سبک زندگی و خورد و خوراک، یه موضوع بسیار رایج در اینترنت و دنیای واقعیه و هر روز میشه همچین نمونههایی رو دید. اینکه آدم بدونه که کسی حق نداره اونو بابت کمبودها و فقرش خجالتزده کنه، به خودی خود میتونه تا حد زیادی از تاثیر روانی منفی قرار گرفتن در چنین موقعیتهایی جلوگیری کنه.