معرفی و بررسی فیلم The Palace رومن پولانسکی
23 اردیبهشت · ·
فیلم The Palace 2023 از کارگردان جنجالی، رومن پولانسکی فیلمی لهستانی و فرانسوی هست که در جشنواره ی ونیز 2023 نمایش داده شد و واکنش های شدیدی از منتقدها و رسانه ها دریافت کرد.
این فیلم در ژانر کمدی سیاه و درام ساخته شده و فضا در هتل لوکس The Palace در منطقه ی اسکی سوئیس، در آستانه ی سال نوی 2000 یا هزاره ی جدید میگذره.
فیلمبرداری این اثر بر عهده ی همکار قدیمی پولانسکی در پیانیست، پاوئو ادلمن بوده.
در 24 ساعت باقی مونده به نیمه شب 31 دسامبر 1999، در یک هتل 5 ستاره در سوئیس، شاهد طیف متنوعی از مهمان ها هستیم. افراد پولدار، هنرمندان، سیاستمداران و خدمه، هرکدوم با بحران های شخصی، ترس های مربوط به پایان دنیا و رفتارهای پوچ درگیر هستن.
فیلم با لحنی کنایی، ثروت، بی اخلاقی و پوچی طبقه ی مرفه در آستانه ی تغییر هزاره رو به تصویر میکشه.
فیلم در ونیز با تشویق سرد و نمرات بسیار پایین رو به رو شد و امتیاز 0درصد رو در راتن تومیتوز، در روز اول به دست آورد. خیلی ها این فیلم رو شکست هنری پولانسکی میدونن و عقیده دارن اثری به شدت بی روح، کهنه و فاقد عمق هست.
پولانسکی به خاطر اتهامات قدیمی آزار جنسی و فرار از آمریکا در سال 1978 و اتهامات جدیدتر در اروپا، شخصیتی به شدت مناقشه برانگیز هست.
نمایش فیلم در ونیز، با اعتراض فعالان زن و درخواست برای تحریک پولانسکی همراه بود. فیلم متهم شد که حرف جدیدی نداره و فقط کلیشه های طبقاتی و طنزهای پیش پا افتاده رو تکرار میکنه. بعضی ها گفتن پولانسکی خودش رو در هتلی مجلل حبس کرده و از واقعیت جهان خارج دور افتاده.
این فیلم هرگز اکران گسترده ی سینمایی پیدا نکرد ولی این موضوع بیشتر به خاطر جنجال های اخلاقی درمورد پولانسکی و بازخوردهای منفی ضعیف بود.
فیلم The Palace بیشتر به عنوان نماد پایان یک دوران برای پولانسکی دیده میشه، کارگردانی که زمانی نابغه ی سینما به حساب می اومد و با کارهایی مثل شهر بی خدا، پیانیست و ساکن سایه شناخته میشد اما حالا با اتهامات اخلاقی و افول هنری رو به رو شده.
فیلم نه تنها نتونست منتقدها رو قانع کنه بلکه یکبار دیگه، بحث های قدیمی درباره ی جدایی هنر از هنرمند متناقض رو درست کرد.
ترس های هزاره ای، به مجموعه ای از نگرانی ها و پیش بینی های فاجعه بار و اضطراب جمعی در دهه ی 1990 اشاره داره و این موضوع، در اواخر سال 1999 خیلی بیشتر شد.
در اون زمان، خیلی از کامپیوترها و سیستم های نرم افزاری قدیمی، سال رو فقط با دو رقم آخر ذخیره میکردن مثلا سال 1998 رو مینوشتن 98.
نگرانی این بود که با تغییر سال به 2000، کامپیوترها اون رو به معنای سال 1900 تفسیر کنن که میتونست باعث خرابی گسترده در سیستم های بانکی، حمل و نقل، انرژی، ارتباطات و پزشکی بشه.
این اضطراب، فقط جنبه ی فنی نداشت و جنبه ی نمادین و روانشناختی هم پیدا کرد. بعضی از گروه های مذهبی یا فرقه ها، تغییر هزاره رو نشونه ی وقوع آخرالزمان میدونستن، مثلا صحبت هایی درمورد پیشگویی های نوسترآداموس وجود داشت. ترس از برخورد سیارک، جنگ هسته ای یا ظهور ضد مسیح، در این دوره خیلی رواج داشت.
مردم فکر میکردن سیستم های جهانی مثل برق، آب و غذا از کار بیوفتن و هرج و مرج اجتماعی درست بشه. هزاره ی جدید به عنوان مرزی نمادین بین قدیم و جدید، باعث میشد که بعضی ها احساس کنن تمدن بشری در حال ورود به مرحله ای ناشناخته اشت. در این دوره، به خاطر گسترش اینترنت و جهانی سازی، آینده به نظر غیر قابل پیش بینی تر بود.
بازتاب این نگرانی ها رو میشه در فرهنگ عامه ی دهه ی 90 هم دید. فیلم هایی مثل آخرالزمان در سال 1999، ماتریکس 1999، نبردهای صلیبی 1999 و سریال بافیلو 66، این ترس ها رو بازتاب میدادن.
موسیقی های راک و متال با مضامین آخرالزمانی هم در این دوره رواج پیدا کرد.
باگ تاریخ یا Y2K با هزینه های قابل توجهی برای به روز رسانی نرم افزارها، تا حد زیادی حل شد و فاجعه ی خاصی رخ نداد اما ترس های هزاره ای، به عنوان نمونه ی بارزی از اضطراب جمعی در عصر تکنولوژی، در تاریخ ثبت شد.
پولانسکی از این ترس ها به عنوان استعاره ای برای ترس های اگزیستانسیل شخصیت های ثروتمند استفاده میکنه، یعنی افرادی که در هتل لوکس پناه گرفتن اما از تغییر، مرگ و از دست دادن امتیازهای خودشون میترسن.
این داستان هرچند نقدهای منفی زیادی دریافت کرده اما ایده ی اولیه و فضاسازیش جالبی داره. اما شاید یکی از مشکلات فیلم اینه که خیلی از جوک ها شبیه کمدی های اروپایی دهه ی 70 هستن و امروز دیگه تازگی ندارن. هیچ کاراکتر عمیق یا همدلی پذیری وجود نداره.
اگر به کمدی سیاه آبستره، فضای بسته ی هتلی پر از آدم های عجیب و طنز تلخ درباره ی ثروت و پوچی علاقه دارید، این فیلم میتونه تجربه ی جالبی باشه.
پولانسکی بعد از فرار از امریکا، مدت زیادی در سوئیس و فرانسه بوده و منطقه ای که این فیلم درونش روایت میشه، هتل های لوکس آلپ سوئیس، دقیقا همون محیطی هست که پولانسکی در دهه های اخیر، درونش محصور بوده. پولانسکی سال ها به خاطر ترس از استرداد به آمریکا، در هتل ها یا ویلاهای تحت محافظت زندگی کرده و این فیلم میتونه بازتابی از زندگی خودش باشه.
اون با حلقه ی افراد ثروتمند اروپایی ارتباط داشته و فیلم شاید کاریکاتوری از همون آدم هایی باشه که در مهمونی ها دیده.
این فیلم با وجود موج گسترده ی نقد منفی، بازخوردهای مثبت محدود و عمدتا متمرکز بر چند جنبه ی خاص دریافت کرد. این موارد عمدتا از سمت منتقدهای مستقل یا طرفدارهای سینمای کلاسیک اروپایی مطرح شدن. فیلمبرداری ادلمن، بابت نشون دادن فضای طلایی، یخ زده و پرزرق و برق هتل تحسین شده. این فیلمبردار با لنز وینتیج و نورپردازی تئاتری، اتمسفر جالبی درست کرده.
خیلی ها توافق داشتن که تنها دلیل تماشای فیلم، تصاویر زیباش هست.
بعضی از منتقدهای قدیمی تر استقبال کردن از اینکه پولانسکی بالاخره یک فیلم بد ساخته، یعنی جسارت داشته کاری کنه که ممکنه شکست بخوره و لزوما سراغ تکرار فرمول های گذشته نرفته.
در بین جریان چپ اروپا، فیلم به خاطر طنز تلخش علیه بی اخلاقی ثروتمندها تحسین شد. ولی فیلم هیچ جایزه ی معتبری دریافت نکرد و حتی در جشنواره ی ونیز 2023 هم در رقابت اصلی نبود و در بخش غیر رقابتی نمایش داده شد. با این وجود، بعضی از انجمن های سینمای مستقل اروپا از این فیلم به عنوان اثری شجاعانه که صنعت سینما جرات نشون دادنش رو نداره اسم بردن.
پولانسکی در آستانه ی نمایش فیلم در جشنواره ی ونیز 2023 مصاحبه های محدود و کنترل شده ای انجام داد یعنی این مصاحبه ها بیشتر با رسانه های اروپایی که نسبت بهش رویکرد ملایم تری دارن انجام شده.
پولانسکی گفت: "این فیلم یک کمدی سیاه درباره ی آدم هایی هست که فکر میکنن دنیا در حال تموم شدنه، درحالیکه فقط زندگی خودشون پوچه."
"من همیشه عاشق کمدی های آبستره بودم، مثل فیلم های بونوئل یا ژان رنوار در سبک کمدی."
"هتل ها مکان های عجیبی هستن، مردم در اونجا نقش بازی میکنن، ثروت رو به رخ میکشن اما در تنهایی خودشون میمیرن."
"من سالها در هتل زندگی کردم.. میدونم اونجا چی میگذره."
وقتی از واکنش های تند منتقدها پرسیده شد، پولانسکی با طعنه گفت: "من برای راضی کردن منتقدها فیلم نمیسازم. اونها امروز دنبال پیام های اخلاقی هستن اما کمدی باید بی اخلاق باشه تا کار کنه."
پولانسکی همچنین در جواب به انتقاد درمورد کهنه بودن فیلم گفت: "سینمای امروز از ریتم سریع و دیالوگ های هوشمندانه اشباع شده. من میخواستم فیلمی بسازم که کند، عجیب و کمی خسته کننده باشه، مثل خود زندگی در هتل."
پولانسکی کاملا از بحث های اخلاقی درمورد زندگی خودش دوری کرد و گفت: "فیلم درباره ی شخصیت های داستانه، نه درباره ی من. لطفا به جای زندگی من، روی صحنه ی سینما تمرکز کنید." (باشه حتما.)
پولانسکی هیچ مصاحبه ای با رسانه های انگلیسی زبان اصلی مثل هالیوود ریپورتر یا ورایتی انجام نداده و دلیلش کاملا روشنه.
پولانسکی عمدا فیلم رو به عنوان یه کار کوچک و شخصی معرفی کرد و شاید میخواست با این کار، انتظارها رو کم کنه.
پولانسکی همچنین در آخرین مصاحبه اش گفت: "سینما امروز زیادی جدی شده. گاهی باید فیلمی ساخت که فقط مسخره، عجیب و کمی تلخ باشه، مثل یک شام پرزرق و برق که همه چیز در اون مزه اش رو از دست داده."
جمع بندی
صحبت پولانسکی درمورد اینکه کمدی باید بی اخلاق باشه تا جواب بده هم جالبه. به نظر میرسه عمدا سعی کرده داستانی از همون محدوده ی بسته ای که درونش زندگی میکنه بسازه تا برای ساخت فیلم، زیاد به زحمت نیوفته. از کارگردان سالخورده ای که در عصر ووکیسم زندگی میکنه قابل انتظاره.
البته دلیل انتخاب چنین داستانی، میتونه به سبک زندگی پولانسکی در دهه های اخیر هم برگرده.

