مهارتهای روانی، بخش سیزدهم: درک ناگفتهها
9 فروردین · · خواندن 2 دقیقه
ما در حالت عادی میدونیم آدما حرفایی دارن که به زبون نمیاد؛ اما درک اینکه چی گفته نمیشه مساله ی پیچیده ای هست و موضوع مهمی در درک انگیزههای جنایت یا تشخیص نابهنجاریهای روانی به حساب میاد.
در مورد مسائل ساده ی زندگی، گاهی لازمه درک کنیم یک نگاه مستقیم، نمی تونه حقیقت رو بازنمایی کنه و لازمه به طور مستقیم، حرفها یا یک واقعه رو مورد بازبینی قرار بدیم. به این میگن مهارت درک ناگفتهها.
درک ناگفته ها از طریق توجه به رفتارها و طرز زندگی دیگران میسر میشه. همچنین توجه به گزارشها، نقدها و بازخوردهای دیگه دیگران نسبت به سوژه نشون میدن، میتونه به شکل مستقیم یا غیر مستقیم، ما رو متوجه چیزی کنه که به زبون نمیاد یا به طور مستقیم و توسط سوژه گفته نمیشه.
هیچ چیز ماورایی ای در جریان این شناسایی وجود نداره و یه محاسبهی منطقی و محتمله. یعنی از سبک زندگی و عادتهای یک فرد، میشه تاحدی متوجه شد که چطور فکر میکنه یا چه نگاهی به جامعه داره.
توجه به این ناگفتهها بخصوص در زمینهی مشاوره، از اهمیت زیادی برخورداره چون افرادی که از نابهنجاری روانی رنج میبرن، گاها در بیان احساسات و افکار واقعی خودشون عاجز هستن یا بعضا تلاش زیرکانهای رو انجام میدن تا بتونن احساسات و افکارشون رو پنهان کنن.
هر فرد به نسبت متفاوتی ممکنه به این مهارت تسلط داشته باشه یعنی با تجزیه و تحلیل رفتار و حرفای دیگران، به قضاوتها، نیات و احساسات واقعیشون پی ببره؛ هرچند این کار رو همیشه و مطلقا درست انجام نده.
نابهنجاری های مرتبط با این مهارت، ممکنه در قالب خواب هایی با موضوع فرقه گرایی، ستایش بیمارگونهی یک انسان و کشف نیت های سواستفاده ظاهر بشه. مثلا خواب ببینید که آدما دارن فردی رو ستایش میکنن که ریاکاره و نیت واقعیش رو پنهان کرده یا هر نوع موقعیت ریاکارانهی دیگهای. در این حالت، احتمالا شما در زندگی واقعی با موقعیتی رو به رو هستید که نیاز به نگاه غیر مستقیم داره چون در حالت عادی، حقیقتش پنهان هست ولی شما از طریق نشانه هایی پی بردید که هنوز حرف ناگفته ای وجود داره.