آرشیو اردیبهشت 1405

پست‌های منتشر شده در اردیبهشت 1405

معرفی و بررسی مجموعه فیلم Ted

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند · بادوم پفکی تند ·

معرفی و بررسی مجموعه فیلم Ted| کمدی آمریکایی

انتشار سریال تد، بهونه‌ای شد تا به سراغ کاراکتر تد و تجربه‌ی جالبی که از دیدن این مجموعه فیلم داشتم برم. قسمت اول فیلم تد، سال 2012 و قسمت دومش هم سال 2014 منتشر شد. در حال حاضر هم سریالش داره منتشر میشه که در واقع پیش درآمدی برای این دو تا فیلمه و اتفاقات پیش از خط داستانی این فیلما رو بیان میکنه.

تد، یه کمدی سیاه آمریکاییه و مخصوص افراد بزرگسال درست شده. شاید دیدن یه خرس پشمی معمولی، این حسو به بیننده بده که قراره با یه کار کودکانه رو به رو بشیم؛ ولی نقطه عطف تد، لزوما در ظاهرش نیست. اگه طرفدار دیالوگای صریح و شوخی‌های زشت آمریکایی هستید، تد یکی از جالب‌ترین و تحسین برانگیز‌ترین فیلمای این ژانره. 
داستان در مورد یه خرس عروسکیه که صاحب هوشمندی میشه و زندگیشو نه تنها با صاحبش، بلکه با جامعه‌ی آمریکا شروع میکنه. تد به هیچ عنوان یه موجود بهنجار نیست و انگار که از جامعه‌ی آمریکا، زشت‌ترین و زننده‌ترین رفتارا رو یاد گرفته و ممکنه هر چیزی که براش عجیب و جدید باشه رو مسخره کنه، حتی اگه میخواد یه حیوون یا رفتار عجیب و غریب باشه.

این ترکیب زشت، اجازه میده تا بخشای زیبای شخصیت و افکار تد هم به خوبی خودنمایی کنه. اون تصویری از یه شخصیتیه که خودشو ول کرده و لزومی نمی‌بینه که به کسی باج بده یا جوری زندگی کنه که از طرف جامعه پذیرفته بشه، بخصوص که توی آمریکا زندگی میکنه و به واسطه‌ی عروسک بودنش، خیلی انتظارا رو نیاز نیست که برآورده کنه. اون هیچ پدر و مادری نداشته و فشار خاصی بالای سرش نبوده که تبدیل به شخصیت بخصوصی بشه، آزاده که هویت خودشو انتخاب کنه. 
شاید فکر کنید که مجموع این ویژگی‌های بد، باعث میشه که تد، تبدیل بشه به یه تبلیغ کننده‌ی مصرف مواد مخدر یا فردی که هنجارای بد رو گلچین کرده و با شخصیت خودش، این بخش از فرهنگو، بازتولید میکنه. اما حقیقت اینه که طنز و حماقت درون رفتارهای تد و صاحبش جان، اونا رو شخصیت‌های بازنده‌ای جلوه میده. بخصوص توی تد 2، تد واقعا مجبور میشه بابت شخصیتی که از خودش ساخته، تاوان پس بده و ثابت کنه که یه شهروند با ارزشه.



توی تد 2، مورگان فریمن با بازی کاریزماتیک خودش، نقش یه وکیل رو بازی میکنه که از اعتبار اجتماعی زیادی برخورداره و وقتی که رو به روی تد قرار می‌گیره، بهش میگه که تو هیچ فرقی با جاستین بیبر نداری. تد قطعا از این فرد خوشش نمیاد و فردی مثل جاستین بیبر، براش یه شخصیت منفوره، و تشبیه کردنش به همچین فردی، در نظرش یه جور فحشه. 
ولی در نهایت هم مجبور میشه این موضوع رو بپذیره که سبک زندگیش، بهش لیاقت اینو نمیده که توی فرهنگ آمریکایی پذیرفته بشه و فارغ از رفتارای نابهنجارش، نقاط مثبت خاصی نداره.

جمع‌بندی 
تد از اون شخصیتاست که اگه ازش خوشت بیاد، ممکنه دوست داشته باشی که بتونی باهاش رفاقت کنی و حرف بزنی. می‌تونی حدس بزنی که اگر توی فلان موقعیت زندگیت بود، احتمالا چه واکنشی نشون میداد یا چه حرفایی رو به زبون میاورد. 
تد بی‌ادبه، می‌تونه پرخاشگر باشه، قوانین خاصی نداره، آدما رو به شکل بد و بعضا با تکیه به ایدئولوژی‌های منسوخ شده یا منفی قضاوت میکنه؛ اون به هیچ عنوان یه فرد گرفته و یا درونگرا نیست و از هر چیزی برای خوش گذرونی و سرگرم کردن خودش ممکنه استفاده کنه. 
این مطلب، بیشتر برای معرفی این کاراکتر و آثاری که در موردش ساخته شده بود و لزوما یه نقد جامع نیست. 
 

معرفی و بررسی مجموعه فیلم Pirate of the Caribbean| دزدان دریایی کارائیب

با گذشت زمان، نسل های جدیدی به دنیای فیلم بازا ملحق میشن که شانس چشیدن فیلم های آیکونیک سینما رو برای اولین بار دارن. حتی اگر مجموعه فیلم دزدان دریایی کارائیب رو تا امروز ندیده باشید، به احتمال زیاد، میم ها و مطالب مرتبط رو بارها در اینترنت دیدید.

این مجموعه فیلم، یکی از موفق ترین کارای فانتزی سینماست که در مجموع تونست چهاربرابر هزینه ای که براش شد، به سازنده هاش سود برسونه. جزئیات، توی این فیلم بیداد میکنه. از نحوه ی طراحی صحنه گرفته تا دیالوگ ها، موسیقی و زیر و بم های داستان. به عنوان چهاردهمین مجموعه فیلم پرفروش دنیا، دزدان دریایی صرفا به خلق یه فانتزی حرفه ای اکتفا نکرده و شاید بشه گفت بخش زیادی از محبوبیت خودشو مدیون کمدی ای هست که به داستان خودش اضافه کرده و این اتمسفر رو در طول هر قسمت، به خوبی حفظ کرده. 
میشه گفت که هیچ کدوم از شخصیت های این داستان، چندان جدی نیستن و هر لحظه ممکنه ببینید که یه رفتار احمقانه نشون میدن. اغلب دردسر ها صرفا در اثر یه سهل انگاری پیش پا افتاده ایجاد میشن و شخصیت های کلیدی، به صورت خودخواسته علاقه دارن که خودشون رو با انواع ماجراجویی، درگیر کنن. 
نقطه عطف داستان هر قسمت رو میشه تمرکز سناریو برای رسیدن چند شخصیت به یک هدف تعیین شده دونست.

در ادامه ی این مطلب، بیشتر قراره سراغ محتوای این مجموعه فیلم و بخصوص مرور نقد های منفی ای بریم که تا امروز، بیشتر تکرار شدن. 
شاید اولین چیزی که در شروع تماشای این مجموعه فیلم توجه شما رو جلب کنه، طولانی بودن هر قسمت باشه. چیزی بیش از دو ساعت، اونم برای یه اثر سرگرم کننده و کمدی، چیز چندان رایجی در سینما نیست. این ریسک بزرگی به حساب میاد که یه فیمساز، سراغ ساخت فیلمای طولانی بره و این جرات رو بیشتر میشه بین فیلمسازای مستقل دید که با پروژه های کم هزینه پیش میرن و براشون اهمیتی نداره که مخاطب عمومی، حوصله ی چندانی برای دیدن فیلمشون به خرج نده. 
دزدان دریایی کارائیب، مثل اغلب مجموعه فیلم ها، به تدریج و با انتشار قسمت های جدید، امتیازهای کمتری رو دریافت کرده که موضوع بسیار رایجی برای مجموعه فیلما به حساب میاد و فکر میکنم درمورد این مجموعه فیلم، اتفاقا افت خیلی کمتری رخ داده و جذابیتش رو تا جای ممکن حفظ کردن. اما اینکه طولانی بودن، باعث ضربه زدن به جذابیت فیلم شده رو باید افرادی بررسی کنن که برای دیدن فیلم، به سینما میرن. برای امثال من که فیلما رو توی خونه میبینن، دیدن یه فیلم میتونه یه پروسه ی چند روزه رو شامل بشه. 
منتقدا همچنین نقدهایی نسبت به میزان تعادل داستان پردازی داشتن. به این معنی که عقیده دارن توی ساخت دنباله ی این فیلم، گاهی به محتوای داستان، بی توجهی شده و در عوض، سعی کردن روی جلوه های ویژه و اکشن تمرکز کنن. درواقع در ابتدا، این خوده بافت داستان هست که توجه منتقد رو جلب میکنه و بسیاری از منتقدا، به خودی خود برای کارای اکشن و پر از جلوه های ویژه، ارزشی قائل نیستن و دوست دارن با یه داستان خوب رو به رو بشن.

جلوه های ویژه، زمانی که از میزان مرغوبیت داستان جلو بزنه، این حسو ایجاد میکنه که سازنده ها صرفا سعی کردن که مارکت رو راضی نگه دارن یا چون داستان جذابی نداشتن، سعی کردن با ایجاد اکشن و جلوه های ویژه، جای خالی یه داستان کارشده و ظریف پر کنن. 
این نقدی هست که دزدان دریایی کارئیب نمیتونه ازش شونه خالی کنه. با این وجود، حتی وقتی که خطوط داستانی، تعادل خودشون رو از دست میدن، شما هنوز هم میتونید دیالوگ پردازی های خوبی رو ببینید که حمایت کننده ی ژانر کمدی هستن. 
به علاوه برای یه مجموعه فیلم که هر قسمتش خیلی طولانیه، شما نمی تونید انتظار یه داستان چندان پر و پیمون و پر جزئیات رو داشته باشید. داستان پردازی و ایجاد شخصیت های کاریزماتیک، نیاز به وقت و انرژی و بنیه ی زیادی داره و چنین سرمایه گذاری هایی، صرفا نیاز به پول ندارن بلکه نیاز به شخصیت های نابغه دارن که سینما به ندرت از نعمت همچین داستان پردازایی برخوردار شده.

شخصیت هایی که باورکردنشون سخته 
برخلاف باور خیلیا که شخصیت پردازی این مجموعه فیلم رو زیر سوال بردن، فکر میکنم که از بسیاری جهات میشه شخصیت پردازی رو جزو بخشای تحسین برانگیز دزدان دریایی کارائیب درنظر گرفت. برای یه کار شدیدا فانتزی که سعی داره بخش کمدی خودش رو تقویت کنه، چنین شخصیت پردازی ای چندان عجیب نیست، هرچند که در برخی مواقع، این شخصیت ها نمی تونن چندان روی مخاطب تاثیر بذارن. 
منتقدا عقیده دارن که بعضی از شخصیت ها، به حدی غیر قابل باور میشن که عملا دیگه نمیشه باهاشون ارتباط گرفت. این اتفاق، بخصوص وقتی به قسمت های جدید فیلم میرسیم، بیشتر به چشم میخوره. 
پرداختن به طیف زیادی از شخصیت ها در قالب یک فیلم، کار بسیار دشواری میتونه باشه و چنین پروژه هایی، عمدتا با شکست مواجه میشن اما میشه دید که دزدان دریایی، یکی از نمونه های بسیار موفق در این زمینه است و مخاطبا، واقعا شخصیت های درون این فیلم، بخصوص شخصیت های کلیدی رو دوست دارن.

جک اسپارو، به عنوان نقش اول و محبوب ترین شخصیت این مجموعه فیلم، از جمله افرادیه که به خاطر دستکاری شخصیتش، حساسیت منتقدا رو بیدار میکنه. در واقع بعضیا عقیده دارن که توی قسمت های جدیدتر این مجموعه فیلم، شخصیت جک اسپارو به شدت تغییر کرده و دستکاریش کردن و تبدیل به موجود کاملا متفاوتی نسبت به قسمت اول میشه.

شخصیت های زن منفعل
این انتقاد، عموما از سمت منتقدای لیبرال، نسبت به اغلب فیلمای سینمایی که براساس داستان های سبک قدیمی ساخته میشن مطرح شده و دزدان دریایی کارائیب هم سوژه ی خوبی برای حمله ی دوباره ی این قبیل منتقداست. هرچند که ما در داستان دزدان دریایی، چند شخصیت زن تاثیرگذار رو میتونیم پیدا کنیم اما اونا معمولا از قالب های سنتی تعریف شده برای زن ها فراتر نمیرن اما فراموش نکنید که مردهای توی این داستان هم توی همون قالب های سنتی حرکت میکنن و سراسر این مجموعه فیلم، شامل طعنه ها و کمدی هایی هست که همین شخصیت های بیش از حد سنتی رو به تمسخر میگیره و کاری هم به زن یا مرد بودنشون نداره. 


سست عنصری جک اسپارو در مقابل زن ها و فریب خوردنش به دست یک زن، از جمله ی این تمسخرهاست که الگوی رایجی در داستان های کلاسیک به حساب میاد.

نبودن تعادل بین بخش کمدی و درام داستان 
این موضوع، بیشتر زمانی توی ذوق میزنه که یه شخصیت میاد و با یه حماقت خیلی سطحی نگرانه، باعث میشه که یه جنگ رخ بده یا حتی یه عده بمیرن. حتی در قالب یه اثر کمدی، خیلیا انتظار دارن که داستان اصلی، از نوعی منطق برخوردار باشه و با دلایل با ارزشی، شخصیت ها به سراغ مبارزات و ماجراجویی های خودشون برن ولی این رابطه ی علت و معلولی، در بسیاری از بخش های فیلم، به درستی رعایت نمیشه.

بررسی شخصیت جک اسپارو و جمع بندی
جک اسپارو به عنوان نماد این مجموعه فیلم، ویژگی های یک فرد نابغه رو داره. اون میتونه از پس خیلی از کارای پیش پا افتاده برنیاد یا در برخی مواقع، به راحتی فریب بخوره ولی در عین حال، در موقعیت های مهمی، هوشیاری نشون بده و تصمیمات جالبی بگیره. 
غیر قابل انکاره که اون شخصیت به شدت خودخواهی داره و اخلاقیات، براش اهمیت خاصی نداره. سناریونویس هم میاد و چنین شخصیتی رو به کمک تراژدی ها و تنهایی عاطفی، به نوعی تنبیه میرسونه و از این طریق، بیننده ی خودش رو قانع میکنه که چنین شخصیتی، قرار نیست که به رستگاری برسه و در مسیر ماجراجویی هاش هم با تراژدی های مختلفی رو به رو میشه. با این وجود، به عنوان یک دزد دریایی، اون برنده میشه نه به خاطر اینکه دزد دریایی بودن، به خودی خود میتونه طرف برنده ی ماجرا باشه بلکه فسادی که درون دشمنانشون هست، باعث میشه که عملا نتونن این تیم رو شکست بدن. جک اسپارو اونقدر شخصیت پیچیده و سیال و با خواسته های عجیب و غریبه که به راحتی نمیشه خریدش یا اونو پیش بینی کرد و در نهایت، اهداف خودشو دنبال میکنه و تعهد خاصی به هیچ فرد و باوری نشون نمیده. شاید برای همینم هست که با وجود انتقادات منفی متعدد، باز هم یک شخصیت سینمایی خیلی محبوب به حساب میاد. 
 

 

حتی اگر از سینمای ترسناک بیزار باشید، ممکنه بارها اسم سیجین رو در وب فارسی دیده باشید. سیجین با وجود محبوبیتی که در ایران داره اما اصلا از کارای تحسین شده توسط منتقدها نیست و چنانچه به میزان مشارکت کننده ها و امتیازاتش در سایت های نقد توجه کنید، با آمار خیلی کمی رو به رو میشید.

سیجین جزو کارای ترسناک موفق در کشور ترکیه است و به خاطر داستان های ماورایی و دلهره آور خودش که در همپوشانی با باورهای مذهبی و فرهنگیه، محبوبیت زیادی پیدا کرده. 
فیلم از عناصر جادو، نیروهای شیطانی و باورهای مذهبی استفاده میکنه تا فضای ترسناکی رو درست کنه و برخلاف فیلم های ترسناک غربی، سیجین از مفاهیمی استفاده میکنه که برای مخاطبای مسلمان آشنا و ملموس هستن. 
 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

تعبیر خواب شکستن سنگ دستشویی

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند · بادوم پفکی تند ·

 

من خواب دیدم رفتم خونه مادرم و اونجا خواستم برم توالت که پای راستم سر خورد و رفت تو لوله دستشویی من پام رو از لوله بیرون کشیدم ولی دستشویی مادرم شکست و فاضلاب بالا زد و من بدون اینه به کسی بگم بی سر و صدا رفتم

تعبیر: 
دستشویی نماد توانایی شما برای رها شدن از افکار زائد و سبک کردن ذهنتون هست. این کار میتونه با استراحت و فکر کردن انجام بشه. وقتی دستشویی آسیب میبینه، یعنی یک نابهنجاری یا مشکل در این فرآیند ایجاد شده و لازمه بهش رسیدگی کرد. اینکه در دنیای خواب، به رپی خودتون نمیارید و فرار می‌کنید، یعنی در حال بی توجهی به مشکلی هستید که میتونه روی کیفیت زندگیتون تاثیر بذاره. برای درک بهتر این موضوع، به مسائل یا افکاری توجه کنید که مانع استراحت یا آرامش ذهنی شما رو میگیرن و نمیذارن به راحتی فردی خلاق و متمرکز باشید. این افکار ممکنه شامل الگوهایی باشن که از جامعه یا والدین خودتون به ارث برسید یا در همپوشانی با برخی نقاط ضعف شخصیت مادرتون باشن. 

 

سلام خسته نباشید من خواب دیدم رفتم توالت ودیدم پسرم که 3سالشه دستشویی کرده وفورا شروع کردم به تمیز کردن این اتفاق چند بار تکرار شد وهر دفعه میزان کثیفی بیشتر می‌شد و من بازم تمیزش میکردم بعدش لباسهای کهنمو پوشیدم و رفتم به یک جایی اونجا از اینکه لباس کهنه پوشیدم خجالت کشیدم و در خوابم یکی از افرادی که مدت هاست پولمونو نمیده رو دیدم.

تعبیر: 
توالت نماد نیاز ذهن برای تخلیه و سبک شدن هست. این کار به کمک استراحت و فکر کردن انجام میشه. بچه نماد مسئولیت‌ها و اهدافی هست که در زندگی دارید و براشون زحمت کشیدید. وقتی با یک وضعیت نابهنجار درمورد توالت رو به رو میشید، یعنی مشکلی درمورد افکار اضافی و زائد براتون ایجاد شده که با توجه به فضای این خواب، می‌تونه مرتبط با یک هدف مهم در زندگی باشه. 
دستشویی مکرر و بیشتر شدن کثیفی، نمادی از یه منبع تولید افکار زائد هست که به شکل نابهنجاری در حال فعالیته و لازمه مورد بررسی و توجه قرار بگیره. این وضعیت مثل وقتی هست که ما دچار مریضی میشیم و به جای درمان، صرفا به مصرف مسکن و آروم نگه داشتن درد اهمیت میدیم. در این خواب هم راه حل فقط تمیز کردن توالت نیست و مشکل اصلی، زیاد بودن غیر طبیعی آلودگی هست. 
این وضعیت می‌تونه نماد یک فکر یا ناراحتی باشه که به طور مکرر و زیاد، ذهن شما رو آلوده میکنه و لازمه منشا تولید و دلیل تولید این افکار منفی رو بشناسید و به شکل بهتری، ذهنتون رو مدیریت کنید.

لباس کهنه در دنیای خواب، توصیف کننده‌ی وجهه‌ی اجتماعی و رفتاری هست که از خودمون به دیگران نشون میدیم. انتخاب لباس کهنه برای بیرون رفتن، میتونه نماد مشکلات اعتماد به نفس و تجربه‌ی نوعی فقر روانی باشه. فردی که به شما بدهکار هست هم مجددا اشاره به موضوع فقر روانی داره. اون میتونه نماد افکاری باشه که حس کمبود اعتماد به نفس رو در شما تقویت میکنن. برای درک بیشتر این موضوع، به ویژگی های منفی اون فرد توجه کنید و ببینید شما رو یاد چه افکاری میندازه که باعث میشه حس بدی نسبت به خودتون داشته باشید. درک این افکار میتونه به مدیریت بهتر احساسات منفی کمک کنه.