این گزارش، مرتبط با بازخوردهای اولیه نسبت به فیلم The Ugly Sister، ساخته ی کارگردان نروژی، امیلی بلیچفلدت هست که بازسازی متفاوتی از داستان سیندلا به حساب میاد. این فیلم در ژانر وحشت بدنی ساخته شده و شامل صحنه های مجلل و لباس های خاص کلاسیک هست که برخی عقیده دارن یادآور کارگردانایی مثل دیوید کراننبرگ و والریان بورچیک هست.
دیروز داشتم فکر میکردم که شاید زیادی دارم درمورد هالیوود کنجکاوی به خرج میدم و اینکه توی اون سر دنیا چه خبره، به شرقی غمگینی مثل من ربط نداره اما یهو یه تیتر جدید رو توی روزنامه ی گاردین دیدم و طبع خاله زنک بازیم بدجوری گل کرد.
ویژوال اسکرین پلی رایتینگ یعنی نوشتن فیلمنامه به شکلی که خواننده بتونه صحنه ها رو مثل فیلم در ذهنش ببینه. درواقع تمرکزش روی تصویرسازی هست و صرفا متمرکز بر نوشتن دیالوگ یا توضیح خشک نیست.
این مطلب برداشتی هست از کتاب True Hollywood Noir: Filmland Mysteries and Murders که ترکیبی از نوستالژی سینمای کلاسیک هالیوود و جنایت های واقعی هست. این کتاب در 12 فصل، داستان هایی واقعی از قتل ها، رسوایی ها و معماهای حل نشده در دنیای سینما رو روایت میکنه که از سال 1922 تا 2001 رو شامل میشه. از جمله چهره های مطرح در این کتاب میشه به ویلیام دزموند تیلرر، جین هارلو و ناتالی وود اشاره کرد.
هر فصل، نظریه های مختلف درباره ی هر پرونده رو بررسی میکنه ولی تصمیم نهایی رو به خواننده واگذار میکنه. نویسنده عقیده داره که این کتاب، هم شانس جذب کردن علاقه مندان به سینما رو داره و هم علاقه مندان به معنا و جنایت. نوآر سینمایی، از فرانسوی ترجمه شده و به معنی فیلم سیاه هست؛ سبکی که عناصر شهوت پرتنش، شخصیت های مردانه ی بدبین و زن های اغواگر و خطرناک رو درون خودش داره و داستان هاش معمولا نوعی ابهام اخلاقی ایجاد میکنن. به قول نویسنده ای به اسم چارلز پاپاس، نوآر زبان بازنده هاست و همیشه درباره ی چیزهای مشابهی مثل سکس، خشونت و پول صحبت میکنه. تصاویری مثل دود سیگارهای دست ساز، لیوان های نوشیدنی روی یخ، شب های بارانی و تاریک، توطئه های نافرجام بین گانگسترها و کلاهبردارها و کارآگاه های خشن و زن های زیبای دوچهره با نقطه های پنهان، از جمله نمادهایی هستن که در این ژانر، به کرار ظاهر میشن. از جمله معروف ترین فیلم های این ژانر میشه به زن پشت پنجره 1944 و نامه رسان همیشه دو بار زنگ میزند 1946 اشاره کرد. در سال های جنگ جهانی و دوره ی بعد از جنگ، درام های جنایی و فیلم های نوآر، مثل پادزهری بودن برای موزیکال های شاد و کمدی های دیوانه وار، که قبلا سینما رو تسخیر کرده بودن.
بعد از جنگ جهانی دوم و در دوران جنگ سرد، مخاطبان تجربه های بیشتری داشتن و سلیقه شون عمیق تر و بالغ تر شده بود.
بازیگرها و کارگردان هایی که این شاهکارهای سیاه و سفید رو با استفاده ی هنرمندانه از سایه و نور و زاویه های کج دوربین خلق کردن، زندگی هایی داشتن که گاهی از داستان های فیلم هاشون هم پرماجراتر بود.