نقد و بررسی مجموعه فیلم Final Destination| مقصد نهایی
مجموعه فیلم مقصد نهایی، اونقدری شناخته شده هست که هر کسی ممکنه حداقل بخشی از اون رو از تلویزیون دیده باشه. قسمت اول این مجموعه فیلم، در سال 2000 منتشر شد و قسمت پنجمش در سال 2011 و علاوه بر اون، نسخه‌ی جدیدی در سال 2025 در راهه که مقصد نهایی: خطوط خونی، معرفی شده.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

قسمت اول فصل اول سریال پسران، بیشتر روی شخصیت هیوئی کمپبل تمرکز داره و داستان از جایی شروع میشه که دوست دختر هیوئی به طور فاجعه باری به دست یکی از ابرقهرمان ها به اسم A-Train کشته میشه و این اتفاق، زندگی هیوئی رو زیر و رو میکنه. اون به تدریج متوجه میشه که قهرمان هایی که مردم ستایششون میکنن، درواقع چهره های فاسد و خطرناکی دارن. همین موضوع باعث میشه وارد گروه پسران بشه و با بیلی بوچر همراه بشه تا علیه سیستم فاسد ابرقهرمان‌ها مبارزه کنه.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

قسمت ۶، یه ریتم تند و فضای نیمه تاریک داره و تضادهای مهمی که به سناریوی این انیمه شکل دادن رو روایت میکنه.
توی این قسمت، سعی شد تا زندگی خرگوش شیطانی و دلیل تبدیل شدنش به موجودی که امروز هست رو توضیح بده و دوباره شاهد یه داستان جالب هستیم که دلایل خودشو به یک الگوی خیلی تکراری و ناشیانه گره زده.

خرگوش یه آدم بوده و با یک نژاد دیگه، ارتباط قلبی گرفته اما نتونسته اونا رو به شکل سالمی با جامعه‌ی انسان ها مرتبط کنه بلکه عادتشون داده به یه زندگی انگلی. در حالیکه میتونست رفته رفته حرف بزنه و ارتباط سالمی بگیره و از مردم خودش مراقبت کنه و آخرسر هم به خاطر از بین رفتن مهاجرا، عقده ای شده و تصمیم گرفته برعلیه همه بجنگه. آخه اینم شد دلیل؟
داستان با یه پتانسیل قوی شروع میشه ولی به جای اهمیت دادن به پیچیدگی‌های این ارتباط، میره سراغ یه مسیر ساده سازی شده.

جمع‌بندی
این الگو، علاوه بر تکراری بودن، درد خرگوش رو کم اعتبار میکنه و مثل یه مسیر میانبر برای درست کردن انگیزه ی مهم ترین شخصیت داستانه.
به شخصه خیلی با دیدن همچین داستان هایی حرص میخورم چون یادآور میشه که چقدر بعضیا ممکنه در زمینه ی حرف زدن و حل کردن مشکلات از راه مسالمت آمیز، تنبل باشن. گاهی آدما به جای حرف زدن، ترجیح میدن قهر کنن، بجنگن یا سکوت کنن و نتیجه اش میشه یه دنیای پر از سوءتفاهم و خشونت.

 

نقاش یه ایده‌ی بازارپسند خوب داره که در جریان سناریو‌نویسی، چندان درگیر ظرافت نشده. صحنه‌های درگیری و تیر‌اندازی و غلبه‌ی احساسات رمانتیک، زمانی نهایت تاثیر خودشونو روی ذهن مخاطب می‌ذارن که شما با یه پیش‌زمینه‌ی داستانی خیلی خوب به سراغ‌شون برید. مخصوصا وقتی که به‌لحاظ اکشن و بقیه‌ی ویژگی‌های بصری، ایده‌ی نوآورانه‌ای نداشته باشید صرفا مشغول تکرار کلیشه‌های هالیوود بشید.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

پالپ فیکشن شامل سه داستان درباره ی یک داستان هست و جزو محبوب ترین و ماندگارترین و البته تحسین شده ترین آثار تاریخ سینما به حساب میاد.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩