آرشیو اردیبهشت 1405

پست‌های منتشر شده در اردیبهشت 1405

 

راسل کرو، بازیگر برنده ی اسکار برای نقش ماکسیموس در فیلم گلادیاتور 2000 از دنباله ی سال 2024 یعنی گلادیاتور 2 ناراضی هست. این بازیگر در گفت و گویی با رادیوی استرالیایی Triple J توضیح داده که مشکل اصلیش با این دنباله، تغییر در روایت شخصیتش بوده.

در فیلم جدید، فاش میشه که ماکسیموس پسری نامشروع با شخصیت لوسیلا داشته. این در حالی هست که در فیلم اول، ماکسیموس به طور کامل روی انتقام قتل متمرکز بود و همچین خط داستانی ای با شخصیتش ناسازگار به نظر میرسه. 


اضافه کردن داستان پسر نامشروع با لوسیلا، برای خیلی ها بی معنی بود چون در فیلم اول، ماکسیموس تماما وقف خانواده ی خودش بود. بعضی منتقدها گفتن که فیلم بیشتر دنبال بازسازی شکوه گذشته بود و لزوما دنبال خلق یک روایت تازه نیست. 
روایت جدید، به نظر خیلی ها پراکنده و کم عمقه و این موضوع رو بخصوص میشه در مقایسه با نسخه ی حماسی 2000 حس کرد. 
 

 

این مطلب برداشتی هست از کتاب Beyond the Looking Glass که در مطلب جداگانه ای، به طور خلاصه معرفی شد. 
در این کتاب، درمورد زنانگی، نارسیسم و هالیوود عصر استودیو صحبت شده و برای درک تاثیر روانی و اجتماعی و دلیل وضعیتی که در این دوره حاکم بود، از ادبیات روانکاوی استفاده شده.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

میلی بابی برون و اسکار زرد

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند · بادوم پفکی تند ·

 

همین چند روز پیش بود که مراسم اسکار 2025 برگزار شد و شاید بیشتر از اونکه شاهد بازیگرا و فیلمسازا باشیم، خواننده ها بودن که خودنمایی کردن. بیشتر از اینکه رسانه ها به فیلمای انتخابی این مراسم واکنش نشون بدن هم استایل و ظاهر افراد حاضر در این مراسم بود که زیر سوال رفت.

میلی بابی برون یکی از قربانی های رسانه ای این مراسم بود که به خاطر استایل و ظاهرش که اونو بزرگتر از سنش نشون میداد، مورد توجه قرار گرفت. اون در واکنش به این رفتار رسانه ها گفت که این کار شما ارتباطی به روزنامه نگاری نداره و عملا در حال قلدری کردن هستید. در ادامه هم از افکار فمنیستی خودش دفاع کرد. 
این بازیگر 21 ساله، عموما با فیلمای مارکتی و فمنیستی خودش شناخته میشه و به عنوان یه فرد نسبتا تازه کار، میشه فرد بسیار موفقی دونستش. 
چیزی که درمورد این خبر توجهمو جلب کرد، یادآوری اتمسفر رسانه های مرتبط با هالیووده. میشه حس کرد نویسنده های زیادی هستن که واقعا علاقه دارن بتونن نقد سینمایی رو دنبال کنن اما حتی بین تحسین برانگیز ترین منتقدا هم شما به سختی میتونید افرادی رو پیدا کنید که نظرات الهام بخش و سازنده ای دارن. ایده پردازی در زمینه ی نقد، چیزی فراتر از نوشتن یک گزارش و داستان نویسی هست و بار روانی منتقدی که داره توی یه رسانه ی بزرگ کار میکنه، اصلا قابل توصیف نیست. 
اینکه مراسمایی مثل اسکار، بیشتر از اینکه بتونن مردم رو نسبت به فیلما علاقه مند کنن و باعث بشن که ذهنشون در مورد بررسی فیلم ها تحریک بشه، تبدیل به شویی برای قضاوت ظاهر هنرمندا شده، تا حد زیادی از رفتار خوده هنرمندا تاثیر میگیره و اصلا یه مساله ی فمنیستی هم نیست. این متوجه جنسیت های دیگه هم میشه. 
بولی شدن منتقدای پیشرو، گاها توسط خوده کارگردانا و بازیگرایی صورت میگیره که از وضعیت هالیوود ناراضی هستن و دوست دارن کاراشون مورد توجه بیشتری قرار بگیره. توی این وضعیت نمیشه انتظار داشت که اتمسفر رسانه ها به سمت خوبی بره. روزنامه ها و مجله ها همیشه دنبال مطالبی هستن که ستون های خودشون رو پر کنن و وقتی یه منتقد دست از نوشتن برمیداره، به این معنی نیست که قراره ستونش خالی بمونه بلکه یه نویسنده ی زرد پیدا میشه و اتفاقا خیلی راحت تر از یه شخص منتقد، شروع میکنه به نوشتن مطالب زرد.

جمع بندی
قضاوت کردن ظاهر بازیگرا و درست کردن حاشیه، به مراتب هم بازخورد بیشتری از طرف مخاطبا داره و هم کار فکری کمتری رو میطلبه و میتونه منبع درآمد خیلی خوبی برای نویسنده هایی باشه که هدفی غیر از کسب درآمد بیشتر ندارن. 
 

 

سلام وقت بخیر‌.ببخشید من چند وقت پیش خواب میدیدم که با دوست پسر سابقم و چند نفر از دوستاش که همشونو میشناسم یه جایی هستیم ،نشسته بودیم داشتیم با هم حرف میزدیم،یادم نیست دقیقا چی بود انگار داشتن ازم دلجویی میکردن این وسط دوست پسر سابقم یه هدیه دستش بود که انگار با کمک اون دوستش خریده بود ،همش عجله داشت که هدیه رو بهم بده(بی قراریشو تو دادن هدیه میدیدم کمتر حرف میزد و بیشتر هول بود که کادو رو بهم بده )،کادو رو بهم داد یه جعبه بود که یه ادکلن توش بود رنگ ادکلنه بنفش بود حالا نمیدونم شیشه عطر بنفش بود یا خود عطر ،بازش کردم کلی تشکر کردم،بعد ازش یکم زدم رو ساعدم و بوش خوب بود دوست داشتم بوشو.درواقع از طرف خودش و اون دوستش که اسمش سعید برام خریده بودن،خود سعیدم یکم از ادکلنه به خودش و تو هوا زد،منم فقط ازشون تشکر میکردم

تعبیر: 
هدیه نوعی تشویق و ترغیب به حساب میاد و دوست پسر سابق شما، می‌تونه نماد هدف یا الگوی رفتاری ای در گذشته باشه که در حال حاضر، دوباره دارید ترغیب میشید به سمتش حرکت کنید و ازش تاثیر بپذیرید. پس اگر این فرد برای شما نماد مثبتی نیست، لازمه مراقب الگوهای رفتاری مشابهش که ممکنه در شما هم شکل بگیره باشید. 
عطر میتونه روی تصویری که دیگران از سلیقه و ظاهر ما دارن تاثیر بذاره و ممکنه برای بهبود وجهه‌ی اجتماعی و تحت تاثیر قرار دادن دیگران، ترغیب شده باشید تا یک رفتار که شبیه دوست پسر سابقتون هست رو در پیش بگیرید. این رفتار همچنین میتونه در شخصیت سعید هم باشه و برای درکش میتونید به ویژگی‌های مشترک این دو فرد توجه کنید.

همچنین رنگ بنفش، میتونه نماد نوعی تعلق و حس محبت باشه و بی قراری دوست پسر شما برای دادن این هدیه، میتونه تصویری از این باشه که با توجه به شرایط، ممکنه بیش از حد تشویق بشید که رفتاری که درموردش صحبت شد رو مورد تقلید قرار بدید. 
پس راه حل اینه که ویژگی های اخلاقی و رفتاری دوست پسر سابق و همچنین سعید رو بررسی کنید و ببینید شما رو چطور به چالش های فعلی و رویه‌های جدیدی که سعی دارید در پیش بگیرید وصل میکنه. 

 

جرقه ی نوشتن این مطلب، زمانی توی ذهنم خورد که مشغول نوشتن نقد یکی از انیمیشنای سایت بودم و متوجه شدم که اون انیمیشن بخصوص، در واقع 60 و چندین انیمیشن والت دیزنیه. اون لحظه با خودم فکر کردم که تا امروز، دقیقا چند تا از این انیمیشنا رو دیدم؟ کنجکاو شدم که نگاهی به این لیست بندازم و سعی کنم الگوهای مشترک درون سناریوهاشون رو پیدا کنم و ببینم که این شرکت دقیقا تونسته چه تاثیراتی روی فرهنگ عمومی بذاره.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩