تعبیر خواب بادوم پفکی تند

تعبیر خواب رایگان| به قول استاد فقیدم، برای شاد شدن باید خودمونو بشناسیم و برای شاد موندن، باید چیزای زیادی درمورد دنیا یاد بگیریم.

 

حواس پرتی یک کلمه‌ی رایجه که به محض گفتنش می‌تونید تجسم کنید توصیف کننده‌ی چه حالتی هست. حواس پرتی معمولا برای اشاره به یک وضعیت منفی به کار میره ولی میشه گفت به خودی خود نه خوبه و نه بد. 
گاهی ما دچار حواس پرتی میشیم و اقدامات خارج از برنامه انجام میدیم که می‌تونه بعضا بهمون ضرر بزنه. مثلا ممکنه تحت تاثیر شادی یا اضطراب افراطی یا حتی تحت تاثیر نوعی توهم، دچار حواس پرتی بشیم و وقتی حواس پرتی باعث ایجاد اختلال در انجام کارها میشه و منافع فرد رو به خطر میندازه یا جلوی رشدش رو میگیره، یعنی با یک نابهنجاری رو به رو هستیم و لازمه ریشه هاش رو پیدا و برطرف کرد.

اما چه زمان میشه از حواس پرتی استفاده‌ی مفید داشت؟ 
بعضی از مسائل تلخ زندگی، به راحتی قابل فراموش کردن نیستن. حواس پرتی عمدی، یعنی توجه به چیزایی که میتونن سرگرم کننده و خنده دار باشن اما در حالت عادی، زیاد به چشم نمیان؛ با این هدف که فرد بتونه از موضوع ناراحت کننده یا ناخوش آیند، فاصله بگیره. مثلا شوخی های بعضا لوس حین تدریس درس های دشوار، میتونن تلاشی برای حواس پرتی از افکار ناراحت کننده باشن که در عین حال، تمرکز فرد رو روی موضوع تدریس حفظ میکنن.

مثل هر مهارت روانی دیگه‌ای، میشه گفت که هیچ حد و مرزی در استفاده از مهارت حواس پرتی و خلاقیت ورزیدن در این زمینه وجود نداره، صرفا مهمه که ازش به شکل خوبی استفاده بشه و در خدمت رشد شما باشه. 
شاید بشه گفت بخش قابل توجهی از انگیزه‌ی افرادی که به سمت مواد توهم زا کشیده میشن، نیازشون برای تجربه‌ی نوعی حواس پرتی هست ولی ما آدم ها به واسطه‌ی ذهن خلاقمون پتانسیل اینو داریم که عوامل حواس پرتی بهینه تری پیدا کنیم که نه تنها آسیبی به ما نمی رسونن بلکه در خدمت رشدمون هستن. 

 

مهارت‌های روانی همیشه جنبه‌ی عملی ندارن و برخی فقط درمورد نحوه‌ی ادراک صحبت میکنن. درک مفهوم ادراک و تفکیک ثبات بهنجار از ثبات نابهنجار، ممکنه گاهی دشوار باشه. شاید جالب ترین نماد که توصیف کننده‌ی این مهارته، سمبل نمک باشه که در ادبیات و هنر هم به کرار ازش برای اشاره‌ به مفهوم ثبات استفاده شده.

نمک به عنوان ماده‌ای شناخته شده که میتونه از فساد و تغییر فرم برخی مواد جلوگیری کنه ولی در عین حال، میتونه با توجه به موقعیت، بحران زا هم بشه. بی حاصل کردن زمین یا دردناک کردن یک زخم، شکل افراطی خاصیت ثبات بخش نمک هستن.

برخی از شکل های ثبات در زندگی هستن که ممکنه جلوی رشد فرد رو بگیرن یا رفته رفته، تبدیل به رنج و کمبود بشن. گاهی ثبات، صرفا به افراد خاصی سود میرسونه و عده‌ای دیگه رو در یک چرخه‌ی دشوار نگه میداره. ثبات زمانی بهنجار تلقی میشه که بتونه به رشد فرد و جامعه کمک کنه.

 

آیا تقلب یه مهارت روانیه؟

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 28 فروردین · بادوم پفکی تند ·

ایده‌ی این مطلب، با دیدن پست های جدید برادر میلاد، در ذهنم درخشیدن گرفت. 

https://miladsafa.blogix.ir/

راستش برخلاف چیزی که ایشون گفتن، اتفاقا این مباحث خیلی مهم هستن و نوع نگاهی که آدما نسبت به تقلب دارن، میتونه روی کیفیت زندگی، تاثیر زیادی بذاره. 

تقلب، میتونه ترکیبی از چند مهارت روانی باشه و به خودی خود، نه خوبه و نه بد. یه قدرته که میشه در مسیرهای مختلفی مورد استفاده قرار داد. شاید ساده ترین و رایج ترین شکل تقلب، تقلب در مدارس باشه.

اگر شما با توسل به اصطلاح نسبی گرایی، عقیده دارید که اخلاقیات یه چیز نسبی، سلیقه‌ای و شخصیه، نیاز خاصی به علوم انسانی ندارید و این مطلب به دردتون نمیخوره. اگر اخلاقیات رو سلیقه ای درنظر بگیریم، درک مرز بهنجاری و نابهنجاری روانی، احتمالا ناممکنه. 

در فرهنگ عمومی، تقلب کلمه ای با بار عمدتا منفیه و برای درک اینکه تقلب خوب دقیقا چی هست، بهتره ویژگی های خاص تقلب رو بررسی کنیم. تقلب یعنی دهن کجی به یک قانون یا عرف. نکته اینه که قانون یا عرف، ساخته ی انسان ها هستن و میتونن نابهنجاری ها و مشکلات زیادی داشته باشن. پس اگر تقلب بتونه این نابهنجاری ها رو دور بزنه و جوری به فرد یا جامعه کمک کنه که سبب رشدش بشه، اون تقلب دیگه نابهنجار یا غیر اخلاقی نیست. 

 

شاید بهترین مثال، تقلب هایی باشه که در راستای گردش آزاد اطلاعات و دانش انجام شده. کتابخانه های سایه ای و کارهایی که بعضی از هکرا و برنامه نویسا و فعالای اجتماعی انجام میدن، در عین اینکه نشون دهنده ی هوش و خلاقیتشون هست، نوعی تقلب محسوب میشه. 

کتابخانه های اینترنتی غیر قانونی، که به نوبه ی خودشون خیلی از ناشرا و شخصیت های آکادمیک رو شاکی کردن، یه تقلب اجتماعی گسترده، تاثیرگذار و هوشمندانه بود که طبیعتا درمورد میزان اخلاقی بودنش هنوز هم کلی بحث میشه. شاید بشه گفت که این کتابخونه ها، بسیار مفید و دهن کجی بسیار خوبی نسبت به عرف و قوانین هستن و نمونه ای از یک تقلب سالم به حساب میان. 

 

تقلب میتونه نشونه‌ی هوش و زیرکی باشه اما خوب یا بد بودنش بستگی به موقعیت و تاثیری که ایجاد میکنه داره. 

 

موقعیتی رو تجسم کنید که یه نفر در قالب قربانی ظاهر میشه و درمورد آسیبی که بهش رسیده میگه. اشک های اون واقعی هست و میشه حس کرد واقعا زجر کشیده، داستانی که درمورد فرد ظالم میگه هم منطقیه ولی درمورد دلیل درگیری، دروغ میگه و این کار رو با هدف سواستفاده از شما و تحریک شما برای وارد شدن به ماجرا میگه. این یه نمونه ی ساده از دروغ چند لایه است.

وجه خاطر چنین موقعیتی، باورپذیر جلوه دادن دروغ به واسطه ی چند حقیقت مهمه. استفاده ازش در مسائل شخصی و روزمره راحته اما وقتی صحبت درمورد یک جامعه و اتفاقات مهم باشه، استفاده‌ی ازش ممکنه همیشه ساده نباشه.

از این مهارت روانی، همچنین میشه برای تحریک احساسات آدما و وادار کردنشون به گفتن حقیقت یا لو دادن حیله شون و همچنین وادار کردنشون به انجام یک کار خاص استفاده کرد و میزان موفقیت شما به این بستگی داره که دروغ چند لایه رو چطور طراحی کنید.

این مهارت روانی، معمولا مورد سواستفاده قرار میگیره اما مثل هر مهارت روانی دیگه ای، میشه ازش استفاده های مثبت زیادی هم انجام داد. درک نیت بد آدم ها و واکنش نشون دادن بهشون، چالش های متنوعی داره و برای مدیریت چنین چالش هایی، طیف متنوعی از مهارت های روانی رو میشه شناسایی کرد. 

 

زمانی رو تجسم کنید که میخواید درمورد یک فرد و اتفاقاتی که براش افتاده، اطلاعاتی رو به دست بیارید. ممکنه دو یا چند منبع پیدا کنید اما هیچ کدوم به طور کامل، قابل اعتماد نباشن. اصطلاحا نحوه‌ی روایت و قضاوت هرکدوم، جانبدارانه باشه. در این حالت، شما ممکنه شروع کنید به حذف داده‌های اضافی و دروغین و این کار رو از طریق درک نوع جانبداری و شخصیت افرادی که باهاشون سر و کار دارید انجام میدید. 
در نهایت میتونید داستانی تا جای ممکن خالص و صادقانه از فرد مورد تحقیق خودتون بسازید. به این میگن مهارت حذف داده‌های اضافی. این مهارت رو میشه هم در مسائل شخصی زندگی و هم مسائل اجتماعی، مورد استفاده قرار داد. هرچه حجم داده ای که باهاش رو به رو هستید بیشتر باشه، استفاده از این مهارت هم ممکنه سخت تر جلوه کنه.

در دنیای امروز، رسانه ها و منابع اطلاعاتی بسیار متنوعی وجود دارن و گزارش هر اتفاق مهم رو به شکل های متنوعی پوشش میدن. هر فرد به نسبت میزان بدبینی و تفکر انتقادی خودش، ممکنه درمورد میزان جانبداری یک رسانه تحقیق کنه و به کمک همین ادراک، حین مواجهه با محتوای یک رسانه، شروع به حذف داده‌های اضافی کنه تا به داستان خالص تری برسه.

این مهارت روانی از این بابت اهمیت داره که قضاوت غلط، میتونه تاثیر منفی روی کیفیت ارتباط شما با انسان ها یا جامعه بذاره.