آیا تقلب یه مهارت روانیه؟
28 فروردین · · خواندن 2 دقیقه ایدهی این مطلب، با دیدن پست های جدید برادر میلاد، در ذهنم درخشیدن گرفت.
راستش برخلاف چیزی که ایشون گفتن، اتفاقا این مباحث خیلی مهم هستن و نوع نگاهی که آدما نسبت به تقلب دارن، میتونه روی کیفیت زندگی، تاثیر زیادی بذاره.
تقلب، میتونه ترکیبی از چند مهارت روانی باشه و به خودی خود، نه خوبه و نه بد. یه قدرته که میشه در مسیرهای مختلفی مورد استفاده قرار داد. شاید ساده ترین و رایج ترین شکل تقلب، تقلب در مدارس باشه.
اگر شما با توسل به اصطلاح نسبی گرایی، عقیده دارید که اخلاقیات یه چیز نسبی، سلیقهای و شخصیه، نیاز خاصی به علوم انسانی ندارید و این مطلب به دردتون نمیخوره. اگر اخلاقیات رو سلیقه ای درنظر بگیریم، درک مرز بهنجاری و نابهنجاری روانی، احتمالا ناممکنه.
در فرهنگ عمومی، تقلب کلمه ای با بار عمدتا منفیه و برای درک اینکه تقلب خوب دقیقا چی هست، بهتره ویژگی های خاص تقلب رو بررسی کنیم. تقلب یعنی دهن کجی به یک قانون یا عرف. نکته اینه که قانون یا عرف، ساخته ی انسان ها هستن و میتونن نابهنجاری ها و مشکلات زیادی داشته باشن. پس اگر تقلب بتونه این نابهنجاری ها رو دور بزنه و جوری به فرد یا جامعه کمک کنه که سبب رشدش بشه، اون تقلب دیگه نابهنجار یا غیر اخلاقی نیست.
شاید بهترین مثال، تقلب هایی باشه که در راستای گردش آزاد اطلاعات و دانش انجام شده. کتابخانه های سایه ای و کارهایی که بعضی از هکرا و برنامه نویسا و فعالای اجتماعی انجام میدن، در عین اینکه نشون دهنده ی هوش و خلاقیتشون هست، نوعی تقلب محسوب میشه.
کتابخانه های اینترنتی غیر قانونی، که به نوبه ی خودشون خیلی از ناشرا و شخصیت های آکادمیک رو شاکی کردن، یه تقلب اجتماعی گسترده، تاثیرگذار و هوشمندانه بود که طبیعتا درمورد میزان اخلاقی بودنش هنوز هم کلی بحث میشه. شاید بشه گفت که این کتابخونه ها، بسیار مفید و دهن کجی بسیار خوبی نسبت به عرف و قوانین هستن و نمونه ای از یک تقلب سالم به حساب میان.
تقلب میتونه نشونهی هوش و زیرکی باشه اما خوب یا بد بودنش بستگی به موقعیت و تاثیری که ایجاد میکنه داره.

