درک دلیل میل به ناامید ماندن| مهارتهای روانی
· · خواندن 1 دقیقه
گاهی در مواجهه با یک پدیده، نوعی ناامیدی رو تجربه میکنیم که ممکنه با شرایط فعلی، همخوانی نداشته باشه و در نگاه اول، این حس بهتون دست بده که آدم بی ذوق یا قدر نشناسی هستید. این یه مهارت روانیه که آدم بتونه به درون خودش سفر کنه و ریشه های ناامیدیش رو پیدا کنه.
قضیه همیشه این نیست که ما افسرده یا قدر نشناس یا بی ذوقیم؛ ممکنه ناخودآگاه بدونیم که با چی طرف هستیم و برخی الگوهای فعلی، کاملا در ذهنمون آشنا باشن.
ممکنه گذر زمان یا تغییر شرایط ظاهری، باعث شده باشه تا دلیل ناامیدی خودمون رو فراموش کرده باشیم یا شرایط جوری تغییر ظاهر داده باشه که ناامیدی ما، غیر منطقی و بی مورد جلوه کنه اما وقتی گذشته و تجارب مرتبط رو مرور کنید، به این نتیجه برسید که ناامیدی شما اونقدرا هم غیر منطقی نیست.
این مهارت روانی، تا حد زیادی به ضرب المثل "حنات دیگه رنگی نداره" شباهت داره. از حنا انتظار میره که رنگ ایجاد کنه ولی وقتی صاحب حنا قبلا ناامیدت کرده باشه، به حنایی که توی دستش هست هم مثل دیگرانی که طرف مقابل رو نمیشناسن نگاه نمیکنی. تو میدونی که باید از چی ناامید باشی و ریشه ی ناامیدیت هم کاملا منطقیه.
چالش اصلی مرتبط با این مهارت روانی همینه که آدم دلیل ناامیدیش رو به یاد بیاره و جدیش بگیره.