نمادشناسی پنگوئن و مهارت های روانی
23 ساعت پیش · · خواندن 7 دقیقه
اگر پنگوئن رو به عنوان یک انسان تصور کنیم، با توجه به ویژگی های زیستی و رفتاریش در طبیعت، می تونست حس تحمل بالا در برابر تنهایی و انزوا رو تداعی کنه. پنگوئن ها ماه ها در شرایط سخت قطبی و دور از جمعیت انسان ها زندگی میکنن. به این ترتیب، احتمالا تاب آوری روانی و توانایی مدیریت تنهایی، تفسیری نمادین از پنگوئن میتونه باشه.
پنگوئن ها برای جوجه آوری و شکار، ساعت ها منتظر میمونن. این یعنی کنترل تکانه و صبر هدفمند، مهارت برجسته ای در شخصیت انسانی مشابه پنگوئن میتونه باشه.
کلونی های پنگوئن برای گرم موندن و محافظت از جوجه ها، به طور فشرده و هماهنگ کنار هم جمع میشن. پس کار گروهی در بحران و همدلی موقعیتی، میتونه در ارتباط با نماد پنگوئن باشه.
پنگوئن ها بارها در مسیر پیدا کردن غذا یا جفت یابی با شکست رو به رو میشن اما تلاش رو متوقف نمیکنن. این میتونه استعاره از فردی باشه که با مهارت خود تنظیمی هیجانی و پشتکار سرد و پایدار آشناست.
پنگوئن ها در بین بین طوفان های برفی و بدون نشانه های بصری، راه خودشون رو پیدا میکنن. این یعنی تحمل ابهام و تصمیم گیری شهودی منطقی درواقع، پنگوئن میتونه استعاره ای از چنین مهارت هایی باشه.
به طور کلی، صبر عاطفی در کنار انضباط جمعی، مهم ترین مهارت روانی مرتبط با سمبل پنگوئن هست. انگار کسی که در عین سرما خوردگی میتونه راهی برای مراقبت از خودش و پیشبرد کارهاش پیدا کنه.
پنگوئن ها در داستان ها و هنر، معمولا فراتر از یک حیوان ساده ظاهر میشن و اغلب نمادی از مفاهیم عمیق انسانی هستن. بازنمایی اونها طیف وسیعی از یک عروسک بامزه ی دست و پا چلفتی تا نمادی برای بازنمایی یک فیلسوف تنها یا حتی یک توطئه گر خبیث رو شامل میشه.
در آثار جدی تر ادبی و هنری، پنگوئن ها اغلب نماد تنهایی، مسئولیت پذیری و جست و جوی معنا هستن.
در رمان های "مرگ و پنگوئن" و "پنگوئن گمشده" اثر اندری کورکف، پنگوئنی به اسم میشا نماد سردرگمی انسان ها در جامعه ی پساشوروی هست. نگهداری از این پنگوئن افسرده توسط یک نویسنده ی آگهی ترحیم، به طرز تاثیرگذاری حس بیگانگی با دنیای مدرن رو منتقل میکنه.
الهی دان معروف، خوارد تورمن، از پنگوئن های امپراتور به عنوان الهام بخش حرف میزد. نقش پدر پنگوئن در نگهداری از تخم در سرمایه کشنده رو نمادی از رویای محافظت شده و امنیت در آغوش ایمان میدونست.
شاعرانی مثل پابلو نرودا، پنگوئن رو کشیش عمدی سرما و مسافری ایستا توصیف کردن که روح وحشی با نمکی داره. در این نگاه، پنگوئن موجودی باستانی و متصل به اعماق دریا و رازهای هستیه.
در سینما و پویانمایی، پنگوئن ها از شخصیت های ساده فراتر میرن و به قهرمان هایی چند بعدی تبدیل میشن. مثلا اسکیپر و گروهش در پنگوئن های ماداگاسکار، نوعی رهبری تاکتیکی، توطئه گری هوشمندانه و کار تیمی در سطح کماندوهای آموزش دیده رو به نمایش میذارن.
فارغ از داستان سرایی، تصویر پنگوئن در هنر، گاهی جنبه های متفاوت دیگه ای هم پیدا کرده. فیلم مستند راهپیمایی پنگوئن ها که فداکاری پنگوئن ها برای زنده موندن در سرما رو نشون میداد، توسط بعضی از منتقدهای محافظه کار به عنوان تمثیلی برای ارزش های خانوادگی تفسیر شد. همچنین، تصویر یک پنگوئن که در فیلم ورنر هرتسوک از گروه جدا میشه و به سمت مرگ میره، به تست رورشاخ اینترنتی تبدیل شد که هر بیننده براساس جهان بینی خودش اون رو تحسین شده (فردگرایی رمانتیک) یا بیمار (اشتباه در مسیر) تفسیر میکنه.
یکی از جالب ترین تضادها، تقابل پنگوئن ها با راهبه در شعر "بیرون از کلیسا"ست. پنگوئن که نمادی از سادگی یا نظم غیر انسانیه، در برابر پیچیدگی های اخلاقی و انسانی قرار میگیره.
به نظر میرسه که جذابیت پنگوئن در تواناییش برای ایستادن در بین دو دنیاست. هم به خاطر راه رفتن بامزه و خنده دار و کودکانه اش و هم به خاطر ایستادن صاف و کت و شلوار پوشیدنش، با وقار و رسمی به نظر میرسه. این دوگانگی به هنرمندان این امکان رو میده که هر بار وجهی از اون رو پررنگ کنن. گاهی اون رو به دورترین غم های انسان ببرن و گاهی بامزه ترین شخصیت کمدی نمایش رو بسازن.
پنگوئن ها میتونن حضور و قدرت جریان های اقیانوسی رو حتی بدون هیچ نشانه ی بصری درک کنن. همچنین چرخه ی جزر و مد رو میشناسن و میدونن که آب ابتدا در یک جهت و در ادامه، در جهت مخالف حرکت میکنه.
این موجود به جای مبارزه با جریان های قوی و خرج انرژی زیاد، به خودشون اجازه میدن تا با جریان حرکت کن و مسیرهای منحنی و S شکلی رو طی کنن. این کار سفرشون رو طولانی تر میکنه اما زحمت کمتری داره.
این روش بهشون اجازه میده تا به خونه برگردن و در طول مسیر هم انرژیشون ذخیره بشه و همچنین شکار کنن. تحقیقات نشون داده که پنگوئن ها بعد از سفری تا 75 کیلومتر، میتونن با دقت بسیار بالایی به کلونی خودشون برگردن.
یکی از جالب ترین رفتارهای پنگوئن، چیزی به اسم نمایش وجد هست که می ایستن و به آسمان نگاه میکنن، بال میزنن و صدای بلندی ایجاد میکنن. این رفتار بسیار مسریه و میتونه مثل یک موج در کلونی پنگوئن ها پخش بشه. محقق ها عقیده دارن که این رفتار حدود 20 بار در هر ساعت اتفاق می افته. برخلاف باور قبلی که این کار رو نوعی آیین جفت یابی میدونستن، تحقیقات جدید نشون میده که این رفتار با مفهوم انتظار ارتباط داره. هر چه یک پنگوئن بیشتر منتظر برگشت جفتش از دریا باشه، دفعات انجام این کار هم بیشتر میشه. بخصوص بعد از ساعت ششم، تعداد این نمایش به شکل چشم گیری افزایش پیدا میکنه.
افسانه های قدیمی درمورد پنگوئن ها
قدیمی ترین نشانه ها به فرهنگ مائوری های نیوزیلند برمیگرده. این افراد سابقه ای طولانی در همزیستی با پنگوئن ها دارن و اسم هایی برای این پرنده ها ساختن که ریشه در اسطوره ها داره.
رنگ سیاه و سفید پنگوئن به عنوان یک نماد، میتونه استعاره ای از موازنه و خرد عملی باشه. رنگ سفید روی شکم پنگوئن، وقتی از پایین بهش نگاه بشه، یعنی از طرف شکارچی های زیر آب مثل نهنگ یا کوسه، با نور آسمان و سطح آب یکی میشه. در زبان روانشناسی، این ویژگی میتونه اشاره به توانایی کمرنگ کردن خود در زمینه ی محیط باشه.
مثل آدمی که میتونه در جمع های پرتنش یا محیط های رقابتی، حضوری غیر تهدیدگر داشته باشه و استاد دیدن نشدن در زمان مناسبه و خودش رو با جریان غالب وفق میده، بدون اینکه هدف حمله قرار بگیره و در عین حال، اهداف خودش رو دنبال میکنه.
رنگ سیاه پشت پنگوئن وقتی از بالا یعنی از طرف پرنده های شکاری دیده میشه، با تاریکی اعماق دریا ترکیب میشه. اما این رنگ در برخورد های رو در رو معنای دیگه ای پیدا میکنه و میتونه استعاره ای از قدرت، جدیت و مرزگذاری باشه.
این مثل فردی هست که میدونه چه زمانی باید پشت ظاهر قوی و محافظ کار باشه و چه زمانی در مواجهه ی مستقیم، از رنگ سیاه وجودش یعنی حس قاطعیت، جرات ورزی و قانون مشخص استفاده کنه. این نوع شخصیت بدون اینکه امنیت درونی خودش رو فدا کنه، به بقیه میفهمونه که نباید با من شوخی کنید.
پنگوئن ها روی خشکی، دست و پا چلفتی و خنده دار هستن اما در آب، چابک، سریع و شکست ناپذیرن. این تضاد شدید، یادآور مهارت تغییر نقش پذیری بر اساس بستر زندگیه.
همچین فردی کاملا میدونه که هر موقعیت اجتماعی، اتمسفر خاص خودش رو داره. در محیط های آروم و خونوادگی، مهربان، طناز و ساده است اما در محیط بحران، کارزار یا رقابت، فوری به حالت سیاه درمیاد و تبدیل به فردی متمرکز، رهبر، حسابگر و بی حاشیه میشه. این توانایی تغییر هویت موقعیتی بدون احساس رنجش یا دورویی، یک مهارت روانی نادره.
برخلاف بسیاری از پرنده های رنگارنگ، پنگوئن هیچ تلاشی برای دیده شدن از راه رنگ نداره. لباس همیشه رسمی و متحدالشکلش تصویری از توجه به جوهره به جای حاشیه است. صرفه جویی در انرژی روانی برای اهداف اصلی، دوری از خودنمایی غیر ضروری. همچین فردی میدونه قدرت واقعی، نیازی به ظاهر پر زرق و برق نداره.