اکران دوباره ی فیلم مستقل Christmas, Again ساخته ی چارلز پوکل دوباره توجه منتقدها رو به خودش جلب کرد. این کار، اولین فیلم بلند کارگردانش به حساب میاد که در سال 2015 در آمریکا اکران شد و حالا بعد از یک دهه به سینماهای بریتانیا رسیده.

فیلم با بودجه ی بسیار کم ساخته شده و بیشتر در یک دکه ی 24 ساعته ی فروش درخت کریسمس در بروکلین جریان داره. سبک کارگدانی "ایندی" و واقع گرایانه است و خبری از فضای سانتی مانتال و پرزرق و برق کریسمسی نیست.
نوئل مردی تنها و دل شسکته است که برای پنجمین سال، درخت کریسمش میفروشه، در سرما کار میکنه و شب ها در کاروانی سرد میخوابه.
لیدیا زنی که نوئل نجاتش میده و بعدا دوباره در زندگیش ظاهر میشه، لحظاتی از گرما و امید رو وارد داستان میکنه.
فیلم بیشتر حالت مستندگونه داره، مشتری ها سوالات بی ربط میپرسن، فضای واقعی بروکلین هم قابل مشاهده است. نور چراغ های کریسمسی در نگاه کارگردان مثل چراغ پلیس چشمک میزنه و نگاه سرد و غیر سانتی مانتال به کریسمس رو تقویت میکنه.
این اثر روی نگاتیو 16 میلی متری فیلمبرداری شده که بافت تصویری خاص و طبیعی به فیلم داده. داستان خیلی پرحادثه نیست اما با بازی ظریف آدلی و فضای طبیعی فیلم، حس گرمای کم رمق و واقعی کریسمس منتقل میشه. منتقد گاردین عقیده داره همین سادگی و بی تکلفی باعث میشه فیلم برای افرادی که از کلیشه های کریسمسی خسته شدن جذاب باشه. فیلم از 12 دسامبر 2025 در سینماهای بریتانیا و روی پلتفرم های دیجیتال در امریکا در دسترس قرار گرفته.
این فیلم مستقل فروش چندانی در گیشه نداشته چون یک اثر ایندی کم بودجه بود و بیشتر در جشنواره ها و اکران محدود دیده شد. اما از نظر منتقدها امتیازهای بسیار خوبی گرفته. در متاکریتیک امتیاز 79 از 100 داره و در راتن تومیتوز حدود 90درصد نقد مثبت داره.
بیشتر موفقیت این فیلم در جشنواره ها و نقدهای مثبت بود و فروش خاصی رو تجربه نکرد. منتقدهای راتن تومیتوز فیلم رو واقع گرایانه و گرم اما بدون سانتی مانتال اضافی توصیف کردن.
منتقدهای بزرگ مثل نیویورک تایمز و TheWrap امتیازهای بالا 90 از 100 دادن و فیلم رو به خاطر فضای طبیعی و بازی خوب کنتاکر آدلی تحسین کردن.
همچنین لازم به ذکره که اثر ایندی یعنی فیلمی که خارج از سیستم استودیوهای بزرگ ساخته میشه و مخفف Independent Film هست. این کارها معمولا بودجه ی کمتر و آزادی هنری بیشتری برای فیمساز دارن.

 

فیلم Buddy در جشنواره ی ساندنس 2026 اکران شد. این اثر در ژانر کمدی وحشت قرار میگیره و ایده ی ساده ای داره.

به گزارش گاردین، داستان درمورد شخصیتی عروسکی به اسم بادی هست که بچه ها رو میکشه اما این ایده فقط در حد یک ایده‌ی کوتاه جواب میده و برای یک فیلم 95 دقیقه ای کافی نیست. فیلم خیلی زود خسته کننده میشه و نمیدونه با ایده اش چیکار کنه.
ظاهر فیلم شبیه برنامه های کودک دهه ی 90 هست اما این نوستالژی فقط چند دقیقه جذابه. بادی یک موجود پشمالوی نارنجی، آدم میکشه اما قتل ها نه ترسناکن و نه خنده دار و حس خلاقیت خاصی هم ندارن.
فیلم بیش از حد در یک استودیوی مصنوعی میگذره و حس واقعی بودن نداره. شخصیت ها سطحی هستن و تماشاگر اهمیتی به سرنوشتشون نمیده. وقتی فیلم سعی میکنه احساسات یا درام وارد کنه، نتیجه اش مضحک میشه چون فضای کلی خیلی کارتونی و بی اهمیته. بازیگرهای کودک مجبورن مثل برنامه های کودک تلویزیونی رفتار کنن و این به مرور آزاردهنده میشه. حتقی وقتی فیلم وارد دنیای واقعی میشه، باز هم انسجام نداره. بادی به عنوان آیکان جدید وحشت، اصلا قانع کننده نیست.
منتقد گاردین عقیده داره این فیلم نه ترسناکه، نه بامزه و نه ارزش یک فیلم بلند رو داره و در نتیجه کاراکتر بارنی واقعی که شباهت زیادی به کاراکتر بانی داره، میتونه وحشتناک تر باشه.
فیلم هنوز پخش کننده نداره و فقط در ساندنس نمایش داده شده و محصول آمریکاست. ایده ی فیلم و ظاهرش عجیب و جالبه و ایده ی بصری، نوعی کنجکاوی فوری درست میکنه.

 

فیلم Belen اثر دلورس فونزی، یک درام حقوقی و اجتماعی هست که براساس داستان واقعی زنی آرژانتینی ساخته شده. این زن بعد از سقط جنین ناخواسته، به اتهام قتل عمد به زندان محکوم میشه. این فیلم از 7 نوامبر در سینماهای بریتانیا و آمریکا اکران شده و از 14 نوامبر هم روی پلتفرم پرایم ویدیو در دسترس قرار گرفته.

فیلم بلن، در سال 2014 اتفاق می افته. زن 25 ساله ای با درد شدید شکم به بیمارستانی در آرژانتین مراجعه میکنه و مشخص میشه که سقط جنین داشته اما خودش از بارداری خبر نداشته. پزشک ها بدون انجام آزمایش DNA پلیس رو خبر میکنن و بلن به قتل عمد مهم میشه و به 8 سال زندان محکومش میکنن.
وکیل فمینیستی پرونده رو به دست میگیره و موجی از اعتراض ها با شال های سبز در سراسر آرژانتین به راه می افته.
فیلم بیشتر از زاویه ی دید وکیل روایت میشه و با تصاویر واقعی از لحظه ی قانونی شدن سقط جنین در آرژانتین در دسامبر 2020 تموم میشه.
در پرونده ی بلن، این زن به اتهام قتل عمد نوزاد خودش متهم شد و این درحالی بود که شواهد پزشکی و حقوقی، این اتهام رو تایید نمیکردن.

 

فیلم Odyssey جرارد جانسون، در تاریخ 7 نوامبر 2025 در سینماهای بریتانیا اکران شد. پیش نمایش های این فیلم در جشنواره ی SXSW و چند سینمای مستقل در لندن بود در ژانر روانشناختی و لحن تاریک و طنز سیاه هست.

این فیلم داستان سقوط یک زن در دنیای تاریک و فاسد لندن رو روایت میکنه. این زن یک مشاور املاک موفق اما به قولا خودویرانگر هست و فیلم سعی میکنه لندن رو محیطی با ظاهر تجملی و خوب اما از درون، پر از خشونت و فساد توصیف کنه.
فیلم با صحنه ای نمادین شروع میشه که ناتاشا فیلین، در مطب دندانپزشکی نشسته و دندانش کشیده میشه و کارت بانکیش کار نمیکنه.
در ادامه برای قایم کردن یک مامور دزدیده شده پول به دست میاره و این کار، زمینه ی ورودش به دنیای زیرزمینی لندن رو ایجاد میکنه. تم اصلی فیلم، سعی داره نشون بده که چطور حرص و خودخواهی در دنیای سرمایه داری مدرن، حتی افرادی که درظاهر موفق هستن رو دچار سقوط میکنه.
کارگردان این فیلم بابت کارهایی که توی رزومه اش داره، معروفه به اینکه فساد اجتماعی رو به شکل صریح و بی پرده نشون میده و این فیلم هم روایت تلخ و پرتنشی از سقوط فردی در دل جامعه ی مدرن بریتانیاست.
بازخوردهای منفی این فیلم بیشتر بابت روایت کند، اغرق در فضای تاریک و کمبود نوآوری در مقایسه با کارهای قبلی کارگردان مطرح شدن.
بعضی از تماشاگرها در جشنواره ها گفتن که بخش های ابتدایی فیلم با دیالوگ های طولانی و شلوغ، عمدا آزاردهنده طراحی شده و باعث خستگی میشه.
بعضی از نقدها گفتن که فیلم بیش از حد روی جنبه های خشن و فاسد دنیای املاک لندن تمرکز داره و همین باعث میشه پیام اجتماعیش گم بشه.
فروش این فیلم خیلی ضعیف بوده و عملا در گیشه، موفقیت خاصی به دست نیاورده.

 

به گزارش گاردین، این انیمه ی سینمایی با یک سوپر ادیت شروع میشه که ترکیبی از بخش های مختلف سریال تلویزیونی جوجوتسو کایزن هست. در ادامه، اپیزودهای جدید سریال به طور ضمنی نمایش داده میشه و همه چیز در قالب یک فیلم سینمایی عرضه میشه. سوالی که در اینجا مطرح میشه اینه که آیا ما واقعا با یه فیلم طرفیم که از یک سریال وام گرفته یا یک سریال که به شکل فیلم دراومده؟

صحنه های نبرد بسیار پرانرژی و خلاقانه طراحی شدن و برای طرفدارهای اکشن تماشایی هستن اما برای افرادی که تازه وارد به حساب میان، حجم عظیم لور، یعنی داستان پیشینه و جهان سازی، گیج کننده است.
منتقد گاردین پیشنهاد میکنه چیزی شبیه به اسکرول آغازین جنگ ستارگان، میتونست کمک کنه تا مخاطب های تازه راحتتر با داستان ارتباط بگیرن.
مشکلی اصلی مربوط به روایته که سعی میکنه هزاران سال لور رو در ذهن مخاطب بازگذاری کنه درحالیکه همزمان تصاویر پرهیاهوی نبردهای دنیای زیرزمینی نمایش داده میشن. برای افرادی که با مفهوم نفرین شده یا افراد نزدیک به شیطان و نبرد خیر و شر آشنا نیستن، فیلم بیشتر شبیه یک نمایش بصریه و لزوما داستان قابل فهمی جلوه نمیکنه.
این انیمه ی سینمایی ترکیبی از فیلم و سریاله و پر از نبردهای چشمگیر و طراحی های خلاقانه است اما برای مخاطب های تازه وارد، پیش از اندازه پیچیده و گیج کننده جلوه میکنه. جذابیت اصلیش در اکشن و جلوه های بصریه و در زمینه ی روایت، با چیز چندان ساده و قابل دنبال کردنی رو به رو نیستیم.