ممکنه اسم کتاب هنر رندانه‌ی به چیز گرفتن رو شنیده باشید یا حتی خونده باشیدش. این کتاب تا حد زیادی درمورد مهارت روانی جدی نگرفتن و پیچیدگی‌هاش هست اما درمورد اینکه چقدرش جزو رونشناسی زرده، نقدهای زیادی مطرح شده.

جدی نگرفتن یک قضیه، یا تشخیص اینکه چه چیزی واقعا ارزش جدی گرفتن داره، گاهی واقعا پیچیده است، بخصوص وقتی با مسائل اجتماعی طرف باشیم. این نوع تشخیص و تصمیمات میتونه باعث بشه که آدم، انرژی و وقتش رو صرف برطرف کردن دغدغه‌ای کنه که لزوما برطرف شدنش اونقدرا هم مهم نبوده و تاثیری روی کیفیت زندگیش نمیذاشته.

یکی از بهترین پارامترهای تشخیص اینکه چه چیزی واقعا ارزش جدی گرفته شدن داره اینه که آیا چنین رویکرد و تصمیمی، کمکی به رشد شخصی شما میکنه یا نه؟ گاهی اوقات ما سعی میکنیم چیزی رو نادیده بگیریم یا مسخره کنیم تا فقط از فشار روانیش خلاص بشیم و امید داریم که این رویه، بار یک مسئولیت بزرگ رو از روی دوش ما برداره اما چنین تصمیمی در برخی اوقات میتونه باعث بزرگتر شدن مشکل و ایجاد فشار روانی بیشتر در طولانی مدت بشه.

الگوهای مرتبط با جدی گرفتن و جدی نگرفتن چالش ها یا پدیده ها، میتونن بعضا تاثیر پذیرفته از عرف اجتماع باشن. مثلا بی تفاوتی مردم نسبت به یک بی اخلاقی و نابهنجاری قابل توجه، میتونه باعث بشه که ما هم در برابرش گارد خودمون رو پایین بیاریم و ترغیب بشیم که جدیش نگیریم. این کار میتونه مساوی بشه با آسیب دیدن از اون پدیده.

برعکسش هم کاملا صدق میکنه یعنی گاهی دیدن دغدغه مندی و وسواس عموم مردم نسبت به یک اخلاقیات یا رفتار خاص، ممکنه باعث بشه که ما هم زیادی قضیه رو جدی بگیریم و عمر و انرژی‌مون رو براش صرف کنیم.

شما میتونید بدون تاثیر گرفتن از دیگران و به کمک درک نیازها و خواسته های خودتون، تصمیم بگیرید که چی ارزش جدی گرفتن داره و چه چیزی واقعا اونقدر که به نظر میرسه مهم نیست. شرایط زندگی شما ممکنه ایجاب کنه تا نسبت به چیزی بی تفاوت باشید که برای دیگران بسیار مهم و بحرانیه.